شوم ترین طرح سپاه پاسداران علیه ملت ایران! بقلم بانو محترم مومنی روحی

0
189

ننگ و نفرین ابدی بر کسانی، که در همان نخستین روزهای آغازین انقلاب سیاه اسلامی در ایران، جهت به وجود آوردن یک سیستم نظامی دیگر غیر از آرتش در کشور، راه اندازی تشکیلات منحوس و خبیث سپاه پاسداران انقلاب منفور اسلامی را، به خمینی دجال پیشنهاد دادند. و آن کودن ترین رهبران خرفت در همه جهان نیز، بلافاصله برای به اجرا گذاشته شدن این پیشنهاد نابخردانه و غیر منطقی، حکم مربوطه در این باره را صادر کرد(در مملکتی که نیروهای مسلح سه گانه مانند آرتش حضور داشت و دارد؛ راه اندازی نوع دیگر آن(سپاه پاسداران)، که همه روزه با کردارهای ناپسند و غیر اخلاقی اش، چهره کریه رژیم آخوندی را، بیشتر به همگان نشان بدهد. چه ضرورتی داشته و دارد؟!

 جز آن نبود و نیست که می خواستند، با به وجود آوردن سپاه، هم آرتش کشور را زیر نظر دائمی خودشان داشته باشند؛ و هم به طور اختصاصی، نظامیانی ویژه حکومت را، برای جمهوری پلیدشان تدارک ببینند. که غیر از شرارت و مردم آزاری و انجام دادن انواع دزدی های پنهان و آشکار، و وارد نمودن قاچاقی اقسام گوناگون مواد مخدر به داخل مملکت، که مهم ترین دلیل آن برای سست عنصر کردن جوانان ایرانی بود و هست. که نتوانند برای گرفتن حق شان از این ظالمان قدم علم کنند. سپاهیان دارای هیچ نقش دیگری نیستند. ولی در بالا بردن میزان سودرسانی به دستگاه های سویل حکومتی و دولتی(غیر نظامیان وابسته به دولت و حکومت) را، که نظارت های مستمری بر کارهای آنان داشته باشد را زیر نظر بگیرند. تا که با هیچ روش آشکار، و یا شیوه های پنهانی نتوانند؛ در هیچ زمینه ای از فعالیت های خودشان، دست از پا خطا کنند!

سالهاست که آگاهان جامعه در ایران، بعضی از کارهای خلاف اخلاق افراد سپاه پاسدارن را، در هر پست و مقامی که هستند به گوش مردم می رسانند. کسانی هم که از این موضوعات آگاهی می یابند؛ فقط می توانند این موارد را، به نزدیکان و آشنایان خود بگویند. اما تا کنون هیچ مقام رسمی در کشور(غیر از احمدی نژاد که به کنایه آنها را ” برادران قاچاقچی ” نامید)، از کنش های سود پرستانه این قلدرهای نظامی کلامی به زبان نیاورده است. ولی برخی از خیرگزاری های خارج از کشور، که راحت تر می توانند در مورد این حضرات و کارهای شان، اظهار نظر کرده و خطاهای شان را لو بدهند. به این مهم می پردازند، و به افشا نمودن اعمال خطرآفرین سپاه برای مملکت و ملت دست می زنند!

به گفته تعدادی از این سایت های خبری پارسی زبان، سپاه در حال تحرکات سیستماتیک در مناطق سنی نشین ایران است. چه بسا غرض از این کار، به وجود آوردن جنگ مذهبی داخلی میان اهل تسنن و معتقدان به انواع فرقه های شیعی مذهب در کشور است. که بدون هیچ تفسیری و تحلیلی مشخص می باشد؛ که با ایجاد درگیری های عقیدتی میان مردم داخل ایران، با به کار بردن تئوری غیرانسانی بریتانیای کبیر: ” تفرقه بینداز و حکومت کن” ؛ مردم را به جان همدیگر بیندازند؛ تا خود دزد و جانی و سودجو و قدرت پرست شان، در کمال آسایش و بدون هیچگونه دغدغه ای، بتوانند به چاپیدن دارائی های ملی همین شیعیان و سنی های ایرانزمین، هست و نیست مردم را به یغما ببرند. اسم جنایات و دزدی های شان را نیز، اداره کردن کشور، و پاسداری از اصول و فروع اسلام ناب محمدی شان بگذارند!

