شرکت خدمات اینترنتی « سایبرسرو » اسرائیلی چرا و چگونه هک شد؟!

0
206

نشریه اسرائیلی « جروزالم پست » در مورد هک شدن شرکت خدمات اینترنتی « سایبرسرو » در اسرائیل نوشته است: « سایه سیاه » ایرانی، شرکت اسرائیلی « سایبر سرو » را از کار انداخته است. رسانه های اسرائیلی به نقل از یک گروه هکرهای ایرانی به نام « سایه سیاه » اعلام کرده اند؛ که این گروه، سرورهای شرکت خدمات اینترنتی « سایبرسرو » را، که یک شرکت اسرائیلی است؛ اوائل روز شنبه هشتم آبان هک کرده و از کار انداخته است !

جروزالم پست در این ارتباط نوشته است: گروه « سایه سیاه » که پیش تر به یک شرکت بیمه و یک شرکت مالی اسرائیلی حمله سایبری کرده بود. اعلام نموده است. اطلاعات مربوط به مشتریان شرکت « سایبرسرو » ، از جمله یک شرکت حمل و نقل را منتشر کرده است!

این حمله کمتر از یک هفته بعد از آن روی می دهد؛ که سیستم سوخت رسانی ایران، در پی حمله گسترده سایبری به سامانه کارت سوخت از کار افتاد؛ و باعث اختلال در فعالیت های تمام جایگاه های عرضه سوخت در ایران شد!

یک روز پس از آن، گروهی به نام « گنجشک درنده » علاوه بر پذیرش این حمله سایبری، مسؤلیت حملات سایبری پیشین خود به شرکت راه آهن و وزارت راه و شهرسازی را هم به عهده گرفته است!

ابوالحسن فیروزآبادی رئیس « مرکز ملی فضای مجازی » ایران اعلام کرده است؛ اختلال در شبکه توزیع بنزین، احتمالا توسط یک کشور خارجی بوده است. اما او همچنین گفته، زود است که نام آن کشور را اعلام کنند!

علی شمخانی دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران نیز، روز پنج شنبه در توئیتی به زبان « عبری » ( زبان ویژه مندرج در کتاب دینی یهودیان = تورات ) ، با اشاره به حمله سایبری اخیر به سامانه کارت سوخت، و بدون نام بردن از اسرائیل، از ناکام ماندن دشمن، برای رسیدن به هدف خود، جهت به گفته او « آشوب به پا کردن در ایران » نوشته است!

مقام های رژیم تا کنون، رسما اسرائیل را متهم به دست داشتن در حمله سابری سه شنبه گذشته نکرده اند؛ و مقام های اسرائیلی نیز رسما در این مورد اظهار نظری ننموده اند!

اگر بگویم که اظهارات نه فقط تمسخرآمیز طرفین، بلکه عصبانی کننده آنها، و نمایش تهوع آوری که در این رابطه، بر روی سن تئآتر خودشان قرار داده اند. تا چه اندازه مشکوک و عاری از حقیقت به نظر می رسد؛ باید بگویم، که حتی یک کودک دبستانی هم با خواندن آن، متوجه تبانی این دو حکومت به ظاهر « متخاصم » ، ولی در حقیقت همدست با یکدیگر می شود. برای کسانی که از تاریخ دنیا کم تر می دانند تعجب برانگیز است؛ که آقایان، با حیله ی به نمایش گذاشتن دشمنی میان خودشان، هم مردمان ساده انگار گیتی را بر سر کار گذاشته اند؛ و هم حتی دولت های به ظاهر قدرتمند جهان را نیز، چنان به موضوع دشمنی ایشان با همدیگر متقاعد نموده اند؛ که ساده لوحانه در صدد انجام دادن اموری هستند؛ که در آینده ای نه چندان دور، خودشان به فریب خوردن از سوی مقامات اسرائیلی و حاکمیت رند و دروغپرداز آخوندی معترف خواهند شد!

