شاید مذاکرات اتمی دیگری در راه باشد!! بقلم بانو محترم مومنی روحی

0
303

بارها اشاره کرده ام، که یکی از شگرد های تکراری ایالات متحده این است؛ که هر چند وقت یکبار علم سی چهل تیغه بزرگ و مهمی به طول و عرض همه این جهان را به آسمان می فرستد. و این امر موجب پیش آورده شدن موضوعی می گردد؛ که تا مدت های طولانی، بسیاری از مردم همه دنیا، به ویژه سیاستمداران گیتی را وا می دارد؛ که مدت ها در زیر آن سینه بزنند؛ و در باره آن رویداد یا حواشی مربوطه اظهار نظر بکنند. آنگاه در این رهگذر، حواس عمومی مردم را فقط به آن مورد معطوف نمایند. سپس هر کاری که مد نظرشان بوده را عملی سازند!

اخیرا آقای مایکل مک کال جمهوریخواه، رئیس کمیته امنیت داخلی مجلس نمایندگان آمریکا اعلام کرد؛ تصمیم پرزیدنت ترامپ به خروج از توافق اتمی برجام، عملا مسیر مذاکرات دوباره با ایران، برای رسیدن به توافقی جدید و بهتر را هموار کرده است. ایشان که رئیس کمیته امنیت داخلی مجلس نمایندگان آمریکا می باشد. در جلسه پرسش و پاسخ شورای روابط خارجی در شهر نیویورک سخن گفته معتقد است؛ که متحدان اروپائی آمریکا می توانند؛ تا فرا رسیدن زمان احیای تحریم های اتمی آمریکا علیه جمهوری اسلامی در ایران، تهران را به بازگشت به پای میز مذاکرات قانع کنند!
وی همچنین گفته است: « من این فرصت را، تلاشی برای دستیابی به توافق مجدد می دانم. یعنی طی دوره های ۹۰ و ۱۸۰ روزه، که تحریم ها مجددا فعال می شوند. همزمان، ما فشار حد اکثری بر ایران را ادامه خواهیم داد. تا بالاخره به توافقی بدون نواقص برجام برسیم. حالا برخی می پرسند:‌ آیا ایران حاضر است پشت میز مذاکره بنشیند؟ به نظرم بله، آنها این کار را خواهند کرد. زیرا حالا که آمریکا از توافق خارج شده است؛ ادامه اجرای برجام برای اروپائی ها مشکل می شود. آنها بر سر دوراهی ادامه تجارت با ایران یا آمریکا قرار گرفته اند. بنابراین با اعمال فشار حداکثری، دیپلمات ها می توانند؛ از طریق مذاکرات آتی نواقص برجام کنونی را برطرف کنند. تقریبا آنگونه که ما با موفقیت تا اکنون با کره شمالی پیش رفته ایم.» !

آقای مک کال عضو ارشد مجلس نمایندگان از حزب جمهوریخواه، با تاکید بر این امر که آمریکا باید مطمئن شود؛ که ایران و کرده شمالی تسلیحات اتمی نداشته باشند گفته است: « ما شاهدیم که ایران و کره شمالی در کنار یکدیگر، برنامه اتمی خود را گسترش داده اند. مذاکرات مجدد با ایران ریسک خاص خود را دارد. نگاه خوشبینانه این است؛ که بتوانیم به توافق بهتری با ایران برسیم. همچنین با کره شمالی، آمریکا باید مطمئن شود؛ که هیچیک از این دو کشور تسلیحات اتمی نداشته باشند. زیرا هر دو تهدیدی حیاتی برای آمریکا هستند. ما شاهد توان موشک بالستیک بین قاره ای کره شمالی بودیم؛ که نه تنها ژاپن و کره جنوبی را در برد خود دارد. بلکه می تواند به خاک آمریکا نیز اصابت کند.» !

از سوئی دیگر، کاخ سفید در روز جمعه یازدهم ماه جاری، در بیانیه ای که به وسیله سخنگوی کاخ سفید خانم سارا هاکبی سندرز انتشار یافته، ضمن انتقاد از عملیات بی ثبات کننده منطقه خاور میانه توسط سپاه پاسداران جمهوری اسلامی، از کشورهای « مسؤلیت پذیر » خواسته، تا فشار جهانی برای تغییر رفتار جمهوری اسلامی را افزایش بدهند. خانم سندرز در این بیانه اشاره نموده، در حالی که مردم ایران همچنان قربانی یک اقتصاد مشکل دار هستند. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، منابع خود را برای بسط نفوذ بی ثبات ساز خود در سراسر منطقه پخش کرده است!

سارا هاکبی سندرز در این بیانیه همچنین افزوده است: « سپاه پاسداران این هفته راکت هائی را به سوی شهروندان اسرائیل پرتاب کرد؛ و عوامل آن در یمن نیز، یک موشک بالستیک به سوی ریاض پایتخت عربستان سعودی شلیک کرده اند. » !

