۲۸ تن از بانوان درویش که در روز دوم تجمع اعتراضی به وضعیت دراویش زندانی در مقابل دادستانی تهران توسط مامورین گارد ویژه مورد ضرب و جرح قرار گرفته بودند، با تنظیم شکایتی علیه برخورد خشن و غیر انسانی ماموران، خواستار معرفی و توبیخ آنان شدند.

دراویش در این تجمع دو روزه که ۱۷ و ۱۸ اسفند مقابل دادستانی صورت گرفته بود، در فضایی مسالمت آمیز خواستار ادامه درمان دراویش زندانی در مراکز درمانی تخصصی و همچنین بازگشت دو درویش تبعید شده از زندان رجایی شهر به زندان اوین بودند اما تجمع قانونی ایشان با دخالت نیروهای امنیتی و انتظامی به اغتشاش کشیده شد.

دراویش زن آسیب دیده در این حادثه در نامه‌ای به جعفری دولت ابادی خواستار رسیدگی به جرائم وقوع یافته توسط ماموران امنیتی و معرفی دراویش بازداشتی به پزشکی قانونی شده‌اند.

در حمله نیروهای امنیتی به دراویش زن، خانم پریسا اسلامی دچار شکستگی دندان، خانم اعلایی وکیل دادگستری دچار شکستگی سر و خونریزی شدید صورت، خانم منظر ملک محمدی دچار شکستگی دست، خانم نازیلا نوری دچار جراحاتی در ناحیه دست و خانم شکوفه یداللهی و سپیده مرادی دچار کبودی‌های متعدد ناشی از ضربات باتوم شده‌اند.

این زنان در شکایتنامه خود از ماموری به اسم علی نظری نام برده‌اند که شکوفه یداللهی٬ مادر کسری نوری را به شدت مورد ضرب و شتم قرار داده است و توضبح داده‌اند که وی روسری ایشان را از سرشان کشیده و با کشیدن مو‌ها و توسل به زور سعی در انتقال وی به ون نیروی انتظامی را داشته است.

دخالت بعضی ماموران مرد در ضرب و شتم زنان و و برداشتن چادر و مقنعه و کشیدن مو‌ها و همچنین فحاشی و افترا و تهمت و توهین از مواردی بوده که در این شکایت مورد اعتراض واقع شده است.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از مجذوبان نور؛ گفتنی است سمیه علائی٬ وکیل دادگستری و درویش گنابادی که شاهد عینی برخورد ماموران امینتی با دراویش زن بوده است پیگیری این شکایت را برعهده گرفته است و شکایت این زنان را تقدیم دادستانی تهران کرده است.

متن شکایتنامه ۲۸ درویش زن به دادستانی تهران به این شرح است؛

 

بسمعه تعالی

 

جناب آقای جعفری دولت آبادی٬ دادستان محترم دادسرای عمومی و انقلاب تهران

 

احتراما اینجانبان؛ شکوفه یداللهی فارسی٬ معصومه خلیلی٬ سپیده مرادی٬ لیلی نایب زاده٬ فاطمه آسوده٬ صدیقه خلیلی٬ شیما انتصاری٬ پریسا اسلامی٬ راضیه یداللهی٬ منظر ملک محمدی٬ جمیله شهبازیان٬ زرین تاج مرتضوی٬ فریده فلاحتی٬ فهیمه مرادی٬ سمیه علائی٬ بدین وسیله شرح شکوائیه خود را ذیلا اعلام می‌داریم؛

روز یک شنبه مورخ ۱۳۹۲/۱۲/۱۸ محض حضور ایشان در مقابل ساختمان دادسرای عمومی و انقلاب تهران واقع در خیابان ۱۵ خرداد٬ مامورین نیروی انتظامی و مامورین پلیس امنیت و همینطور وزارت اطلاعات شهر تهران اعم از خانم و آقا بدون دلیل و توجیه قانونی به سمت اینجانبان هجوم آورده و با ایجاد ضرب و جرح با سلاح سرد (باتوم) و با وارد آوردن ضربات پا و مشت و مهم ترو اسف بارتر٬ با برداشتن و کشیدن چادر و روسری از سر ایشان حتی از سوی مامورین مرد و هتک حرمت٬ اقدام به سوار کردن ما به خودروهای ون کرده که با شیشه‌های دودی پوشانده شده بودند و با ضرب و شتم شدید و فحاشی و افترا و تهمت و توهین و ایراد ضرب و شتم با سلاح سرد و دست و پا نمودند که در میان ایشان علی الخصوص خانم شکوفه یداللهی٬ مادر کسری نوری از ماموری بنام «علی نظری» که روسری ایشان را از سرشان کشیده و با کشیدن موهای ایشان با توسل به زور سوار ماشین کرده و روی زمین کشیدند٬ لذا از جنابعالی تقاضا می‌شود که به جرائم بوقوع پیوسته سریعا رسیدگی و اینجانبان را به پزشکی قانونی معرفی کنند.

امضا کنندگان؛

  • شیما انتصاری
  • صدیقه خلیلی
  • راضیه یداللهی
  • فاطمه فلاح
  • الهام احمدی
  • فاطمه آسوده
  • سمیه علائی
  • آرزو ملک محمدی
  • سپیده کبیری
  • جمیله شهبازیان
  • نازیلا نوری
  • زهرا رشید‌پور
  • فاطمه سلطانی
  • زرین تاج مرتضوی
  • مریم فراسیابی
  • سکینه یزدان یار
  • پریسا اسلامی
  • شبنم باقری
  • شهرزاد آثاری‌زاده
  • گیتا یزدان یار
  • شهرزاد زاهدانی
  • لیلی نایب‌زاده
  • نیلوفر صنعت پرست
  • سپیده افراسیابی
  • فریده فلاحتی
  • فهمیه مرادی
  • منظر ملک محمدی
مقاله قبلیکمپین تقاضای پایان دادن به اعتصاب غذای ۱۰ درویش زندانی
مقاله بعدیموج دوم فروپاشي اقمار شوروي سابق؛ روسيه با رهبري پوتين بدنبال چيست؟
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.