سیاست گمراه کننده دوستی اسرائیل با چند کشور شیخ نشین عربی در حوزه خاور میانه و خلیج همیشه پارس، حتی بزرگان دنیای سیاست را هم فریب داد. چه رسد به مردمان غیر سیاسی دنیا، که به گزارشات منتشر شده از سوی خبرگزاری های معروف و رسمی جهان اطمینان می کنند؛ و بدون اندکی تفکر، از خود یا از همین قدرت های بزرگ گیتی نمی پرسند: « مگر باز شدن عقده ی یک اختلاف هزار و چهار صد ساله، میان دو سرزمین با دیانت های به اصطلاح « اولوالعظمی »( کلیمی و اسلامی که دارای کتاب های به اصطلاح مقدس آسمانی !!! هم می باشند) ؛ چقدر اهمیت دارد؟ که بعد از هزار و چهارصد سال دوباره سر باز کرده، و جهانیان را فریب می دهند. این مورد تا چند دهه دیگر باید ادامه یابد؟ که ایشان با همین روش های موذیانه، دست در دست همدیگر بگذارند و به ریش همگان بخندند؟!

آنهائی که به این دیدگاه نگارنده این نوشتار در این باره با دیده تمسخر می نگرند. بد نیست به تاریخ ادیان مراجعه کنند و بخوانند؛ که اختلافات میان مسلمان های صدر اسلام با قوم یهودی « بنی حزیمه » که دین محمد را نپذیرفتند. فقط به آن زمان و دوره کنونی محدود نمی شود. بلکه به چند هزار سال پیش از تولد مسیح باز می گردد!

هزاران سال پیش در ایران، الهه آب و روشنائی « آناهیتا » که در اوستا ناهید نیز نامیده می شود؛ و به اعتقاد پیشینیان ما، از سوی اهورامزدا مسؤلیت مراقبت از آب های دریاها و رودهای جهان به او سپرده شده است. در دل یکی از دریاهای ایران، دخترش « مهر » الهه نور و روشنائی را به دنیا آورد. از آن پس، معتبرترین نامی که به خورشید داده شد « مهر » بود!

بعد از گذشتن حدود چند هزار سال از پدید آمدن دید « زرتشت » ، یکی از ادیان ابراهیمی ( دین یهود هم در دنیا توسط موسی اعلام موجودیت نمود. متولیان این آئین، تقریبا در انتهای بر آمدن دین شان، برای پیشگیری نمودن از انقراض پیروان ادیان ابراهیمی، با الگو گرفتن از رویداد زایمان آناهیتا الهه آب و روشنائی در ایران، که بدون داشتن همسری درون آب های یکی از دریاهای ایرانزمین، دخترش را که الهه مهر نامیده شد را به دنیا آورد. یهودیان آن زمان نیز، دختر باکره یکی از اعضای مهم آئین خودشان « عمران » را، جهت خدمت به « کنیسه = عبادتگاه » قوم یهود، در آن محل مستقر نمودند. سپس بعد از مدتی « مریم دختر عمران » بدون داشتن همسر، باردار گشت و عیسی بن مریم را به دنیا آورد. از آن پس، یهودیان که این رویداد را اعجاز نامیدند( مانند به دنیا آمدن الهه مهر از مادرش الهه نور و روشنائی که این دختر را بدون داشتن همسر به دنیا آورده بود؛ فرزند او عیسی را پیام آور جدید از سوی خدا نامیدند؛ و با اضافه نمودن آن به تاریخ ادیان ابراهیمی، پیروان زیادی برای آئین جدید تدارک دیدند!

آرام آرام ، تعداد پیروان عیسی از تعداد طرفداران خود یهودیان هم بیشتر شد؛ و مسیحیان جهان را نسبت به ایشان برتری بخشید. تا اینکه پس از چندین قرن بعد از رویش دین عیسویان در دنیا، سران یکی از بزرگ ترین اقوام ساکن در شبه جزیره عربستان( قوم قریش ) فردی ایرانی به نام « سلمان پارسی » را، برای انجام مشاورت با خودشان به خدمت گرفتند!

