بنابه گزارشات رسیده  در طی هفته جاری زندانیان سیاسی میثم چندانی و محمد حسین ریگی به دفتر رئیس زندان زاهدان خسروی برده شدند و آنها را تحت شکنجه های فیزیکی و روحی قرار دادند تا به اعترافات تلویزیونی تن دهند و مقابل دوربین گفته های بازجویان وزارت اطلاعات را تکرار کنند.

روز دوشنبه ۹ دی ماه زندانیان سیاسی هموطن بلوچ میثم چندانی ۲۲ ساله و محمد حسین ریگی ۲۳ ساله را از بندهای خود خارج کردند و به دفتر رئیس زندان فردی بنام خسروی منتقل کردند. در اتاق رئیس زندان بابایی رئیس سازمان زندانهای استان سیستان و بلوچستان ،غلامی رئیس اطلاعات زندان و بازجویان وزارت اطلاعات همراه با یک اکیپ از فیلمبرداران وزارت اطلاعات حضور داشتند.

بازجویان وزارت اطلاعات از آنها می خواهند که مواردی را که آنها برایشان نوشته اند و یا به آنها می گویند را جلوی دوربین تکرار کنند. این ۲ زندانی به آنها می گویند هیچ کدام از مواردی که شما نوشته اید و می گویید را ما از آن اطلاع نداریم و هرگز آنها را تکرار نخواهیم کرد .

بازجویان وزارت اطلاعات همراه با خسروی ، بابایی و غلامی هر کدام از آنها را به سلولی منتقل می کنند و ابتدا آنها را تهدید می کنند که اگر اعتراف نکنند عواقب آن را خواهند دید و آنها را دوباره به اداره اطلاعات زاهدان منتقل خواهند کرد و تحت شکنجه قرار خواهند داد.ولی وقتی که تهدیدات کارساز نشد به آنها دست بند و پابند می زنند و شروع به شکنجه های وحشیانه جسمی می کنند این شکنجه ها برای مدتی ادامه داشت . ضربات بازجویان وزارت اطلاعات بیشتر به نقاط حساس بدن آنها وارد می شد.

زندانیان سیاسی میثم چندانی و محمد حسین ریگی حدودا ۷ ماه پیش در منزل مسکونی خود در شهر سراوان دستگیر شدند و ۴ ماه را در سلولهای انفرادی اداره اطلاعات زاهدان تحت شکنجه های جسمی و روحی قرار داشتند. آنها در طی این مدت از تماس تلفنی و ملاقات با خانواده هایشان محروم بودند.این ۲ زندانی سیاسی سپس به بندهای ۴ و ۳ زندان مرکزی زاهدان منتقل شدند.علیرغم گذشت ۷ ماه از بازداشت آنها هنوز در بلاتکلیفی بسر می برند.

آخوند علی خامنه ای ولی فقیه رژیم،آخوندها و سرکوبگران روز ۹ دی را به مناسبت سرکوب خونین قیام مردم ایران جشن می گیرند ، همزمان بازجویان ولی فقیه شکنجه و اذیت و آزار را علیه زندانیان سیاسی در زندانهای مختلف ایران شدت می بخشند .آخوندهای دولتی از طریق وسایل ارتباط جمعی یک جنگ روانی و فشار روحی علیه مردم در این روزها آغاز می کنند.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، شکنجه جسمی و وحشیانه ۲ زندانی سیاسی جهت گرفتن اعترافات تلویزیونی دروغین را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر وسایر مراجع بین المللی خواستار ارجاع پرونده جنایت علیه بشریت آخوند علی خامنه ای ولی فقیه رژیم و آخوندهای همدست وی به دادگاه های جنایی بین المللی است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

۱۳ دی ۹۲ برابر با ۳ ژانویه ۲۰۱۴

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید

کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد

گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد

سازمان عفو بین الملل

مقاله قبلیمهدوی‌کیا در کنار بکام و فرگوسن در سایت فیفا
مقاله بعدیکودکانی که آدم برفی درست می کردند، و کودکانی که ……؟!
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.