اگر از این به بعد شنیدید، که در جاهائی از ایران بمب گذاری شده، و عده ای از هم میهنان سنی یا شیعه جان باخته اند؛ و تعداد زیادی هم مجروح گشته اند؟ هیچ تعجبی نفرمائید. این حیله جدید سپاه ملعون ها و تاریک اندیشان سیه دل است؛ که با چنین اعمالی در کشور، ضمن ایجاد وحشت فراوان میان مردم، حرکات غیر انسانی خودشان را، یا به داعشی ها نسبت بدهند؛ و یا هموطنان اهل تسنن را بدان محکوم نمایند!

با این ترفندهای ضد بشری می توانند؛ شیعیان و سنی های مملکت را درون کشور، به جان یکدیگر بیندازند؛ و به آنها فرصت مقابله با یکدیگر را بدهند. چرا که در اینصورت می توانند؛ به خود و حکومت ننگین شان، مجال حمایت کردن از شیعیان ایرانی داخل کشور را بدهند. از این بدتر آن است، که ممالک اسلامی که در همسایگی ایران می باشند؛ را جهت پشتیبانی از هم دینان خودشان(اهل تسنن استان های شمال غربی و جنوب شرقی در کشور) ، به یک جنگ ناخواسته با حکومت ملاها در ایران دست بزنند. تا که در این رهگذر، با درگیری میان رژیم با چند کشور اسلامی داخل منطقه، شانس تداوم رژیم منفورشان را ازدیاد ببخشند!

در آن شرایط خواهد بود، که نه از فعالان سیاسی ضد حکومت اسلامی درون مملکت کاری بر می آید. و نه از ” اوپوزیسیون ” خارج از ایران کاری ساخته است. به نظر می رسد و تردیدی هم در آن نیست؛ که این برنامه بخشی از پروژه سرداران سپاه برای آینده حکومت شان در ایران باشد. زیرا که نمود آن را در سخنان چندی پیش قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران می بینیم؛ که در پانزدهمین اجلاس جهانی مساجد گفته بود: ” با خطر فتنه مذهبی در داخل مواجهیم. “!

چندی پیش(یکی دو هفته گذشته) یک هفته بعد از عید قربان، عید غدیر که رسمی ترین عید شیعیان علوی در ایران است؛ در و همه ساله از سوی سادات شیعه در ایران، به بهترین نحو برگزار می گردد. امسال نیز از چند هفته پیش از رسیدن عید غدیر، رندان جنگ آفرین در ایران(سرداران سپاه)، در شهرهای استان سیستان و بلوچستان، که بیشترین هم میهنان سنی در آنجا زندگی می کنند؛ به ویژه در شهر زاهدان، همچنین در خراسان جنوبی که محل زندگی برخی از اهل تسنن در کشور است. ” ستادهای بازسازی غدیر” را، که هیچ ارتباطی هم به اهالی سنی نشین آن شهرها ندارد برپا کرده بودند. تبلیغات در مورد این ستادها، همه روزه با تعداد زیادی از بنرهای مربوط به این مسأله، در معرض دید عموم مردم آن شهرها قرار داده شده بودند!

 قدر مسلم پردازش به چنین کارهائی این است؛ که این شیادان، به قصد ایجاد تنفر بیشتر سنی های مملکت به شیعیان آن می باشد. تا عملی که انجام گرفتن آن، نزدیک به سی و نه سال به تأخیر افتاده را(وسوسه نمودن شیعیان و اهل تسنن داخل کشور، جهت پرداختن به جنگ داخلی)، بیش از این طول نکشد؛ و نام های بی اعتبار آقایان نیز، به عنوان پایه گذاران جنگ های فرقه ای میان مسلمان های ایرانی شیعه و سنی، در دفتر تاریخ سرزمین مان به ثبت برسد!

