یک تماشاگر دقیق توانست اثری گران‌قیمت از نقاش مجار اوایل قرن بیستم را که برای چند دهه مفقود شده بود، پیدا کند.

 تابلوی «بانوی خفته با گلدان سیاه» اثر رابرت برنی ( 1953-1887) که از اوایل دهه 1920 گم شده بود، در میان اشیای صحنه فیلم کودکان «استوارت کوچولو» (Stuart Little) بود و استودیو کلمبیا از آن به‌عنوان تابلویی که دیوار دکور فیلمش را می‌پوشاند، استفاده می‌کرد. یک تماشاگر مجارستانی به نام گرگلی بارکی که کارشناس تاریخ هنر است، تصادفاً هنگام تماشای فیلم «استارت کوچولو» محصول 1999 در تلویزیون به وجود این تابلو در پس‌زمینه فیلم پی برد.

گرگلی بارکی
گرگلی بارکی

تابلوی رنگ روغن «بانوی خفته با گلدان سیاه» را رابرت برنی نقاش آوانگارد مجار که برای آثار کوبیستی و اکسپرسیونیستی خود شهرت داشت، در اوایل قرن بیستم نقاشی کرده بود. این تابلو به صورتی نامعلوم سر از انبار استودیوی فیلم‌سازی در آورد و در فیلم «استوارت کوچول» به کارگردانی راب مینکف محصول 1999 آلمان و ایالات متحده آمریکا که جینا دیویس و هیو لوری بازیگر آن بودند و مایکل جی. فاکس در آن صداپیشه نقش موش کوچولویی به‌نام استوارت بود، مورد استفاده قرار گرفت.

نمایی از فیلم «استوارت کوچولو» و تابلوی بانوی خفته با گلدان سیاه
نمایی از فیلم «استوارت کوچولو» و تابلوی بانوی خفته با گلدان سیاه

«بانوی خفته با گلدان سیاه» را یکی از دستیاران طراحی صحنه پس از پایان فیلم‌برداری به مبلغ 500 دلار خریداری کرده و در نهایت به یک کلکسیونر آثار هنری فروخته بود. پس از آنکه  گرگلی بارکی به‌وجود این تابلو پی برد و با تهیه‌کندگان فیلم تماس گرفت، این تابلو  به حراج ویراگ جودیت در مجارستان منتقل شد.

به‌ گزارش خبرنگار فرهنگی آنا به نقل از شبکه خبری ABC، این تابلو قرار است در روزهای آینده به حراج گذاشته شود. قیمت اولیه تابلوی «بانوی خفته با گلدان سیاه»  138 هزار دلار تعیین شده است و تخمین زده می‌شود که در نهایت بین 240 هزار تا 325 هزار دلار به‌فروش برود.

مقاله قبلیدیدار اتفاقی پدر و دختر در جبهه های کوبانی (به همراه فیلم)
مقاله بعدیسعید جلیلی: حصر موسوی و کروبی ربطی به وقایع ۸۸ ندارد
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.