شتر در خواب بیند پنبه دانه! بقلم بانو محترم مومنی روحی

0
109

در شرایطی که چند دهه از اختلافات ظاهری ایالات متحده و حاکمیت بدنام آخوندی در ایران می گذرد؛ و میان دولت آمریکا و سران جمهوری اسلامی، جنگ سرد و زبانی برقرار است. حضور وزیر امور خارجه رژیم ملاها در نیویورک به چه دلیلی است؟!

محمدجواد ظریف که در آمریکا به سر می برد. در گفتگو با یکی از رسانه های آمریکائی مورد توجه آقای ترامپ است؛ و حامی رئیس جمهور این کشور می باشد. گفته ، از نظر او(ظریف) پرزیدنت ترامپ می خواهد به قول و سخنان خویش در مبارزات انتخاباتی اش عمل بکند؛ و با پرهیز از جنگ و لشگرکشی، به قولی که داده وفادار بماند!

وزیر امور خارجه حکومت آخوندی، با اقدامی نادر و اعجاب برانگیز، به محفل های رسانه ای محبوب رئیس جمهوری آمریکا نزدیک شده، و با برخی از آنها گفت و گو کرده است. او با رسانه « فاکس نیوز ساندی » با کریس والاس مجری برجسته شبکه فاکس نیوز گفتگو کرده و به وی گفته است؛ جان بولتون مشاور امنیت ملی آمریکا، اسرائیل، عربستان سعودی و امارات می خواهند پرزیدنت ترامپ را به جنگ با جمهوری اسلامی در ایران بکشانند. ولی ترامپ دنبال جنگ نیست. اما ظریف معتقد است که این طرف ها(اسرائیل، امارات و عربستان) مایل به تغییر رژیم در ایران هستند!

هر چند که مصاحبه محمدجواد ظریف با فاکس نیوز، قرار است که فردا یکشنبه ۲۸ آوریل ۲۰۱۹ منتش شود. اما بعضی از منابع خبری و رسانه های داخلی در تهران، با اشاره به سفر غیر معمول ظریف به آمریکا نوشته اند: « واضح است که ظریف در سفر به آمریکا، به دنبال گشودن باب مذاکرات با این کشور می باشد. از نظریات منعکس شده در رسانه های دیداری و شنیداری رژیم چنین به نظر می رسد؛ که تصمیم گیرندگان جمهوری اسلامی، در رابطه با آنچه که میان ایشان با دولتمردان ایالات متحده می گذرد. به این جمع بندی رسیده اند؛ که باید بعضی از اشخاص مهم دولت ترامپ، به ویژه جان بولتون و مایک پمپئو را دور بزنند؛ و باب گفتگوی مستقیم با خود ریاست جمهوری آمریکا را بگشایند!!

همین رسانه ها می افزایند؛ اما معلوم نیست، که ظریف چگونه می خواهد جان بولتون و مایک پمپئو را دور بزند؟ حتی اگر ظریف موفق به دیدار با ترامپ هم بشود؛ این ملاقات به معنای مذاکره نخواهد بود. زیرا مذاکره واقعی بر عهده پمپئو و بولتون خواهد بود. یعنی کسانی که ظریف آنها را به جنگ افروزی متهم می کند. از نظر این منابع خبری، ظریف رویکرد بسیار حساسی را در پیش گرفته، که ممکن است نتایج پر مخاطره ای را به بار بی آورد!

یکی از روزنامه های عرب زبان چاپ لندن در این باره نوشته است: « رژیم ایران آماده مذاکره با آمریکا است. » به گزارش ایسنا روزنامه « العرب » چاپ لندن هم در این ارتباط نوشته است: « رژیم ایران، به منظور رهائی از تحریم ها، به دنبال مذاکره با آمریکا است.» در این گزارش همچنین ادعا شده و آمده است؛ که روحانی و ظریف در حال آماده شدن برای مذاکرات مورد نظر هستند. اما چند روز پیش حسن روحانی اعلام کرد. کشور اش آماده مذاکره با آمریکا است. به شرط آنکه آمریکا تحریم ها را بردارد؛ و از حکومت ایران عذرخواهی بکند!!

هرگاه که سران سیه دل جمهوری ننگین آخوندی در ایران، و مقامات و شخصیت های غیر قانونی حکومت اشغالگر ملاها در کشورمان، سخنان بزرگ تر از دهان شان را عنوان می کنند. کاملا مشهود است؛ که…. « از ترس مرگ، به تب کردن » رضایت داده اند؛ و حاضر هستند به دلیلی و از هر طریقی که برای شان میسر باشد. به ننگی بزرگ که بدون تردید در دفتر تاریخ درخشان ایران ثبت خواهد شد تن بدهند. مقامات حکومتی و دولتی رژیم اشغالگر آخوندی در کشورمان، در حدی اغراق آمیز و غلو گونه، به قدرت پوشالی و میان تهی خودشان مغرور گشته اند. که نمی توانند این حقیقت آشکار را درک نمایند. اگر اینها خودشان از بدترین و زورگوترین حاکمیت های استبدادی در جهان می باشند؟ دولت کنونی ایالات متحده نیز، هم اکنون دارای یکی از میلیاردهای کاسبکار و اهل معامله در این کشور است؛ که تا کنون با اموری که انجام داده است اثبات نموده، که فردی محکم و قائم بر ذات خویش است. و به هیچوجه از جائی که ایستاده و سخنی که عنوان نموده پائین نخواهد آمد!

