شورش ۱۳۵۷ در آئینه مطبوعات؛ شنبه ۱۶ دی ماه ۱۳۵۷، روزی که بختیار با معرفی کابینه خود نخست‌وزیر شد ـ بخش دوّم

0
87

اختصاصی خبرنامه ملّی ایرانیان..

امروز به خوبی روشن شده است که بسیاری از کسانی که دم از مشروطیت میزدند حتی یکبار تاریخ جنبش مشروطیت را در ایران نخوانده بودند و آنهائی که دم از انقلاب میزدند، همت بررسی یک قیام را نداشتند و سرانجام آنهائی که ” آخوند، آخوند” می کردند، حتی یکبار شرح حال یک اخوند را در ایران نخوانده بودند تا این عنصر آلوده و خونخوار را بشناسند.

اینان که فرومایه بودند، به مردم دروغ گفتند و مردم به آنها اعتماد کردند و راه افتادند و خود و کشور را سقوط دادند.

دکتر کورش آریامنش (رضا مظلومان)
دکتر کورش آریامنش (رضا مظلومان)

دکتر کورش آریامنش (رضا مظلومان) در نوشتاری زیر عنوان ” خمینی بزرگترین خدمتگزار ایران و ایرانی است” می نویسد: بخاطر دارم که دکتر عزت الله عراقی استادیار دانشکده حقوق دانشگاه تهران وسط دانشکده بین دانشجویان ایستاده بود و می گفت: “من خودم عکس آقا را در ماه دیدم. آقا این حقیقت است. آقا در ماه بود” و دکتر محمد آشوری او را تصدیق می کرد و می گفت درست است.

بیاد داریم که زنده یاد شاپور بختیار در مصاحبه با خبرنگاران فرانسوی که در تاریخ پنجشنبه بیست و یکم دیماه انجام گرفت با صراحت گفت:

“…بحث بر سر شاه و یا بر سر آیت الله خمینی با بر سر هیچ حزب سیاسی نیست، موضوع سرنوشت ایران و استقلال ایران مطرح است. هدف من حفظ این مبانی است.”

علیرغم همه ایستادگی ها، مقاومت ها و تزلزل ناپذیری اراده در راه رهایی ایران، روشنفکرنمایان شروع نمودند بر پیکر حکومتی که با قدرت و توانائی در راه دموکراسی گام بر میداشت ضرباتی پی در پی وارد آورده و مردانی که همه چیز خود را برای رهائی کشور بودیعه نهاده بودند را یکه و تنها و بی یار و یاور می گذارند.

ننگ ابدی بر هر چه خائن به ایران و ایرانی است.

فرزاد س. نادری ( ف ـ عاشق)

kabine-bakhtiar

نخست وزیر، دکتر شاپور بختیار:

“… من به تمام افکار و عقاید سیاسی سی سال پیش خود وفادارم و از تمام اختیارات و امکانات قانونی خود برای تحقق بخشیدن به آن آرمان ها تلاش خواهم کرد. حاضرم در این لحظات تاریخی که سرنوشت ما را تعیین می کند، این وظیفه خظیر را به هر فرد ایرانی که خود را داوطلب این خدمت می کند، واگذار نمایم. ولی حاضر نیستم اگر به قیمت جانم و اعتبار و حیثیتم هم باشد بگذارم که کشورم به سوی نابودی و زوال سوق داده شود. من به عنوان پسر یکی از سرداران مشروطه و یکی از وفادارترین یاران رهبر بزرگ ملّت دکتر محمد مصدق سوگند یاد می کنم که تا آخرین نفس با تجزیه طلب و آنهایی که از خلق های ایران و از پرچمی غیر از پرچم سه رنگ سخن می گویند مبارزه کنم.

   من سوگند یاد می کنم که به محض رسیدن به قدرت و بطور سریع افرادی که به جان و مال و ناموس مردم تجاوز نموده اند و یا از بیت المال مردم سوءاستفاده نموده اند به اشد مجازات برسانم.

   من سوگند یاد می کنم که مروج دین اسلام در کشور بوده و در ضمن مذاهب شناخته شده را با دید احترام بنگرم.

   من سوگند یاد می کنم که کلیه زندانی های سیاسی را به شرط سیاسی بودن آنها از زندان آزاد کنم.

   من سوگند یاد می کنم که کلیه آزادی های فردی و اجتماعی مصرحه در قانون اساسی و اعلامیه حقوق بشر را در اسرع وقت جامعه عمل بپوشانم.

   کلیه افرادی که به عنوان زندانی سیاسی هستند آزاد خواهند شد. حکومت نظامی را به تدریج لغو می کنم تا ارتش برای دفاع از  مرزها همواره آماده باشند. ارتش ایران از کشور ایران و مردم ایران نمی تواند جدا باشد. ما همه افراد برادر و از یک خون و آئین هستیم. هر چه زودتر ترتیبی داده خواهد شد که مطبوعات آزادانه و بر طبق قوانین جاریه کشور و بدون اعمال سانسور شروع به کار نمانید.

   رسیدگی دقیق خواهم کرد که بازماندگان شهدای سه ماه اخیر در صورت لزوم از تمام مساعدتهای مادی و معنوی برخوردار باشند.

   کلیه احزاب سیاسی که غیرقانونی نیستند می توانند شروع به فعالیت نمایند و دسته جات ممنوع می توانند در صورتی که وابستگی به خارج نداشته باشند پس از رسیدگی در زمره سایرین درآیند.

   با اینجال و با در نظر گرفتن اوضاع خظیر کشور و به پشتوانه سی سال روش سیاسی ملی و آزادگی از تمام هم میهنان خود تقاضا دارم که از جریاناتی که منجر به تخریب، به قتل و یا جلوگیری از آسایش دیگران می شود حتی اگر موقتاً هم شده باشد دست بردارند.

  در صورتیکه ظرف یک مدت معقول تمام وعده های بالا جامه عمل نپوشد، خواهید توانست که در قضاوت خود تجدید نظر کنید و اعتبار سی ساله مرا باطل نمائید. ولی دشمنان کشور باید بدانند که من با علم و اطلاع از اوضاع اسف بار مملکت قبول مسئولیت نمودم و با قدرت و ایمان و پشتیبانی همه شما دوستان عزیز امیدورام به آشفتگی سروسامان داده و کشور را به سوی یک کشور سوسیال دموکرات واقعی سوق دهم.

   در این راه از خدای بزرگ و همت افرادی که مرا می شناسند مساعدت می طلبم و هیچ تهدید یا تردیدی مرا از راه خدمتگزاری باز نخواهد داشت.

” من مرغ  طوفانم، نیاندیشم ز طوفان

موجم نه آن موجی که از دریا گریزد”   (کیهان)

هرگونه استفاده از نوشتار روزنگار بدون ذکرمنبع ممنوع است.