شیما بابایی یکی از دخترانی که به دلیل برداشتن روسری از سر به دو ماه حبس تعزیری و پرداخت یک میلیون تومان جریمه نقدی محکوم شده گفت او به حکم «ناعادلانه‌اش» اعتراض کرده و در حال حاضر علاوه بر انتظار برای نتیجه دادگاه تجدیدنظر پرونده حجاب، منتظر تشکیل دو دادگاه دیگر با اتهاماتی متفاوت برای خود و همسرش (داریوش زند) است.

شیما بابایی، ۲۴ ساله، ساکن تهران یکی از دخترانی است که برای برداشتن روسری از سر  و فعالیت در کمپین «چهارشنبه‌های سفید» بازداشت شد. او در دادگاهی در تاریخ پنجم خرداد ماه ۹۷ در شعبه ۱۰۹۰ دادگاه ارشاد تهران به دو اتهام «اقدام به بی‌حجابی در انظار عمومی» و «نشر داده مبتذل در فضای مجازی» به دو ماه حبس تعزیری و یک میلیون تومان جریمه نقدی محکوم شده است. به گفته خانم بابایی منظور از نشر داده مبتدل در فضای مجازی نوشته‌ها و عکس‌های اوست که درباره حجاب در صفحات فیسبوک و اینستاگرامش منتشر کرده است. شیما بابایی همچنین دختر ابراهیم بابایی از زندانیان سیاسی سابق است که در اعتراضات پس از انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ به مدت چهار سال در زندان اوین بود.

به گفته شیما بابایی او با شرکت در کمپین چهارشنبه‌های سفید چندین بار با برداشتن روسری از سرش در خیابان‌های تهران به حجاب اجباری اعتراض کرده بود و در بهمن ماه ۹۶ در ادامه جریان دختران خیابان انقلاب در مقابل برج میلاد روسریش را از سر برداشت اما بلافاصله پس از این حرکت بازداشت نشد. کمپین مجازی چهارشنبه‌های سفید توسط مسیح علی‌نژاد فعال حقوق مدنی ساکن نیویورک در تابستان ۹۶ آغاز شد و از آن پس بسیاری از دختران و زنان ایرانی و حتی مردان در اعتراض به حجاب اجباری روزهای چهارشنبه با پوشیدن روسری سفید به خیابان‌های تهران رفته و روسری را از سر برمی‌دارند.

خانم بابایی  درباره نحوه احضار و بازداشتش درباره اتهام بی‌حجابی گفت: «۲۴ مرداد ۹۶ به منزل ما تماس گرفتند و به مادرم گفتند که من باید فردا به پلیس امنیت اخلاقی جهت پاره‌ای از توضیحات بروم اما احضاریه‌ای برایم نفرستاده بودند. فردایش با همسرم به آنجا رفتیم. همسرم به داخل رفت و مامورانی به او گفتند که احضارم در ارتباط با کمپین چهارشنبه‌های سفید است. در مقابل حرف همسرم که گفت برایم احضاریه نفرستادند، آنها هم برگه احضاریه‌ای تحویلش دادند. طبق برگه احضاریه سه روز بعد در تاریخ ۲۸ مرداد به پلیس امنیت اخلاقی باید می‌رفتم. این بار با پدرم رفتم.»

خانم بابایی در ادامه گفت: «در آنجا مدام از من پرسیده می‌شد که چه کسی تو را تحریک کرده که با حجاب اجباری مخالفت کنی. می‌گفتند این یک قانون است و من باید به آن احترام بگذارم. من هم می‌گفتم قانون بدی است و من با مسالمت‌آمیزترین شیوه ممکن دارم به آن اعتراض می‌کنم و کسی هم تحریکم نکرده است. بعد شروع به بی‌احترامی کردند. پدرم معترض شد و گفت حق ندارند با دخترم اینطور رفتار کنند. اما آنها با خشونت و اهانت پدرم را از اتاق بیرون کردند. پدرم جانباز جنگ است و حالش بد شد. دو ساعتی آنجا بودیم، پرونده برایم تشکیل دادند و گفتند باید به دادسرای ناحیه ۲۱ ارشاد مراجعه کنم.»

شیما بابایی افزود: «به همراه پدرم به آنجا رفتیم. در آنجا آقای بازپرس از من همان سوال‌ها را درباره حجاب کرد و من هم همان جواب‌ها را دادم و بعد گفت شما باید بازداشت شوی ولی اگر قرار وثیقه بگذاری به بازداشتگاه نمی‌روی. پدرم هم گفت برایش وثیقه می‌گذارم. تازه آنجا فهیمدیم که ماموران پلیس امنیت اخلاقی از پدرم به اتهام درگیری با مامور قانون شکایت کردند. آقای بازپرس به پدرم گفت شما خودت الان متهمی و نمی‌توانی ضمانت دخترت را بکنی. من را بردند بازداشتگاه وزرا. چند ساعتی در بازداشتگاه بودم که با وثیقه دوست پدرم به صورت موقت آزاد شدم.»

به گفته شیما بابایی او چندین ماه بعد متوجه دادگاهش می‌شود: «هشتم بهمن ۹۶ با ضامن من که دوست پدرم بود تماس گرفته شد و گفت امروز دادگاه داشته‌ام اما شرکت نکردم و او باید به من خبر بدهد که برایم غیابی حکم صادر می‌شود. من هیچ ابلاغیه‌ای برای روز دادگاه دریافت نکرده بود.  وکیلم با دادگاه تماس گرفت و معترض شد که وقتی ابلاغیه نفرستادند چطور من می‌توانم از تاریخ دادگاه مطلع شوم و به دادگاه بروم اما آنها مدعی شدند که ابلاغیه را فرستاده‌اند.»

خانم بابایی با اظهار اینکه چهار روز پس از این تماس ماموران وزارت اطلاعات به خانه مادر همسرش (داریوش زند) در شهر بهبهان حمله کردند گفت: ‌«غروب ۱۲ بهمن ماه ۹۶ ماموران وزارت اطلاعات به داخل خانه مادرم همسرم هجوم آوردند. من و داریوش آنموقع بهبهان بودیم، ما را بازداشت کردند و از آنجا به اهواز منتقل شدیم. سه روز در سلول انفرادی بازداشتگاه اداره اطلاعات اهواز بودیم و بعد به تهران و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شدیم. ۲۱ روز آنجا در انفرادی بودیم و بعد برای ۱۰ روز هم به اتاق‌های با دو سه نفر زندانی دیگر منتقل شدیم.»

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان به نقل از کمپین حقوق بشر در ایران؛ شیما بابایی درباره بازجویی‌هایش گفت: «در طی ۲۱ روز انفرادی در بند ۲۰۹ زندان اوین، ۱۳-۱۴ بار بازجویی شدم که فقط دو سه جلسه آن درباره اتهام بدحجابی بود. آنجا متوجه شدم من و همسرم با اتهامات زیادی مواجه هستیم که بی‌حجابی یکی از آنها بود. درباره این اتهامم گفتند به تحریک مسیح علی‌نژاد این کار را می کنم و برای مسیح کار می‌کنم اما من منکر شدم و گفتم اتفاقا مسیح برای ما کار می‌کند. وقتی ما هیچ رسانه‌ای در ایران نداریم تا افکار و نظرمان را پوشش دهد مسیح این کار را برای ما می‌کند.»

مقاله قبلیدادگاه ملایر بدون رسیدگی به موضوع شکنجه تیمور خالدیان را به ۲۳ ماه زندان محکوم کرد
مقاله بعدیصاعقه در سیاره‌های مشتری و زمین شبیه هم است
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.