مأموران انتظامی هنگ مرزی میرجاوه با اشرار درگیر شدند که به شهادت تعدادی از آن ها انجامید.

بر پایه این گزارش، ساعت ۱۹ دیروز نیروهای مرزبانی  پاسگاه میل ۱۰۰ از گروهان چاهندو (هنگ مرزی میرجاوه) در  درگیری با جیش العدل به کشته و تعداد دیگری از مرزبانان مجروح شده اند.

سردار سعید منتظرالمهدی سخنگوی نیروی انتظامی نیز با تایید این خبر گفت: شلیک‌ها به سمت مرزبانان کشورمان از داخل خاک پاکستان انجام شده و بررسی‌های ما نشان می‌دهد که این اقدام به وسیله سلاح‌های دوربرد انجام شده است.

وی با تاکید بر اینکه مسوولیت این اقدام بر عهده دولت پاکستان است مراتب اعتراض خود را نسبت به عملکرد این کشور اعلام کرده و رسیدگی به این موضوع از سوی مسوولان را خبر داد.
در این حمله، ‌ستوان سوم حمیدرضا جهانتیغ، ستوان سوم علی پودینه و ستوان سوم محسن دایی‌زاده از پرسنل کادر نیروی انتظامی و سربازان وظیفه حجت کاظمی، مهدی امینی و امیر مکاری‌ به شهادت رسیده‌اند.

سربازی دیگر به‌علت شدت جراحت وارده به شهادت رسید که هنوز نام وی اعلام نشده است.

SlH_ldyn_frwqy
صلاح‌الدین فاروقی رهبر جیش العدل

گروه اسلامگرای جیش‌العدل مسئولیت حمله به مرزبانان ایرانی را به‌عهده گرفت. این گروه بعد از نابودی جندالله، با سازمان‌دهی تشکیلاتی‌تر برخی از اعضای آن، شروع به فعالیت و اعلام موجودی کرد و رهبری آن را صلاح‌الدین فاروقی از اهالی راسک به عهده دارد. گروهک جیش العدل، با باورهای وهابی خود از جمله حامیان سلفی‌های معارض در جنگ سوریه است و یکی از دلایل اقدامات خود را حمایت از اسلامگراهای سوری اعلام کرده است.

میرجاوه در فاصله 75 کیلومتری شرق زاهدان مرکز سیستان و بلوچستان و در همسایگی کشور پاکستان واقع شده است.

اسامی شهدای اعلامی تاکنون، به شرح زیر است:

1- شهید جهانتیغ (کادر)

2- شهید پودینه (کادر)

3- شهید دایی زاده (کادر)

4- شهید کاظمی (وظیفه)

5- شهید امینی (وظیفه)

6- شهید مکاری (وظیفه)

مقاله قبلیکارگردان «سکوت بره‌ها» درگذشت
مقاله بعدیخطر از بیخ گوش فوتبال ایران گذشت
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.