هنگامی که محمد فرزند ابوطالب که بعد از پدرش « عبدالمطلب » رئیس قوم قریش گشته بود؛ و همزمان متولی اعظم « خانه کعبه » (محل مهمی که ابراهیم برای خدا ساخته بود شد. تا مردم جهان از سراسر دنیا به زیارت آن مکان « خانه خدا » بیایند؛ و این امر غیر از سود معنوی، فایده مادی هم برای آنها داشت.) ؛ با تدبیر سلمان پارسی دین اسلام را ابتکار نمود و به خاندان خودش و به مرور به دنیا معرفی کرد!

از آن پس، تعدادی از یهودیان و عیسویان به آئین محمد گرویدند؛ که به تبع آن از تعداد کلیمیان و مسیحیان آن زمان کسر گردید. از نظر آمار در جهان کنونی، تعداد مسیحیان دنیا، اندکی بیش از نیمی از سامنان گیتی است؛ و پس از آنها آئین « بودا » دارای اکثریت، و بعد از آنها مسلمانان در مقیاس دارندگان تعداد بیشتر پیرو در دنیا می باشند. بقیه نیز از بی خدایان و یا از فرقه هائی هستند که یا زیر مجموعه یکی از همین ادیان ابراهیمی می باشند؛ و یا از یکتاپرستانی هستند که جز پروردگار یگانه به هیچ آئین برخاسته از دامان اهریمن هیچ اعتقادی ندارند!

در این رابطه یهودیان و مسلمان های کنونی در دنیای کنونی، هم به دلیل زیادتر بودن تعداد پیروان مسیح و نیز تعداد بی خدایانی که از ایشان پیشی گرفته اند. با هم بر سر این مساله توافق نظر دارند؛ که با نمایش مخالفت شان با همدیگر( مسلمان ها و کلیمی ها ) بنیان یک روش محیلانه جهت جذب نمودن بیشتر ساکنین دنیا به آئین خودشان را بنا نهاده اند. تا در این رابطه تعداد زیادی از دیگر پیروان آئین ابراهیمی( حتی غیر از آنها را نیز ) به سوی خودشان جذب نمایند. تا پس از گذشتن مدتی( موقعی که از مسیحیان و بودائی ها پیشی بگیرند. یک جنگ بزرگ دینی را در جهان به پا نمایند؛ که جلوی موسی و محمد سری بالا نگه دارند!

به همین خاطر اختلاف ظاهری پیروان این دو آئین فقط و فقط انجام یک نمایش ظاهری است؛ زیرا پس از پیشرفت هر کدام شان در این مسابقه فورمالیته و بدون داور، خواهند توانست با اکثریتی که به گروه خودشان خواهند داد. یک آرمان چندین هزار ساله را تحقق ببخشند. پس اگر مقامات حکومت آخوندی و دولتمردان اسرائیلی هرچه که در رابطه با اختلاف شان با همدیگر در دنیا بپراکنند. جز به نمایش گذاشتن یک سناریوی تکراری نیست و نخواهد بود!

« رندها دعوا کنند و ساده ها باور »!!

