«شیردال» موجودی افسانه‌یی است که نمونه‌هایی از آن در مناطقی از آسیای غربی، مدیترانه و یونان کشف شده است.

«شیردال» موجودی با بدن شیر همراه با بال و غالبا صورت پرندگان شکاری مانند عقاب، شاهین، باز و قرقی است.

نمونه‌ی یک «شیردال» توسط رییس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری از آمریکا به ایران آورده شد. این اثر در سال 2003 میلادی در گمرک فرودگاه آمریکا از قاچاقچیان گرفته شد و تا کنون در آن کشور بوده است.

درباره‌ی «شیردال»ها داستان‌های افسانه‌یی نیز وجود دارد، مانند این‌که گفته شده، شیردالی بر دروازه‌ی شهر «تِبس» در مصر باستان می‌نشست و از رهگذران ضرب‌المثل می‌پرسید؛ هر کسی پاسخ غلط می‌داد، او را روی تختی می‌خواباند و اگر بدنش بزرگ‌تر از تخت بود، قسمت‌های اضافه را می‌برید و اگر کوچک‌تر بود، بدنش را می‌کشید تا به اندازه‌ی تخت شود.

در برخی منابع نیز آمده است: قدیمی‌ترین «شیردال» کشف‌شده از آسیای مرکزی به سده‌های پنجم و چهارم پیش از میلاد برمی‌گردد و به حکومت‌های تابع امپراطوری هخامنشی متعلق است. هخامنشیان شیردال را «نگهبانی در برابر اهریمن، جادو و دروغ» می‌دانستند.

سرستون‌های مشهور هخامنشی هم یکی از مشهورترین مصنوعات بشری هستند که شیردال‌ها را نمایش می‌دهند. نام این جانور در پارسی میانه «بشکوچ» است. خیلی‌ها اعتقاد دارند سیمرغ در ادبیات کلاسیک پارسی نو، نمود نوینی از شیردال یا بشکوچ است، هرچند نام خود سیمرغ به پیش از اسلام باز می‌گردد.

در ادبیات اروپایی نیز به شیردال اشاره فراوانی شده است، برای مثال دانته در «کمدی الهی» جایی که سفر در دوزخ و برزخ به پایان می‌رسد، سوار بر شیردالی که به سرعت برق حرکت می‌کند، سفر به بهشت را آغاز کرد؛ اما این نخستین نمود شیردال در فرهنگ ایتالیایی نیست، در پیزا، از ایتالیای قرون وسطی نیز شیردالی برنجی باقی مانده که به‌نظر می‌رسد منشأ آن، سرزمین‌های اسلامی باشد یا از روی دست صنعتگران مسلمان ساخته شده باشد.

به گزارش ایسنا،  این شیردال که بزرگ‌ترین مجسمه‌ی شیردال دوره‌ی اسلامی است بیش از یک متر بلندی دارد و احتمالا در قرن یازدهم میلادی در آندلس ساخته شده است.

مقاله قبلیادامه تجمع اعتراضی ده ها نفر از خانواده های اهل سنت و وعده های جدید قوه قضاییه(خبر تکمیلی)
مقاله بعدیجان کری: حل سریع مسئله هسته‌ای ایران امکان پذیر است
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.