ظریف و روحانی، و بقیه دولتمردان جمهوری اسلامی، حتی رهبر نابخرد انقلاب شان هم، باید که این پنبه را از گوش های شان خارج کنند. که دولت کنونی آمریکا، مخصوصا رئیس جمهور آن، به سادگی از حرفی که زده اند بگذرند؛ و خودشان را در جوامع بشری در جهان، « سکه یک پول سیاه » نمایند!

اگر قرار بود که پرزیدنت ترامپ مانند بقیه دولت های پیشین این کشور، که از میان حزب دموکرات آمریکا به چنین قدرتی می رسیدند عمل نماید. که همه تلاش شان این بود؛ که به هر شکل و روشی که مطامع سیاسی ایشان را محقق بگرداند. به مماشات با دیگر ممالک دنیا می پرداختند؛ و هرگز هم اجازه نمی دادند؛ که هم ترازان سیاسی ایشان در سراسر گیتی، به ویژه کسانی که با آنها بنای تندخوئی و سرپیچی کردن از خواسته های شان را می گذاشتند. بها بدهند و به مصالح خودشان بی اندیشند!

از آنچه که تا کنون از عملکردهای ریاست جمهوری کنونی آمریکا عیان گردیده است. پرزیدنت دونالد ترامپ و دولتمردان او نیز کسانی نیستند؛ که با علم به فریبکاری های مقامات جمهوری آخوندی در ایران، و با اطلاعاتی که از ریز و درشت آنچه که در این حکومت به ظاهر اسلامی می گذرد دارند. عجولانه و به سرعت به تصمیم گیری در آنچه که به روابط شان با جمهوری اسلامی مربوط می شود بپردازند!

با پژواکی که حکومت کنونی ایالات متحده در مورد عملکردهای ریاکارانه ی باراک حسین اوباما رئیس جمهور پیشین آمریکا با جمهوری اسلامی ابراز کرده کاملا مشخص است؛ که روحانی و ظریف چه رؤیای سراپا غلطی را در ذهن خام شان می پرورانند!

مقامات جمهوری منفور آخوندی در ایران، این روزها در چنان شرایطی قرار دارند؛ که هر چه پندار غلط و بری از سیاستمداری در فکرشان خطور می کند. را وحی نازل شده از سوی الله فریبکارشان تلقی می کنند؛ و جهت پیچاندن گوش طرف های اصولگرای شان در جبهه مخالف، بدون کم ترین بررسی و دوراندیشی لازم نسبت به مصلحت های رژیم اهریمنی شان، به هر کار تمسخر آمیزی می پردازند!

حضور ننگ آور ظریف در نیویورک، و مصاحبه های بی رمق و سطحی وی با رسانه های آمریکائی، نشان می دهند که او و بقیه همکاران وی در دولت دوازدهم رژیم آخوندی، کم ترین شناختی از سیاست و زیر و بم آن ندارند؛ و با کارهای بیهوده ای که انجام می دهند. مراتب ساده انگاری های بی خردانه خویش را، بیش از پیش به جهانیان اثبات می کنند!

اکنون با چنین روش ابلهانه ای(اعزام ظریف به آمریکا)، که حاکمیت جنایتکار اسلامی به آن پرداخته است. هیچگونه ابهامی برای مردم دنیا، و همه دست اندرکاران سیاست های بین المللی باقی نخواهد ماند؛ که انجام دادن این امر ذلت آور، و تمایل آخوندهای حکومتی به انجام گرفتن دوباره مذاکرات، همان خفت ننگ آوری است؛ که ریاست جمهوری ایالات متحده، از پیش از انتخابات ریاست جمهوری در کشورش، به آن اندیشیده، و مصمم هست که خفت چهل ساله زیر بار ننگ رفتن آخوندها را، در شکل یک سیاست همراه با اقتصاد مداری به اجرا گذاشته است. تا که آخوندها را به جائی برساند؛ که با تمام وجودشان راضی به مذاکرات دوباره با آمریکا بشوند!

با توجه به اینکه در قاموس سیاست، هیچ امر و عمل و قول و قراری ریشه در حقیقت ندارد. امکان آن که در صورت پذیرفتن رئیس جمهوری آمریکا، که دوباره با جمهوری اسلامی، بر سر نگرشی تازه به برجام(برنامه اقدام ممشترک)، به مذاکره بنشینند. حقارت بدتری از برجام فعلی بر پیکر کثیف جمهوری رو به فنای آخوندی پوشانده بشود. باید به دولتمردان بی خرد و بلاهت پیشه حکومت پلید اسلامی گفت: « شتر در خواب بیند پنبه دانه **** گهی لپ لپ خورد گه دانه دانه » !

