یک مشت زن بی حجاب به او رای دادند..!

روزنامه اعتماد مصاحبه زیر را با حجت الاسلام شجونی انجام داده است:

برخي از اصولگرايان مثل آقايان حدادعادل و توكلي اين روزها اعلام مي‌كنند كه جريان اصولگرايي پاسوز احمدي‌نژاد شده است. شما اين موضوع را قبول داريد كه عملكرد آقاي احمدي‌نژاد در نگاه جامعه به جريان اصولگرايي موثر بوده است؟

من احساس مي‌كنم اين بحث درستي نيست چراكه آرشيوي در مورد رفتار اصولگرايي در گذشته وجود ندارد و حالا بهتر است در مورد آينده اصولگرايي بحث شود.

در مورد آقاي احمدي‌نژاد چطور؟

به نظر من نبايد پشت سر مرده صحبت كرد. آن رييس‌جمهور مرده و رفته است و بايد برود پي كارش.

در مورد عملكردش چطور؟

اينكه عملكردش خوب بوده يا نه بايد از سوي قوه قضاييه مورد بررسي قرار بگيرد البته خود قوه قضاييه هم بايد در محضر الهي در مورد چنين بررسي پاسخگو باشد. اما خب قوه قضاييه در بررسي‌هايش سهلگاري مي‌كند. هنوز تكليف پسر هاشمي‌رفسنجاني معلوم نيست.

اما پرونده او در قوه قضاييه در حال بررسي است.

به هر حال دادگستري ما دادگستري نيست و هاشمي‌رفسنجاني انقلاب را فداي خانواده‌اش كرده است. ما اين روزها گرفتاري زياد داريم. رشوه مي‌گيرند و كسي برخورد نمي‌كند.

بحث ما در مورد اصولگرايان بود. فكر مي‌كنيد چه شد كه شش كانديداي اصولگرا راي نياوردند؟

اصولگرايان در انتخابات رياست‌جمهوري اخير حرف روحانيت را گوش نكردند و به خودشان ضربه زدند. اين‌بار بايد به روحانيت گوش كنند و خودشان را با جامعتين جلو ببرند وگرنه كشور بازهم به دست اصلاح‌طلبان مي‌افتد. من معتقدم دوره روحاني بايد پيش از چهار سال به پايان برسد.

چرا اينقدر نسبت به اين دولت نااميد هستيد؟ هنوز يك سال هم از آمدن دولت يازدهم نگذشته است.

من هيچ اميدي به اين دولت ندارم. اين رييس‌جمهور با كليد آمد ولي اطرافيانش با داس آمده‌اند.

اما آقاي روحاني به دنبال معتدل كردن فضا هستند.

اعتدال همان لغتي است كه ابوموسي اشعري با آن حضرت علي را خانه‌نشين كرد. شما برويد سخنراني اخير آقاي كريمي قدوسي را بخوانيد.

سخنراني‌شان را خوانده‌ام. منظورتان دقيقا كدام بخش است؟

آقاي روحاني با گوش كردن به حرف اصلاح‌طلبان مشغول پارتي‌بازي است.

اما بخش زيادي از اصلاح‌طلبان هستند كه نه تمايل داشتند و نه دعوت به همكاري شدند.

به هر حال حضور دارند. آقاي روحاني در اين يك سال راست نگفته است.

مثالي داريد؟

بله روحاني گفت بعد از 100 روز ارزاني مي‌آيد پس چرا نيامد؟

خب فكر نمي‌كنيد مشكلاتي كه از دولت آقاي احمدي‌نژاد به جا مانده بود بيش از اين زمان لازم داشته است يا دست دولت را بسته است؟

به هر حال آقاي روحاني به عنوان يك آخوند بايد راست مي گفت . او بين هاشمي، خاتمي و موسوي گير كرده است. وزير كشور اين دولت اعلام مي‌كند كه اختياري در انتخاب استانداران نداشته و معاون اول رييس‌جمهور آنها را انتخاب كرده است اگر اين‌گونه است كه انتخابات مجلس را هم از وزارت كشور بگيريم و به اداره جنگلباني بدهيم.

شما نگران انتخابات مجلس دهم هستيد؟

من كلا نسبت به كابينه دولت يازدهم بدبينم. روحاني هم فقط راي نصف مردم را دارد.

اما ساير كانديدا‌ها كه همگي اصولگرا بودند نتوانستند همين آرا را داشته باشند.

يك مشت زن بدحجاب به اميد آنكه بي‌حجابي شود رفتند و به او راي دادند.

خب پيشنهاد شما چيست؟ حالا بايد چه كرد؟

روحاني بايد استعفا بدهد و به خانه برود.

اينكه امكانپذير نيست… آن وقت چه كسي جايگزينش شود؟

دوباره انتخابات آزاد برگزار مي‌كنيم و يك آدم حسابي مي‌آوريم.

به اصولگرايان بازگرديم… اگر آنها با جامعتين همراه شوند جامعه قبول‌شان مي‌كند؟

اگر سعي كنند بله، مردم مي‌فهمند كه روحاني اصلاح‌طلبان را آورده و تنها تظاهر به دوستي با رهبري مي‌كند.

همواره اينقدر به عملكرد آقاي روحاني انتقاد داشتيد؟

بله؛ 6 سال است كه به جامعه روحانيت مبارز نمي‌آيد. به خاطر دشمني با احمدي‌نژاد.

در يك مقايسه كوچك فكر مي‌كنيد هشت سال دولت آقاي احمدي‌نژاد بيشتر به كشور ضربه زد يا يك سال دولت آقاي روحاني؟

البته همه روساي‌جمهور خوبي و بدي دارند اما آنچه كه از جامعه برمي‌آيد اين است كه آقاي روحاني راست نمي گويد.

مقاله قبلیرسانه‌های کرد: نیروهای مجاهدين خلق به كردستان عراق منتقل مى شوند
مقاله بعدیضرب و شتم و بازداشت خبرنگار روزنامه شرق در ورزشگاه آزادی
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.