وی با تاکید بر این که اینها(موارد بالا) گواه دیگری بر اقدامات بی ملاحظه رژیم ایران است؛ که تهدید جدی برای صلح و ثبات منطقه می باشد. گفته است: « وقت آن است، که کشورهای مسؤل فشار را برای تغییر رفتارهای خطرناک رژیم افزایش دهند. » !

بیانیه کاخ سفید چند روز پس از آن منتشر می شود؛ که رئیس جمهور آمریکا، به دلیل آن که تهران با رفتار بی ثبات کننده خود در منطقه، و آزمایش موشکی بالستیک روح برجام را نقض کرده، از توافق ۲۰۱۵ خارج شد!

انتقاد کاخ سفید از اقدامات سپاه پاسداران، همچنین دو روز پس از حمله راکتی روز چهارشنبه از سوریه به مناطق تحت کنترل اسرائیل در بلندی های جولان، و واکنش اسرائیل با حمله به مواضع ایران در سوریه صورت می گیرد. وزارت خزانه داری ایالات متحده روز پنج شنبه، از اقدامات مشترک آمریکا و امارات متحده عربی، برای قطع فعالیت های یک شبکه وسیع خرید و فروش ارز در ایران و امارات، که فعالیت های نیروی قدس سپاه و نیروهای وابسته به آن را تامین مالی می کرد خبر داد: نیروهای قدس سپاه پاسداران ایران، در ۲۵ اکتبر ۲۰۰۷ در فهرست تحریم های دولت ایالات متحده قرار گرفت. و خود سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز، در ۱۳ اکتبر ۲۰۱۷ به این فهرست اضافه شد!

نکته ریز اما بسیار مهمی که در این بیانیه وجود دارد؛ اشاره سخنگوی کاخ سفید در بخشی از آن به این مورد( وقت آن است که کشورهای مسؤل، فشار را بر ایران، برای تغییر رفتارهای خطرناکش افزایش دهند.) است. گوئی که اینها هیچ اهمیتی به بودن یا نبودن حاکمیت منفور و ضد ایرانی آخوندی در کشور ما نمی دهند؛ و برای شان تفاوتی ندارد؛ که مردم ایران در چه شرایط بی نهایت ستمگرانه رژیم ملاها، در بدترین نوع ممکن از گونه ای به اصطلاح زندگی می باشند؛ که یک روز و یک ساعت و یک لحظه زودتر رها شدن شان از شر این نامردمان، تا به چه اندازه برای شان حائز اهمیت و شایان توجه است؟!

و …. این خودمحورهای دنیای سیاست در این برهه زمانی، فقط به مورد چگونگی تغییر رفتارهای خطرناک حکومت اسلامی می اندیشند. نه به ایجاد نمودن یک تغییر کلی در تمامیت هستی این بدترین حکومت و دولت های آن در جهان توجهی دارند؛ و نه از آرمان های ملی چهار دهه ای مردم ایران چیزی می دانند. همه تلاش ایرانیاران برون و درون مرزهای کشورمان این است؛ که هر چه زودتر سایه شوم این کرکس های وحشی را، از سر خود و میهن باستانی شان کوتاه نمایند. تا شاید بتوانند، روزگار بهتر و مفیدتری را برای خودشان به وجود بیاورند. اما ظاهرا آقایان فقط به چند مورد توجه می کنند. تا که به وسیله آنها، خود و کشور و ملت شان را، به آنچه که برای شان سودآور باشد برسانند!

نزدیک نمودن هر چه بیشتر پایگاه های نظامی شان، در اطراف رقیب همیشگی ایشان روسیه تزاری، بهره برداری از منابع فسیلی فراوانی که در منطقه خاورمیانه وجود دارند؛ و ذخیره نمودن همه امکانات زیر زمینی کشور خودشان، جهت موقعی که مردم جهان بیدار شوند و دریابند؛ که به آنچه دیگران می گویند دل نبندند. و برای برخورداری از نعمت های بزرگی مانند آزاد سازی ملک و ملت از زیر یوغ استبداد حکومت آخوندی، به نیروی زانوهای خودشان بیش از هر مورد دیگری اعتماد داشته باشند!

بر این اساس، پیر و برنا، زن و مرد همگی مان، بدون کم ترین انتظاری از هر مملکت دیگری در دنیا، دست های آرزومندمان را، جهت سرنگونی کاخ منحوس حکومت منفور این جمهوری اهریمنی، بر روی زانوان خود می نهیم؛ و با نیروهای فکری و بدنی خویش، آن کارستانی را برپا می کنیم. که نخستین جرقه های آن در دیماه سال پیش زده شد. اکنون هم در جای جای کشور بزرگ مان، میهن پرستان مقاوم و سلحشور ایرانزمین، با استفاده از هر موردی که بتواند؛ انگیزه های میهن پرستانه شان را به انگیزش وا بدارد. در حال انجام دادن وظایف ملی و میهنی خویش می باشند. اهورای یگانه نگاهبان ایران باد.

