با‌توجه به اینکه در طول دوره‌های مختلف تاریخی و پیش از تاریخ نقوش مربوط به آیین‌ها و مراسم ایرانی کمتر در کتیبه‌ها و یافته‌های باستان‌شناسی مشاهده شده، اما باستان‌شناسان معتقدند که آیین مربوط به شب یلدا را می‌توان تا 7 سال قبل‌تر در چهارچوب تقویم ایرانی ردیابی کرد. این درحالی است که به مراسم نوروز و جشن خرمن در کتیبه‌های باستان‌شناسی نسبت به‌ دیگر آیین‌ها بیشتر پرداخته شده است.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از میراث‌فرهنگی؛  «علیرضا عسگری‌ چاه‌وردی»، باستان‌شناس در این رابطه می‌گوید: «با اینکه در کتیبه بیستون و سایر کتیبه‌های دوره‌ هخامنشی، از هر دوازده ماه سال ایرانیانیان نام برده شده و در تحقیقات تاریخی و گاه‌شماری ایران باستان که سید حسن تقی‌زاده و هارتنر و پوفسفور پانینو به تفصیل و با دقت به‌ آن پرداخته‌اند از تغییر فصول پاییز به زمستان و اینکه شب یلدا به‌عنوان نمادی از آغازین روزهای فصل زمستان است بسیار اشاره شده‌است.»

این باستان‌شناس می‌افزاید: «با توجه به اسطرلاب‌ها که نمادی از گاه‌شماری ایران باستان و دوره اسلامی است و همچنین دیگر مدارک باستان‌شناسی، شب یلدا در چهارچوب تقویم و گاه‌شماری ایرانیان ثبت شده است.»

به‌گفته عسگری چاه‌وردی، وجود نقوش مختلف از نمادهای حیوانی که مربوط به ماه‌های ایرانی می‌شود و به دوره پیش از تاریخ می‌رسد. می‌توان قدمت این آیین کهن را تا حدود هفت هزار سال قبل ردیابی کرد. با این وجود آنچه که تحت‌عنوان شب یلدا رسمیت یافته و همزمان با تقویم خورشیدی ایران که برگرفته از گاه‌شماری بابلی‌ها و مصری‌ها است به دوره داریوش یکم می‌رسد که در تقویم ایرانیان ثبت شده است.

این باستان‌شناس اما به قدمت تاریخی شب یلدا اشاره می‌کند که به سال 502 قبل از میلاد می‌رسد. او تاکید می‌کند: «شب یلدا که به عنوان یکی از شب‌های مقدس در ایران باستان مطرح بوده به‌صورت رسمی در تقویم ایرانیان باستان از سال 502 قبل از میلاد در زمان داریوش یکم به تقویم رسمی ایرانیان باستان‌ راه یافت. هرچند که قدمت این جشن به دوره‌ّهای پیشدادیان و کیانیان و ایزدان کهن‌تر از دوره هخامنشی می‌رسد اما آنچه که به‌صورت رسمی می‌توان نام برد دوره هخامنشی است.»

او ادامه می‌دهد: «در واقع یلدا تغییر بین فصل پاییز به فصل زمستان را نشان می‌دهد و در گذشته تمام گاو و گوسفندان از چراگاه‌ها به دهکده‌ها برمی‌گشتند و تمام محصولات برداشت شده در پایان پاییز به انبارها انتقال داده می‌شد. در این فصل به خاطر آغاز سرمای زمستان انسان‌ها نیز در ایران کم و بیش از کوهستان و مزارع به خانه‌ّها بازمی‌گشتند و در این شب برای سه ماه آینده تا زمانی‌که زمین به‌طور مجدد رویش خود را آغاز کند، جامعه انسانی ایرانیان باستان تلاش می‌کردند که از میوه‌جات و انواع گیاهانی که از محصول برداشت‌شده به‌دست می‌آمده به‌صورت آجیل برای شب‌نشینی‌های طولانی دور هم استفاده کنند.»

به‌گفته این باستان‌شناس، حل بخش زیادی از مسائل اجتماعی مردم در همین شب‌های طولانی زمستان از آغازین شب زمستان یعنی شب یلدا شروع می‌شد. چراکه دراین فصل از کار خبری نبوده و تمام مردم از دست‌رنج طول سال خود برای این فصل زمستان بهره می‌بردند. به همین دلیل شب یلدا شبی مقدس و معنوی است، زیراکه انسان‌ها در این فصل می‌توانستند علاوه بر انجام امور اجتماعی خود فرصت عبادت و رسیدگی به امور معنوی خود نیز داشته باشند.

مقاله قبلیپیام رسانه ای فدراسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر: نقض حقوق بشر در در ایران در صدر توجه مجمع عمومی سازمان ملل
مقاله بعدیبه پيشواز شب يلدا؛ طلیعه پیروزی نور بر ظلمت
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.