شصت و هفتمین جشنواره فیلم کن با نمایش فیلم «گریس موناکو» و با شوک خبر خودکشی فیلمساز جوان برنده اسکار، کار خود را شروع کرد.

جشنواره فیلم کن که بر خلاف 2 سال گذشته که با رعد و برق و باران شدید همراه بود، این بار در شب روزی آفتابی کلید خورد. با این حال خبر درگذشت مالک بنجلول کارگردان سوئدی مستند برنده جایزه اسکار «در جستجوی شوگرمن» باعث شوکه شدن جامعه فیلمسازی کن شد.

جوهر بنجلول روزنامه نگار می گوید برادر کوچکترش بعد از مدتی دست و پنجه نرم کردن با افسردگی از زندگی دست شسته است.

این فیلمساز در سال 2013 و بعد از نمایش اولین فیلمش یعنی «در جستجوی شوگرمن» که برنده جایزه اسکار بهترین مستند سال شد، به شهرت بین‌المللی رسید. داستان این فیلم درباره این است که چطور سیکستو رودریگز خواننده و آهنگساز بعد از اینکه موفق نشد در آمریکا به شهرت دست پیدا کند، در آفریقای جنوبی دوران آپارتاید، آن هم بدون اینکه خودش بداند، تبدیل به یک ابرستاره شد.

نیکولاس ویندینگ رفن کارگردان دانمارکی در کنفرانس رسانه ای هیات داوران که روز چهارشنبه برگزار شد گفت: این اتفاقی بسیار تراژیک است و او فیلمساز فوق العاده‌ای بود. برای چیزهایی که از دست می دهد بسیار متاسفم. زندگی یک هدیه زیباست.

گائل گارسیا برنال از دیگر اعضای هیأت داوران کن نیز گفت: من او را به مدت کوتاهی در مراسم اسکار سال گذشته دیدم. بسیار ناراحت ام که این اتفاق افتاده است.

فیلم مستند «در جستجوی شوگرمن» علاوه بر بردن تعداد زیادی از جوایز معتبر – از جمله یک جایزه بفتا برای بهترین فیلم مستند – تبدیل به فیلمی پرفروش در باکس آفیس نیز شد و برای کمپانی پخش سونی پیکچرز کلاسیکس در ایالات متحده سه میلیون و 700 هزار دلار به ارمغان آورد. این فیلم همچنین در سوئد نیز یک میلیون و 700 هزار دلار فروش داشت و تبدیل به پرفروش ترین فیلم مستند سوئدی تاریخ شد.

توجه به وجود آمده نسبت به رودریگز نیز باعث احیای مسیر حرفه‌ای کاری او شد. کریستین برنهارت مدیر برنامه های سیکستو رودریگز به یکی از روزنامه های سوئدی گفت: بنجلول فیلمسازی خارق العاده و با استعداد بود که از طریق فیلمش به رودریگز یک شانس دوم داد.

به گزارش مهر به نقل از هالیوود ریپورتر، در سال 2006، بنجلول از شغل خود استعفا داد و دوربین و کوله پشتی برداشت و شروع به سفری به سراسر آفریقا کرد تا بتواند به دنبال داستانی بگردد که از روی آن فیلمی بسازد. او در کیپ تاون با استیون سیگرمن ملقب به شوگر آشنا شد که به او درباره داستان رودریگز توضیح داد.

چهار سال طول کشید تا بنجلول توانست برای فیلمش سرمایه گذار پیدا کند و آن را بسازد و با کناره‌گیری یکی از سرمایه گذاران در لحظه آخر، نزدیک بود کل پروژه از هم بپاشد، با این حال در انتها بنجلول و سایمون چین تهیه کننده همکار او، موفق به دریافت جایزه اسکار بهترین فیلم مستند شدند.

جشنواره فیلم کن تا 25 ماه می (4 خرداد) به کار خود ادامه می دهد.

مقاله قبلیدو سخنرانی ، دو موضوع ، یک هدف!
مقاله بعدیآغاز پیش بینی‌‌های برای برنده نخل طلای کن
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.