زندانیان حتی در ایام عید از اذیت و آزار زندانبانان ولی فقیه در امان نیستند و به دلایل واهی آنها را به قرنطینه زندان منتقل  و با کابل و ضربات مشت و لگد تحت شکنجه های وحشیانه قرار می دهند از جمله آنها ۲ زندانی به نام های ناصر هراتی ۲۳ ساله از بند ۴ زندان زابل و زندانی محمد حسین جسری ۵۰ ساله را می توان نام برد.شکنجه و اذیت و آزار زندانیان به امری روز مره تبدیل شده است . زندانبانان ، زندانیان را به ستونی می بندند و با کابل و مشت و لگد به جان آنها می افتند.

زندانیان بی دفاع زندان زابل در ایام عید برای ملاقات با خانواده های خویش می بایست مبلغ ۵۰۰ هزار تومان به زندانبانان رشوه بدهند تا بتوانند با خانواده هایشان ملاقات کنند. از آنجایی که اکثر زندانیان قادر به پرداخت این مبلغ نیستند امکان ملاقات  با خانواده هایشان را ندارند.

اکثر زندانیان متاهل  و دارای فرزندان خردسال هستند و تمام امید آنها این است که در ایام عید بتوانند پدر خویش را ببینند و لحظاتی در آغوش او آرامش گیرند.

 همچنین زندانبانان بر اخاذی از زندانیان شدت بخشیده اند و تحت عنوان خرید موکت برای زندان،  زندانیان را تحت فشار قرار داده اند که مبالغ هنگفتی را بپردازند و تا به حال ۲ بار و هر بار مبلغ ۱۰ هزارتومان از آنها اخاذی نموده اند.زندانیان می بایست هزینه خرید لامپ، شیر آب و سایر امکانات تاسیساتی را خود پرداخت نمایند.

از طرفی دیگر در بهداری زندان مرکزی زابل فقط بهیاران هستند و هیچ پزشکی در آن وجود ندارد و  هر ۲ ماه یکبار  پزشک عمومی از بیرون به زندان آورده می شود و فقط ۴۵ دقیقه در زندان است که به بیماران رسیدگی کند این در حالی است که بیش از۷۰۰ زندانی در این زندان محبوس هستند.آخرین بار که پزشک عمومی به زندان زابل آمده است در عرض ۴۵ دقیقه ۷۰ بیمار را ویزیت کرده است یعنی برای هر نفر حدودا ۳۰ ثانیه وقت گذاشته است !

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران؛ اسامی تعدادی از شکنجه گرانی که زندانیان بی دفاع را تنها به خاطر اعتراض به شرایط غیر انسانی به سلولهای انفرادی منتقل می کنند و آنها را تحت شکنجه های وحشیانه قرار می دهند و از زندانیان اخاذی می کنند ،به قرار زیر می باشد: مهودی رئیس زندانزابل  که خود شخصا  زندانیان را شکنجه می کند و یا به افراد زیر دست خود  دستور می دهد تا اعمال ضدبشری را علیه زندانیان بکار ببرند،رضایی رئیس حفاظت زندان، رضا آذرسا معاون مدیر داخله، این جنایتکار علیه بشریت جنون شکنجه علیه  زندانیان را دارد ، علی سرکرجی ازماموران گارد ویژه  زندان،حسن پودینه از ماموران گارد ویژه زندان، محمد رهداد از ماموران گارد ویژه زندان، مصطفی شهرکی از ماموران گارد ویژه زندان

مقاله قبلیلحظات تکان دهنده وداع پدر با پسر در کوههای آلپ، دلنوشتۀ پدر برای پسر
مقاله بعدیجان زندانی سیاسی در معرض خطر جدی قرار دارد
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.