محترم مومنی

مطلب قبلیچرتکه شان اشتباه عمل کرده بود!! نوشتاری از بانو محترم مومنی روحی
مطلب بعدیمصائب قطب‌زاده در تلویزیون؛ گفت‌وگو با اردشیر هوشی بخش دوم
محترم مومنی روحی
شرح مختصری از بیوگرافی بانو محترم مومنی روحی او متولد سال 1324 خورشیدی در شهر تهران است. تا مقطع دبیرستان، در مجتمع آموزشی " فروزش " در جنوب غربی تهران، که به همت یکی از بانوان پر تلاش و مدافع حقوق زنان ( بانو مساعد ) در سال 1304 خورشیدی در تهران تأسیس شده بود؛ در رشته ادبیات پارسی تحصیل نموده و دیپلم متوسطه خود را از آن مجتمع گرفته است. در سال 1343 خورشیدی، با همسرش آقای هوشنگ شریعت زاده ازدواج نموده؛ و حاصل آن دو فرزند دختر و پسر 47 و 43 ساله، به نامهای شیرازه و شباهنگ است؛ که به او سه نوه پسر( سروش و شایان از دخترش شیرازه، و آریا از پسرش شباهنگ) را به وی هدیه نموده اند. وی نه سال پس از ازدواج، در سن بیست و نه سالگی، رشته روانشناسی عمومی را تا اواسط دوره کارشناسی ارشد آموخته، و در همین رشته نیز مدت هفده سال ضمن انجام دادن امر مشاورت با خانواده های دانشجویان، روانشناسی را هم تدریس نموده است. همزمان با کار در دانشگاه، به عنوان کارشناس مسائل خانواده، در انجمن مرکزی اولیاء و مربیان، که از مؤسسات وابسته به وزارت آموزش و پرورش می باشد؛ به اولیای دانش آموزان مدارس کشور، و نیز به کاکنان مدرسه هائی که دانش آموزان آن مدارس مشکلات رفتاری و تربیتی داشته اند؛ مشاورت روانشناسی و امور مربوط به تعلیم و تربیت را داده است. از سال هزار و سیصد و پنجاه و دو، عضو انجمن دانشوران ایران بوده، و برای برنامه " در انتهای شب " رادیو ، با برنامه " راه شب " اشتباه نشود؛ مقالات ادبی – اجتماعی می نوشته است. برخی از اشعار و مقالاتش، در برخی از نشریات کشور، از جمله روزنامه " ایرانیان " ، که ارگان رسمی حزب ایرانیان، که وی در آن عضویت داشته منتشر می شده اند. پایان نامه تحصیلی اش در دانشگاه، کتابی است به نام " چگونه شخصیت فرزندانتان را پرورش دهید " که توسط بنگاه تحقیقاتی و مطبوعاتی در سال 1371 خورشیدی در تهران منتشر شده است. از سال 1364 پس از تحمل سی سال سردردهای مزمن، از یک چشم نابینا شده و از چشم دیگرش هم فقط بیست و پنج درصد بینائی دارد. با این حال از بیست و چهار ساعت شبانه روز، نزدیک به بیست ساعت کار می کند. بعد از انقلاب شوم اسلامی، به مدت چهار سال با اصرار مدیر صفحه خانواده یکی از روزنامه های پر تیراژ پایتخت، به عنوان " کارشناس تعلیم و تربیت " پاسخگوی پرسشهای خوانندگان آن روزنامه بوده است. به لحاظ فعالیت های سیاسی در دانشگاه محل تدریسش، مورد پیگرد قانونی قرار می گیرد؛ و به ناچار از سال 1994 میلادی،به اتفاق خانواده اش، به کشور هلند گریخته و در آنجا زندگی می کند. مدت شش سال در کمپهای مختلف در کشور هلند زندگی نموده؛ تا سرانجام اجازه اقامت دائمی را دریافته نموده است. در شهر محل اقامتش در هلند نیز، سه روز در هفته برای سه مؤسسه عام المنفعه به کار داوطلبانه بدون دستمزد اشتغال دارد. در سال 2006 میلادی، چهار کتاب کم حجم به زبان هلندی نوشته است؛ ولی چون در کشور هلند به عنوان نویسنده صاحب نام شهرتی نداشته، هیچ ناشری برای انتشار کتابهای او سرمایه گذاری نمی کند. سرانجام در سال 2012 میلادی، توسط کانال دو تلویزیون هلند، یک برنامه ده قسمتی از زندگی او تهیه و به مدت ده شب پیاپی از همان کانال پخش می شود. نتیجه مفید این کار، دریافت پیشنهاد رایگان منتشر شدن کتابهای او توسط یک ناشر اینترنتی هلندی بوده است. تا کنون دو عنوان از کتابهای وی منتشر شده و مورد استقبال نیز قرار گرفته اند. در حال حاضر مشغول ویراستاری دو کتاب دیگرش می باشد؛ که به همت همان ناشر منتشر بشوند. شعار همیشگی او در زندگی اش، و تصیه آن به فرزندانش : خوردن به اندازه خواب و استراحت به اندازه اما کار بی اندازه است. چون فقط کار و کار و کار رمز پیروزی یک انسان است.