بنابه گزارشات رسیده زندانی عبدالقادر انصاری در شرایط حاد جسمی بسر می برد اما بازجویان وزارت اطلاعات مانع درمان این زندانی هستند.

زندانی عبدالقادر انصاری حدودا ۵۴ ساله بیش از شش و نیم سال در زندان مرکزی بندرعباس زندانی می باشد گفته می شود که این زندانی یکی از مسئولین شهرداری جزیره ابوموسی می باشد و بعضی از گزارشها حاکی از آن است که وی نماینده امارات در این شهرداری بوده است.

اما ۶،۵ سال پیش به اتمام جاسوسی دستگیر می شود و تحت شکنجه های وحشیانه قرار می گیرد که علیرغم گذشت شش سال و نیم هنوز آثار شکنجه بر روی کمرش کاملا عیان می باشد. آثار ضربات کابل بر روی کمرش که به عرض ۱ سانتیمتر و به طول ۱۲ سانتیمتر می باشد و کبودی آن کاملا عیان می باشد.

بازجویان وزارت اطلاعات پس از شکنجه های وحشیانه او را به بند۱۰ که محل نگهداری معتادن می باشد منتقل می کنند و از درمان این زندانی خوداری می کنند. این زندانی بی دفاع برای رهایی یافتن از دردها رو به مواد مخدر و متادون می آورد تا حدی دردهای خود را تسکین دهد.

بازجویان با دادن قرصهای مختلف سعی دارند که ین زندانی را حذف فیزیگی نمایند تا آثار جنایتهای خود را محو کنند. اخیرا این زندانی را از بند ۱۰ به بند زندانیان سیاسی منتقل کرده اند. بر روی بدن وی تاولهای بوجود آمده است بخصوص بر روی بازوی چپ و زیر بقلش می باشد.

بهداری زندان علت این تاولها را نمی داند و به او گفته اند که باید به خارج از زندان منتقل شود تا علت این تاولها مشخص شود و بتوانند او را درمان نمایند.اما بازجویان از ترس افشای آثار شکنجه ها که بر بدن این زندانی است از درمان در خارج از زندان وی ممانعت می کنند.

همسر این زندانی اماراتی می باشد و در اوایل بازداشتش هر از چند گاهی دخترش که او هم ساکن امارات می باشد به ملاقات پدرش می آمده اما بازجویان وزارت اطلاعات به او گفته اند که در صورت مراجعه مجدد او را هم دستگیر و به زندان منتقل می کنند. پس از این تهدیدها دختر وی از ترس ا دستگیری به ملاقات پدرش نمی آید.

این زندانی در شرایط حاد جسمی بسر می برد و بازجویان مانع درمان وی در خارج از زندان هستند.

به کزارش خبرنامه ملی ایرانیان از فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، شکنجه های وحشیانه و عدم درمان این زندانی را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و گزارشگر ویژه خواهان دخالت برای نجات جان این زندانی است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

۸ مهر۱۳۹۲ برابر با ۳۰ سپتامبر ۲۰۱۳

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید

دبیر کل ملل متحد

کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد

گزارشگر ویژه اعدام سازمان ملل متحد

مقاله قبلییک ایرانی عضو سپاه قدس در اسرائیل به اتهام جاسوسی دستگیر شد
مقاله بعدیگریم جدید تنابنده در “شاهگوش”
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.