وارث سلسله پهلوی در گفت‌وگو با فاکس‌نیوز اعلام کرد آمادگی دارد در دوران گذار نقش‌آفرینی کند و بر ضرورت همکاری نیروهای نظامی و بدنه اداری برای سقوط رژیم تأکید کرد

شاهزاده رضا پهلوی، وارث سلسله پهلوی، در گفت‌وگو با شبکه فاکس‌نیوز در شامگاه سه‌شنبه ۶ ژانویه ۲۰۲۶ (۱۶ دی ۱۴۰۳) اعلام کرد: «بیش از هر زمان دیگری آماده‌ام که به‌محض فراهم‌شدن شرایط، وارد ایران شوم و در کنار هم‌میهنانم برای هدایت نبرد نهایی حضور داشته باشم.»

ایشان درباره آینده سیاسی ایران گفت که به دعوت مردم آماده ایفای نقش در دوران گذار است و تصریح کرد: «به فراخوان هم‌میهنانم، قدم پیش گذاشتم تا رهبری این گذار از استبداد به سوی آینده‌ای دموکراتیک را بر عهده بگیرم.» او افزود: «نقش من کمک به هم‌میهنانم برای دستیابی به این هدف است؛ تحقق یک پایان مسالمت‌آمیز از طریق همه‌پرسی ملی و مجلس مؤسسان.»

شاهزاده پهلوی تأکید کرد که نسبت به شکل نهایی نظام سیاسی بی‌طرف است و گفت: «من نسبت به نتیجه نهایی بی‌طرف هستم، به شرط آن‌که یک دموکراسی سکولار باشد.»

به گفته شاهزاده رضا پهلوی، مردم ایران بیش از هر زمان دیگری برای پایان‌دادن به جمهوری اسلامی مصمم هستند. وی با اشاره به نقش بازار و نیروهای نظامی در تحولات اخیر گفت: «امروز شاهد صحنه‌های بی‌سابقه‌ای در بازار ایران هستیم؛ بازاریانی که به معترضان پیوسته‌اند.»

شاهزاده درباره جداشدن نیروهای نظامی و انتظامی و بدنه اداری غیرنظامی از جمهوری اسلامی توضیح داد: «وقتی با یک رژیم به‌شدت خشن روبه‌رو هستید و به دوران پس از فروپاشی و ثبات یک گذار نرم‌تر فکر می‌کنید، بدون همکاری و همراهی ضمنی نیروهای نظامی این کار ناممکن خواهد بود. این‌که آنها به فراخوان من توجه کرده‌اند و من پیام دیگری برایشان فرستادم تا موضع خود را روشن کنند؛ یا با مردم هستند یا در مقابل آنها می‌ایستند.»

شاهزاده پهلوی تأکید کرد که این موضوع فقط به نیروهای نظامی و شبه‌نظامی محدود نیست: «این شامل بدنه اداری غیرنظامی هم می‌شود، افرادی که در وزارتخانه‌های دولتی کار می‌کنند. همه اینها می‌توانند بخشی از راه‌حلی باشند که این رژیم را به زانو درخواهد آورد.»

اظهارات اخیر شاهزاده رضا پهلوی نشان‌دهنده تحولی مهم در استراتژی اپوزیسیون ایرانی است. او برای نخستین‌بار به‌صراحت از آمادگی خود برای ورود به ایران و رهبری دوران گذار سخن گفته و چارچوب مشخصی برای این گذار ارائه کرده است.

تغییر از نمادگرایی به رهبری عملیاتی

تا به امروز، شاهزاده پهلوی بیشتر نقش نمادین داشته و از فاصله به اعتراضات حمایت می‌کرد. اما اکنون با اعلام آمادگی برای ورود به ایران و رهبری «نبرد نهایی»، او به‌طور مستقیم خود را به‌عنوان یک گزینه رهبری در دوران گذار معرفی می‌کند. این تغییر موضع می‌تواند نشان‌دهنده ارزیابی او از بلوغ شرایط برای تغییر بنیادین در ایران باشد.

نکته کلیدی در سخنان پهلوی، تأکید بر جلب همکاری نیروهای نظامی و بدنه اداری دولتی است. ایشان بدرستی دریافته که بدون همکاری این نیروها، گذار نرم ناممکن است. تجربه سقوط رژیم‌های اقتدارگرا نشان داده که زمانی فروپاشی رخ می‌دهد که بخش‌های کلیدی دستگاه امنیتی و اداری از حمایت رژیم دست بکشند.

اشاره پهلوی به پیوستن بازاریان به معترضان، یادآور نقش تاریخی بازار در سال ۱۳۵۷ است. بازار سنتی ایران همواره یکی از ارکان قدرت اقتصادی و اجتماعی بوده و اتحاد آن با معترضان می‌تواند نشانه‌ای از گسترش نارضایتی در لایه‌های مختلف جامعه باشد.

مقاله قبلیاعتراضات ایران وارد هفته دوم شد؛ نگرانی تهران از تکرار سناریوی ونزوئلا، چگونه رویترز و فرانس پرس “جاوید شاه” را سانسور کردند
مقاله بعدییازدهمین روز قیام ملی | ۲۷ استان ایران در موج اعتراضات سراسری؛ گزارش جامع رویدادهای چهارشنبه ۱۷ دی ۱۴۰۴
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.