محترم مومنی

مطلب قبلیکشف مورچه جهنمی؛ خون‌آشام با شاخ آهنین
مطلب بعدیجانشین اطلاعات سپاه: حصر با درخواست رئیس قوه قضائیه بود؛ سران فتنه به استخر، سونا و اسب سواری می‌روند
محترم مومنی روحی
شرح مختصری از بیوگرافی بانو محترم مومنی روحی او متولد سال 1324 خورشیدی در شهر تهران است. تا مقطع دبیرستان، در مجتمع آموزشی " فروزش " در جنوب غربی تهران، که به همت یکی از بانوان پر تلاش و مدافع حقوق زنان ( بانو مساعد ) در سال 1304 خورشیدی در تهران تأسیس شده بود؛ در رشته ادبیات پارسی تحصیل نموده و دیپلم متوسطه خود را از آن مجتمع گرفته است. در سال 1343 خورشیدی، با همسرش آقای هوشنگ شریعت زاده ازدواج نموده؛ و حاصل آن دو فرزند دختر و پسر 47 و 43 ساله، به نامهای شیرازه و شباهنگ است؛ که به او سه نوه پسر( سروش و شایان از دخترش شیرازه، و آریا از پسرش شباهنگ) را به وی هدیه نموده اند. وی نه سال پس از ازدواج، در سن بیست و نه سالگی، رشته روانشناسی عمومی را تا اواسط دوره کارشناسی ارشد آموخته، و در همین رشته نیز مدت هفده سال ضمن انجام دادن امر مشاورت با خانواده های دانشجویان، روانشناسی را هم تدریس نموده است. همزمان با کار در دانشگاه، به عنوان کارشناس مسائل خانواده، در انجمن مرکزی اولیاء و مربیان، که از مؤسسات وابسته به وزارت آموزش و پرورش می باشد؛ به اولیای دانش آموزان مدارس کشور، و نیز به کاکنان مدرسه هائی که دانش آموزان آن مدارس مشکلات رفتاری و تربیتی داشته اند؛ مشاورت روانشناسی و امور مربوط به تعلیم و تربیت را داده است. از سال هزار و سیصد و پنجاه و دو، عضو انجمن دانشوران ایران بوده، و برای برنامه " در انتهای شب " رادیو ، با برنامه " راه شب " اشتباه نشود؛ مقالات ادبی – اجتماعی می نوشته است. برخی از اشعار و مقالاتش، در برخی از نشریات کشور، از جمله روزنامه " ایرانیان " ، که ارگان رسمی حزب ایرانیان، که وی در آن عضویت داشته منتشر می شده اند. پایان نامه تحصیلی اش در دانشگاه، کتابی است به نام " چگونه شخصیت فرزندانتان را پرورش دهید " که توسط بنگاه تحقیقاتی و مطبوعاتی در سال 1371 خورشیدی در تهران منتشر شده است. از سال 1364 پس از تحمل سی سال سردردهای مزمن، از یک چشم نابینا شده و از چشم دیگرش هم فقط بیست و پنج درصد بینائی دارد. با این حال از بیست و چهار ساعت شبانه روز، نزدیک به بیست ساعت کار می کند. بعد از انقلاب شوم اسلامی، به مدت چهار سال با اصرار مدیر صفحه خانواده یکی از روزنامه های پر تیراژ پایتخت، به عنوان " کارشناس تعلیم و تربیت " پاسخگوی پرسشهای خوانندگان آن روزنامه بوده است. به لحاظ فعالیت های سیاسی در دانشگاه محل تدریسش، مورد پیگرد قانونی قرار می گیرد؛ و به ناچار از سال 1994 میلادی،به اتفاق خانواده اش، به کشور هلند گریخته و در آنجا زندگی می کند. مدت شش سال در کمپهای مختلف در کشور هلند زندگی نموده؛ تا سرانجام اجازه اقامت دائمی را دریافته نموده است. در شهر محل اقامتش در هلند نیز، سه روز در هفته برای سه مؤسسه عام المنفعه به کار داوطلبانه بدون دستمزد اشتغال دارد. در سال 2006 میلادی، چهار کتاب کم حجم به زبان هلندی نوشته است؛ ولی چون در کشور هلند به عنوان نویسنده صاحب نام شهرتی نداشته، هیچ ناشری برای انتشار کتابهای او سرمایه گذاری نمی کند. سرانجام در سال 2012 میلادی، توسط کانال دو تلویزیون هلند، یک برنامه ده قسمتی از زندگی او تهیه و به مدت ده شب پیاپی از همان کانال پخش می شود. نتیجه مفید این کار، دریافت پیشنهاد رایگان منتشر شدن کتابهای او توسط یک ناشر اینترنتی هلندی بوده است. تا کنون دو عنوان از کتابهای وی منتشر شده و مورد استقبال نیز قرار گرفته اند. در حال حاضر مشغول ویراستاری دو کتاب دیگرش می باشد؛ که به همت همان ناشر منتشر بشوند. شعار همیشگی او در زندگی اش، و تصیه آن به فرزندانش : خوردن به اندازه خواب و استراحت به اندازه اما کار بی اندازه است. چون فقط کار و کار و کار رمز پیروزی یک انسان است.