پزشک پردیسان وقتی در سال 90 برای نمونه گیری از شیری که ادعا می شد شیر ایرانی است به باغ وحش شیراز رفته بود در آزمایش شیر متوجه نوعی سرطان مسری شد.

گویا این بیماری در میان یک پلنگ و دو شیر دیگر نیز دیده شده است.

تا امروز اما سازمان حفاظت محیط زیست تمهیدی برای این معضل نیندیشیده است و باغ وحش شیراز هم به نظر نمی رسد اهمیتی به موضوع داده باشد.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از خبرگزاری CHN؛  در سال 90 و در پی آزمایشی که از شیر نر باغ وحش شیراز صورت گرفت مشخص شد که این حیوان به ویروس FeLV که نوعی سرطان خون مسری است.

«ایمان معماریان»، پزشک سابق پردیسان  با بیان این مطلب گفت: «در سال 90 مسوولان باغ وحش شیراز ادعا کردند شیر نر موجود در آن باغ وحش شیر ایرانی است. من از طرف دفتر شکار و صید سازمان محیط زیست برای بررسی این ادعا و نمونه گیری از شیر نر به این باغ وحش رفتم اما نه تنها شیر ایرانی نبود بلکه مسایل بسیار جدی در میان گربه سانان این باغ وحش دیده شد.»

به گفته او، مهم ترین مشکلی که در شیر نر دیده شد، ویروس FeLV بود که نوعی سرطان خون مسری در میان گربه سانان است. بعد از آزمایش دو شیر ماده و یک پلنگ این باغ وحش معلوم شد که این سه نیز مبتلا به این سرطان هستند.

اما در همین حدود زمانی باغ وحش ساری سه شیر ماده از باغ وحش شیراز خریداری کرد که هر سه این شیرها مبتلا به همان سرطان بودند. یکی از شیرهای ماده در نهایت بابت بابت کم خونی شدید و ابتلا به یک عارضه دیگر تلف شد.

معماریان در مورد مسایل شیرهای باغ وحش شیراز اضافه کرد: «در میان این شیرها همچنین زخم های شدید قرنیه، تورم شکم و آسیت نیز رویت شد که می تواند نشانگر وجود بیماری های دیگری باشد.»

با وجود تمامی این مشکلات و در جایی که در سال 90 گزارش کاملی در این مورد به سازمان محیط زیست داده شده است، این سازمان هنوز در این باره واکنشی نشان نداده است کما این که به نظر می رسد مسوولان باغ وحش شیراز نیز اساسا اهمیتی به موضوع سلامت گربه سانان این باغ وحش نمی دهند.

بی توجهی به حیوانات در باغ وحش شیراز البته سر درازی دارد. به گفته معماریان این باغ وحش یک نمونه از باغ وحش هایی است که حیوان سالم را از طبیعت به این اسارتگاه می آورند. پلنگ این باغ وحش مستقیما از طبیعت آورده شده است.

مقاله قبلیموضوع جنگیری که دوباره به اکران سینماها برگشت
مقاله بعدیDKR 2008 سرسخت‌ترین خودروی ساخت پژو
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.