ستاره سری فیلم‌های «راکی» پس از سال‌ها توانست داستان خود را در قالب یک نمایش موزیکال به صحنه ببرد.

 سیلوستر استالونه که در فیلم‌های «راکی» نقش راکی بالبوا، مشت‌زن فیلادلفیایی را بازی کرد، روز سه‌شنبه در تازه‌ترین مصاحبه خود گفت کله‌گنده‌های هالیوود برای نقش راکی بازیگرانی چون برت رینولدز، جیمز کان یا رایان اونیل را می‌خواستند، نه او را.

اما استالونه یک مزیت داشت. او تنها یک بازیگر نبود که می‌کوشید نقش راکی را بازی کند. او نویسنده بود و حقوق کل داستان «راکی» را در اختیار داشت. این به استالونه قدرت می‌داد اجازه ندهد «راکی» بدون او ساخته شود، اما این قدرت برای او هزینه داشت.

استالونه در حالی پیشنهاد 300 هزار دلاری – حدود یک میلیون دلار الان – برای خرید داستانش را رد کرد که در حساب بانکی‌اش تنها 106 دلار داشت و یک ماشین 40 دلاری زیر پایش بود.

خودش می‌گوید: «آن زمان تصمیمی واقعا احمقانه بود، چون من آه در بساط نداشتم.»

اکنون که به گذشته نگاه می‌کنیم، تصمیم استالونه اصلا احمقانه به نظر نمی‌رسد. او در نهایت چیزی را که می‌خواست به دست آورد.

اولین «راکی» در 1976 ساخته و برنده سه جایزه اسکار از جمله بهترین فیلم و کارگردان شد. این فیلم مجموعه‌ای سینمایی شامل شش فیلم به همراه داشت که در دنیا 1.2 میلیارد دلار فروخت.

این اصلا برای کسی که ابتدا هیچ‌کس به او اعتقاد نداشت، بد نبود، اما استالونه حتی بعد از موفقیت سری فیلم‌های «راکی»، زمانی که تصمیم گرفت این داستان را در قالب یک نمایش موزیکال در برادوی اجرا کند با مقاومت‌هایی روبرو شد.

استالونه با اشاره به واکنش تهیه‌کننده‌ها به اجرای موزیکال «راکی» می‌گوید: «آن‌ها اعتقاد داشتند این بهترین ایده برای یک آدم احمق است.»

به گزارش خبرآنلاین،استالونه بار دیگر پافشاری کرد و اکنون حدود سه هفته است نمایش «راکی»‌ در برادوی روی صحنه رفته است. استالونه یکی از تهیه‌کنندگان این نمایش است.

http://www.fanpix.net/

مقاله قبلیوقتی بهار دل انگیز مان را به زمستانی سیاه و منجمد تبدیل نمودیم، چنین شد!
مقاله بعدیبازگشت پلنگ صورتی
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.