درام فوتبالی «روز انتخاب» پس از «سه روز برای کشتن» و «جک ریان» سومین عدم موفقیت کوین کاستنر در باکس آفیس را رقم زده است.

 پس از حضور کوین کاستنر بازیگر و کارگردان و تهیه‌کننده مشهور در مینی‌سریال تلویزیونی «هت فیلدها و مک کوی‌ها» در سال 2012، که کاستنر یک بار دیگر با استقبال زیادی روبه رو شد، وی که در دهه 80 و 90 یکی از محبوب‌ترین بازیگران جهان بود، موفقیت چندان دیگری کسب نکرده است.

به نظر می‌رسد کاستنر نیاز دارد تا جایگاهی برای خودش در کسوت مردی پا به سن گذاشته در فیلم ها به دست بیاورد؛ درست مثل همان کاری که لیام نسون موفق به انجامش شد.

با این حال به نظر می‌رسد سال 2014 نیز سال موفقی برای این بازیگر کهنه‌کار نباشد و او ظرف چهار ماه سه شکست را تجربه کرده است. درام فوتبالی «روز انتخاب» با فروش 9 میلیون و 800 هزار دلاری‌اش در همین آخر هفته در آمریکا نمی‌تواند پوششی بر عدم موفقیت «سه روز برای کشتن» فیلمی اکشن با زمینه جاسوسی باشد یا عدم موفقیت فیلم پارامونت «جک ریان: سرباز سایه» را که ماه ژانویه اکران شد، از خاطر ببرد. هر چند در این فیلم آخری کریس پاین بازیگر اصلی بود، اما انتظار می‌رفت حضور کاستنر نقشی اساسی در موفقیت فیلم داشته باشد.

«جک ریان» در سراسر جهان فروشی 134 میلیون دلاری را ثبت کرد که 50 میلیون دلارش در آمریکا به دست آمده بود.

این در حالی است که بیش از 40 درصد تماشاگران «روز انتخاب» بالای 50 سال هستند و تقریبا 25 درصد تماشاگران بین 35 تا 49 سال سن داشتند و این نشانه‌ای بر این است که تماشاگران جوان به کاستنر توجهی ندارند. در همین حال کاستنر هنوز با تمجید منتقدان روبه روست و نقدهای قوی برای بازی‌هایش دریافت می‌کند.

فیلم «روز انتخاب» با مشارکت لایونزگیت و اودلات انترتینمنت و با بودجه 25 میلیون دلاری ساخته شده است. در این فیلم کاستنر در نقش یک مربی ارشد ظاهر شده است.

مدیر توزیع لایونزگیت معتقد است این فیلم از نظر فروش موفق خواهد بود، اما نمی‌تواند به مرزهایی که برایش پیش بینی می‌شد برسد. انتظار می‌رفت این فیلم در روز افتتاحیه بین 12 تا 14 میلیون فروش کند. این توزیع‌کننده می‌گوید این فیلم مثل یک ماراتون به آرامی اما با مداومت پیش می‌رود و در بازار شب عید پاک می‌تواند به نتیجه دلخواه برسد.

در همین حال 21 نوامبر فیلم دیگری از کاستنر از کمپانی دیسنی اکران خواهد شد که آن هم درامی با تمرکز بر ورزش است و با عنوان‌ «مک فارلند» بر مبنای یک ماجرای واقعی درباره مربی یکی از دبیرستان‌های کالیفرنیا ساخته شده و داستان قهرمانی یک تیم متمرکز بر اسپانیایی تبارها در دهه 80 را به رهبری یک مربی کارکشته روایت می‌کند. این در حالی است که پیش بینی می‌شود فیلم دیسنی با تبلیغات و برنامه‌ریزی‌های وسیعتری راهی پرده‌های سینماها شود.

کاستنر اکنون با پیشنهادهای متعددی برای بازی روبه‌روست که فیلمی از گیلرمو دل تورو برای کمپانی یونیورسال و قسمت دیگری از «جک ریان» برای پارامونت از جمله آنهاست.

در تابستان 2013 کاستر برای بازی در نقش مکمل در فیلم «مردی از آهن» از کمپانی برادران وارنر با تحسین زیادی روبه رو شد. او در نقش پدر کلارک کنت بازی کرده بود.

به گزارش مهر به نقل از هالیوود ریپورتر،این بازیگر و کارگردان مشهور آمریکایی در فیلم «سیاه و سفید» به کارگردانی مایک بیندر که یک درام نژادی است نیز جلوی دوربین رفته است. در این فیلم مستقل و غیراقتباسی که فیلمنامه اش را خود بیندر نوشته، کاستنر نقش پدربزرگی را بازی می‌کند که نوه دو رگه اش را بزرگ می کند و بر مسایل نژادپرستانه در مکان رشد این دختر تمرکز دارد. این فیلم نیز هنوز اکران نشده است.

sanfrancisco.cbslocal.com

مقاله قبلیساموئل ال جکسون: من لارنس فیشبورن نیستم
مقاله بعدیدی‌کاپریو در «بازگشت از مرگ» ایناریتو را همراهی می‌کند
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.