بنابه گزارشات رسیده  معلم زندانی محمد امین اگوشی و ایرج محمدی پس از ۲ هفته نگهداری در سلولهای انفرادی و شرایط غیر انسانی به سلولهای خود باز گردانده شدند.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران؛ معلم زندانی محمد امین آگوشی و زندانی ایرج محمدی بیش از ۲ هفته پیش به سلول انفرادی بند قرنطینه منتقل شدند. معلم زندانی به دلیل اعترض به شرایط غیر انسانی در زندان و غیر قانونی بودن حبس خودش اقدام به گچ گرفتن سر و صورت خود نمود و از این طریق اقدام به اعتصاب غذا نمود .زندانبانان ولی فقیه به جای رسیدگی به خواسته های این زندانی ، وی را به سلول انفرادی منتقل نمودند. در پی این انتقال ، ایرج محمدی با بیانیه ای اقدام به حمایت از خواسته های همبندش نمود.

فردی به نام رنگریز معاون امنیتی محمد مرزیه دادستان زاهدان که یکی از سرکوبگران اهل سنت در استان سیستان وبلوچستان می باشد دستور داد تا ایرج محمدی را به سلولهای انفرادی بند قرنطینه منتقل نمایند.

سلولهای انفرادی قرنطینه فاقد سیستم خنک کننده و تهویه می باشد این در حالی است که گرمای شدید باعث می شود که به زندانی در این سلولها به خاطر نبود سیستم تهویه و خنک کننده حالت خفگی دست بدهد و شرایطی کاملا غیر قابل تحمل برای زندانی ایجاد می نماید. زندانبانان ولی فقیه برای تحت فشار قرار دادن زندانیانی که در اعتراض به این شرایط دست به اعتصاب غذای تر می زنند از دادن آب به آنها خوداری می کنند و یا اینکه آب کثیف و شور به زندانی داده می شود تا بیشتر تشنگی بر او فشار آورد. گرمای شدید و عرق ریختن مستمر زندانی در سلولهای انفرادی در اکثر مواقع منجر به بی حال شدن و بیهوش شدن زندانی می گردد.

از طرفی دیگرزندانیان بی دفاع در سلولهای انفرادی با باتون و لوله های فلزی مورد ضرب و شتم قرار می گیرند. زندانیان بصورت بسیار محدود حق استفاده از سرویسهای بهداشتی را دارند و از استحمام محروم می باشند. در حال حاضر بیش از ۷۰ زندانی در سلولهای انفرادی نگه داشته می شوند که بعضی از آنها بیش از ۶ ماه است که در سلولهای انفرادی نگهداری می شوند.

اخیرا دادستان زاهدان محمد مرزیه یکی از سرکوبگران خونین اهل سنت در استان سیستان وبلوچستان برای پنهان ماندن چهره غیر انسانی خود فردی به نام رنگریز معاون امنیتی خود را مسئول سرکوب زندانیان عقیدتی، سیاسی و عادی در زندان زاهدان نموده است. رنگریز همراه با غلامی رئیس اطلاعات زندان،خسروی رئیس زندان و بابایی رئیس سازمان زندانهای استان که پیش از این از سرکوبگران زندانیان سیاسی در زندان اصفهان بود مسئول شکنجه و سرکوب زندانیان سیاسی ، عقیدتی و عادی در زندان زاهدان هستند.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،تشدید فشارها و سرکوبهای وحشیانه علیه زندانیان سیاسی و عقیدتی که در زندانهای ایران در اسارت بسر می برند ، به منظور ایجاد فضای رعب و وحشت را محکوم می کند و از کمیسرعالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی خواستار ارجاع پرونده آخوند علی خامنه ای و آخوندهای همدست وی به مراجع قضایی بین المللی است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

اول مرداد۹۲ برابر با ۲۳ ژوئیه۲۰۱۳

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:

کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد

گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد

سازمان عفو بین الملل

 

مقاله قبلییورش وحشیانه به سلول کشیش زندانی و زندانیان سیاسی همبند وی..
مقاله بعدیطراحی خودرو با الهام از جنگنده‌؛به همراه تصاویر..
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.