محترم مومنی

مطلب قبلیادعای کیهان: مرگ احتمالی بن سلمان با دو گلوله
مطلب بعدیبانکدار ترک مجرم در پرونده پولشویی جمهوری اسلامی به ۳۲ ماه زندان محکوم شد
محترم مومنی روحی
شرح مختصری از بیوگرافی بانو محترم مومنی روحی او متولد سال 1324 خورشیدی در شهر تهران است. تا مقطع دبیرستان، در مجتمع آموزشی " فروزش " در جنوب غربی تهران، که به همت یکی از بانوان پر تلاش و مدافع حقوق زنان ( بانو مساعد ) در سال 1304 خورشیدی در تهران تأسیس شده بود؛ در رشته ادبیات پارسی تحصیل نموده و دیپلم متوسطه خود را از آن مجتمع گرفته است. در سال 1343 خورشیدی، با همسرش آقای هوشنگ شریعت زاده ازدواج نموده؛ و حاصل آن دو فرزند دختر و پسر 47 و 43 ساله، به نامهای شیرازه و شباهنگ است؛ که به او سه نوه پسر( سروش و شایان از دخترش شیرازه، و آریا از پسرش شباهنگ) را به وی هدیه نموده اند. وی نه سال پس از ازدواج، در سن بیست و نه سالگی، رشته روانشناسی عمومی را تا اواسط دوره کارشناسی ارشد آموخته، و در همین رشته نیز مدت هفده سال ضمن انجام دادن امر مشاورت با خانواده های دانشجویان، روانشناسی را هم تدریس نموده است. همزمان با کار در دانشگاه، به عنوان کارشناس مسائل خانواده، در انجمن مرکزی اولیاء و مربیان، که از مؤسسات وابسته به وزارت آموزش و پرورش می باشد؛ به اولیای دانش آموزان مدارس کشور، و نیز به کاکنان مدرسه هائی که دانش آموزان آن مدارس مشکلات رفتاری و تربیتی داشته اند؛ مشاورت روانشناسی و امور مربوط به تعلیم و تربیت را داده است. از سال هزار و سیصد و پنجاه و دو، عضو انجمن دانشوران ایران بوده، و برای برنامه " در انتهای شب " رادیو ، با برنامه " راه شب " اشتباه نشود؛ مقالات ادبی – اجتماعی می نوشته است. برخی از اشعار و مقالاتش، در برخی از نشریات کشور، از جمله روزنامه " ایرانیان " ، که ارگان رسمی حزب ایرانیان، که وی در آن عضویت داشته منتشر می شده اند. پایان نامه تحصیلی اش در دانشگاه، کتابی است به نام " چگونه شخصیت فرزندانتان را پرورش دهید " که توسط بنگاه تحقیقاتی و مطبوعاتی در سال 1371 خورشیدی در تهران منتشر شده است. از سال 1364 پس از تحمل سی سال سردردهای مزمن، از یک چشم نابینا شده و از چشم دیگرش هم فقط بیست و پنج درصد بینائی دارد. با این حال از بیست و چهار ساعت شبانه روز، نزدیک به بیست ساعت کار می کند. بعد از انقلاب شوم اسلامی، به مدت چهار سال با اصرار مدیر صفحه خانواده یکی از روزنامه های پر تیراژ پایتخت، به عنوان " کارشناس تعلیم و تربیت " پاسخگوی پرسشهای خوانندگان آن روزنامه بوده است. به لحاظ فعالیت های سیاسی در دانشگاه محل تدریسش، مورد پیگرد قانونی قرار می گیرد؛ و به ناچار از سال 1994 میلادی،به اتفاق خانواده اش، به کشور هلند گریخته و در آنجا زندگی می کند. مدت شش سال در کمپهای مختلف در کشور هلند زندگی نموده؛ تا سرانجام اجازه اقامت دائمی را دریافته نموده است. در شهر محل اقامتش در هلند نیز، سه روز در هفته برای سه مؤسسه عام المنفعه به کار داوطلبانه بدون دستمزد اشتغال دارد. در سال 2006 میلادی، چهار کتاب کم حجم به زبان هلندی نوشته است؛ ولی چون در کشور هلند به عنوان نویسنده صاحب نام شهرتی نداشته، هیچ ناشری برای انتشار کتابهای او سرمایه گذاری نمی کند. سرانجام در سال 2012 میلادی، توسط کانال دو تلویزیون هلند، یک برنامه ده قسمتی از زندگی او تهیه و به مدت ده شب پیاپی از همان کانال پخش می شود. نتیجه مفید این کار، دریافت پیشنهاد رایگان منتشر شدن کتابهای او توسط یک ناشر اینترنتی هلندی بوده است. تا کنون دو عنوان از کتابهای وی منتشر شده و مورد استقبال نیز قرار گرفته اند. در حال حاضر مشغول ویراستاری دو کتاب دیگرش می باشد؛ که به همت همان ناشر منتشر بشوند. شعار همیشگی او در زندگی اش، و تصیه آن به فرزندانش : خوردن به اندازه خواب و استراحت به اندازه اما کار بی اندازه است. چون فقط کار و کار و کار رمز پیروزی یک انسان است.