بنابه گزارشات رسیده شکنجه های وحشیانه زندانی سیاسی الله وردی روحی ، دامادش و برادر همسرش در شکنجه گاه وزارت اطلاعات در بند ۸ معروف به بند سپاه که در دست بازجویان وزارت اطلاعات است.

زندانی سیاسی الله وردی روحی ۶۴ ساله از زندانیان سیاسی دهه ۶۰ اواخر مهر ماه با وثیقه سنگین از شکنجه گاه وزارت اطلاعات در زندان گوهردشت کرج آزاد شد او در طی ۲ هفته بازداشتش در این شکنجه گاه تحت وحشیانه ترین شکنجه های جسمی و روحی قرار داشته است این نوع شکنجه های وحشیانه فقط در دهه ۶۰ بکار برده می شد. زمانی که چشمبند بر چشمانش بود او را از پله ها به پایین هل داده بودند به همین علت از ناحیه سر به شدت زخمی شد و علیرغم گذشت چندین روز هنوز آثار شکنجه بر جسم ایشان عیان است.

در طی ۲ هفته بازداشت در شکنجه گاه وزارت اطلاعات تمامی بازجوییها از او روی فرزندانش که از اعضای سازمان مجاهدن خلق ایران می باشند و در زندان لیبرتی در عراق بسر می برند متمرکز بود و به او گفته بودند که به خاطر حضور فرزندانت در لیبرتی تو را دستگیر نموده ایم.بازجویان وزارت اطلاعات به او گفته اند که یورش به منزل وی ،بازداشتهای مکرر او و سایرخانواده هایی که فرزندانشان در لیبرتی هستند زمانی پایان می پذیرد که فرزندانشان را متقاعد کنند که به ایران بازگردند و از سازمان مجاهدین جدا شوند.

بازجویان وقتی که مقابل پاسخ های آقای روحی قرار می گیرند که آنها در سنی نیستند که من برای آنها تعیین تکلیف کنم به وی می گویند شما با ما همکاری کنید و ما به تو می گوییم که چگونه میشود آنها را از سازمان مجاهدین جدا کرد.

بازجویان وزارت اطلاعات بعد از آزادی او را در بازداشت خانگی نگه داشته اند و او حق ندارد با هیچ کسی حتی خانواده و بستگانش تماس تلفنی داشته باشد ، حق ندارد که از خانه خارج شود و نباید به کس اجازه دهد که به خانه اش مراجعه کند و در صورت مراجعه درب منزل را نباید باز کند. بازجویان وزارت اطلاعات او و خانواده اش را در یک بازداشت خانگی کامل قرار داده اند.

بازجویان وزارت اطلاعات همچنین داماد او ، زندانی سیاسی حمید میبدی و آقای داود میرزایی برادر همسر وی را به عنوان گروگان مدتی در سلولهای انفرادی شکنجه گاه وزارت اطلاعات نگه داشتند .

سیاست ولی فقیه آخوند علی خامنه ای در رابطه با خانواده های اعضاء و هواداران سازمان مجاهدین خلق ایران و همچنین کسانی که در ایران از آنها حمایت و هواداری می کنند برخورد خونین بر مبنای صدور احکام اعدام، زندانهای طولانی مدت،عدم درمان زندانیان سیاسی بیمار و حتی زجرکش کردن آنها می باشد. بازجویان ولی فقیه برای تمامی اقشار جامعه از جمله دانشجویان ، زنان ، فعالین کارگری، اقوام وادیان و مذاهب ، بازاریان، کارمندان و غیره خط قرمز هرگونه حمایت و هواداری از سازمان مجاهدین خلق ایران را تعیین کرده اند و از این سازمان و حمایتهای مردمی رو به گسترش آن بشدت هراسناک هستند.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، یورش به منازل شخصی خانواده هایی که به صرف اینکه فرزندان آنها از اعضاء و هواداران سازمان مجاهدین خلق ایران هستند ،نگهداری طولانی مدت آنها در سلولهای انفرادی، شکنجه های جسمی و روحی، عدم درمان ، زجرکش کردن و صدور احکام اعدام و حبسهای طولانی مدت برای آنها را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی خواستار ارجاع پرونده آخوند علی خامنه ای و سایر آخوندهای همدست وی مانند آخوند صادق لاریجانی رئیس قوه قضاییه و آخوند محمود علوی وزیر اطلاعات و رئیس شبکه شکنجه گران در ایران به دادگاه های جنایی بین المللی است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

۱۰آبان۱۳۹۲ برابر با ۱ نوامبر۲۰۱۳

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید

کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد

گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد

سازمان عفو بین الملل

مقاله قبلیسخنان محمد نوری زاد برمزار ستار بهشتی
مقاله بعدیبیانیه زندانی سیاسی ارژنگ داودی در محکومیت اعدام ۱۶ زندانی سیاسی هوطن بلوچ
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.