مطلب قبلیتایید مشروط و فرصت سه ماهه برای رفع نقایص برای صدور مجوز حرفه‌ای برای پرسپولیس و استقلال
مطلب بعدیتعطیلی سه انجمن در آلمان به‌ اتهام کمک مالی به حزب‌الله لبنان
محترم مومنی روحی
شرح مختصری از بیوگرافی بانو محترم مومنی روحی او متولد سال 1324 خورشیدی در شهر تهران است. تا مقطع دبیرستان، در مجتمع آموزشی " فروزش " در جنوب غربی تهران، که به همت یکی از بانوان پر تلاش و مدافع حقوق زنان ( بانو مساعد ) در سال 1304 خورشیدی در تهران تأسیس شده بود؛ در رشته ادبیات پارسی تحصیل نموده و دیپلم متوسطه خود را از آن مجتمع گرفته است. در سال 1343 خورشیدی، با همسرش آقای هوشنگ شریعت زاده ازدواج نموده؛ و حاصل آن دو فرزند دختر و پسر 47 و 43 ساله، به نامهای شیرازه و شباهنگ است؛ که به او سه نوه پسر( سروش و شایان از دخترش شیرازه، و آریا از پسرش شباهنگ) را به وی هدیه نموده اند. وی نه سال پس از ازدواج، در سن بیست و نه سالگی، رشته روانشناسی عمومی را تا اواسط دوره کارشناسی ارشد آموخته، و در همین رشته نیز مدت هفده سال ضمن انجام دادن امر مشاورت با خانواده های دانشجویان، روانشناسی را هم تدریس نموده است. همزمان با کار در دانشگاه، به عنوان کارشناس مسائل خانواده، در انجمن مرکزی اولیاء و مربیان، که از مؤسسات وابسته به وزارت آموزش و پرورش می باشد؛ به اولیای دانش آموزان مدارس کشور، و نیز به کاکنان مدرسه هائی که دانش آموزان آن مدارس مشکلات رفتاری و تربیتی داشته اند؛ مشاورت روانشناسی و امور مربوط به تعلیم و تربیت را داده است. از سال هزار و سیصد و پنجاه و دو، عضو انجمن دانشوران ایران بوده، و برای برنامه " در انتهای شب " رادیو ، با برنامه " راه شب " اشتباه نشود؛ مقالات ادبی – اجتماعی می نوشته است. برخی از اشعار و مقالاتش، در برخی از نشریات کشور، از جمله روزنامه " ایرانیان " ، که ارگان رسمی حزب ایرانیان، که وی در آن عضویت داشته منتشر می شده اند. پایان نامه تحصیلی اش در دانشگاه، کتابی است به نام " چگونه شخصیت فرزندانتان را پرورش دهید " که توسط بنگاه تحقیقاتی و مطبوعاتی در سال 1371 خورشیدی در تهران منتشر شده است. از سال 1364 پس از تحمل سی سال سردردهای مزمن، از یک چشم نابینا شده و از چشم دیگرش هم فقط بیست و پنج درصد بینائی دارد. با این حال از بیست و چهار ساعت شبانه روز، نزدیک به بیست ساعت کار می کند. بعد از انقلاب شوم اسلامی، به مدت چهار سال با اصرار مدیر صفحه خانواده یکی از روزنامه های پر تیراژ پایتخت، به عنوان " کارشناس تعلیم و تربیت " پاسخگوی پرسشهای خوانندگان آن روزنامه بوده است. به لحاظ فعالیت های سیاسی در دانشگاه محل تدریسش، مورد پیگرد قانونی قرار می گیرد؛ و به ناچار از سال 1994 میلادی،به اتفاق خانواده اش، به کشور هلند گریخته و در آنجا زندگی می کند. مدت شش سال در کمپهای مختلف در کشور هلند زندگی نموده؛ تا سرانجام اجازه اقامت دائمی را دریافته نموده است. در شهر محل اقامتش در هلند نیز، سه روز در هفته برای سه مؤسسه عام المنفعه به کار داوطلبانه بدون دستمزد اشتغال دارد. در سال 2006 میلادی، چهار کتاب کم حجم به زبان هلندی نوشته است؛ ولی چون در کشور هلند به عنوان نویسنده صاحب نام شهرتی نداشته، هیچ ناشری برای انتشار کتابهای او سرمایه گذاری نمی کند. سرانجام در سال 2012 میلادی، توسط کانال دو تلویزیون هلند، یک برنامه ده قسمتی از زندگی او تهیه و به مدت ده شب پیاپی از همان کانال پخش می شود. نتیجه مفید این کار، دریافت پیشنهاد رایگان منتشر شدن کتابهای او توسط یک ناشر اینترنتی هلندی بوده است. تا کنون دو عنوان از کتابهای وی منتشر شده و مورد استقبال نیز قرار گرفته اند. در حال حاضر مشغول ویراستاری دو کتاب دیگرش می باشد؛ که به همت همان ناشر منتشر بشوند. شعار همیشگی او در زندگی اش، و تصیه آن به فرزندانش : خوردن به اندازه خواب و استراحت به اندازه اما کار بی اندازه است. چون فقط کار و کار و کار رمز پیروزی یک انسان است.