روزی چند بار سمت چپ بدنش لمس می‌شود. هنوز دکترها به درستی تشخیص نداده‌اند که مشکلش چیست، تنها گفته‌اند دو پلاک در مغز او دیده شده. یک سکته قلبی را هم از سر گذرانده. خانواده‌اش نگران‌اند و مضطرب. هنوز مشخص نیست مشکل او چیست. مسعود باستانی اما محکم است و استوار. پس از شش سال حبس، هنوز هم نبریده است.

وقتی به او می‌گویم «چرا در این وضعیت که حتی از اعطای مرخصی خودداری می‌کنند، نامه‌ای درباره مهندس میرحسین موسوی می‌نویسی؟» می‌گوید که خط قرمزش مهندس میرحسین موسوی و شیخ مهدی کروبی است. او معتقد است به هر صورتی باید از این دو دفاع کرد و باید خط قرمز همه ما آنها و حصر باشد.

مسعود باستانی، روزنامه‌نگاری است که به تاوان فعالیت های مطبوعاتی‌اش زندانی است. او اکنون با جسمی آسیب دیده در بیمارستان بستری است. رونامه‌نگاری که در جوانی به جرم دفاع از مهندس میرحسین موسوی و مهدی کروبی و همچنین دفاع از آرای ملت به زندان محکوم شد و اینک بعد از نزدیک به ۶ سال زندان، در ۳۶ سالگی با تنی بیمار، روی تخت بیمارستان است.

به گزارش کلمه، این روزنامه‌نگار زندانی، این روزها به علت حمله قلبی و ضعف اعصاب سمت چپ بدن، در بیمارستان بستری است. او که به اتهام اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی و اقدام تبلیغی به ۶ سال زندان محکوم شده است، اینک بعد از تحمل سال‌های زندان دچار بیماری‌ها و مشکلات جسمانی عدیده‌ای شده است.

به گفته خانواده این روزنامه‌نگار، مسعود باستانی روز جمعه و در پی وخامت حالش به پیشنهاد هم‌بندیانش به بهداری زندان رجایی‌شهر مراجعه می‌کند و بهداری پس از اینکه از او نوار قلب می‌گیرد، با دستپاچگی اعلام می‌کند که این زندانی یک سکته قلبی را رد کرده است و باید هرچه سریعتر به مراکز درمانی و بیمارستان‌های مجهز منتقل شود.

ماموران سپس او را به بیمارستان امام خمینی منتقل کردند، اما به دلیل اینکه تخت خالی در بخش موجود نبود، به ناچار این روزنامه‌نگار چند روزی را در اورژانس بیمارستان سپری کرد.

به گفته مهسا امرآبادی، همسر مسعود باستانی، مسعود هیچ گاه مشکل قلبی نداشته و این نخستین بار است که چنین اتفاقی برای او می‌افتد. او می‌گوید: مسعود در سال ۹۰ هم مشکل عضلانی و اعصاب سمت چپ را داشت، اما این بار این مشکل خیلی وسیع‌تر خود را نشان داده است.

 پزشکان تا کنون تشخیص درست و دقیقی از بیماری و مشکل مسعود باستانی نداده‌اند و تنها با دیدن ام‌آر‌آی گفته‌اند که دو پلاک در مغز این روزنامه‌نگار مشاهده می‌شود و باید آزمایش‌های دیگری از او گرفته شود تا بتوان تشخیص بیماری داد.

قرار است امروز آب نخاع او را بگیرند تا بلکه به تشخیص پزشکان کمک کند. اینها همه یعنی وضعیت این زندانی سیاسی نگران کننده است، آن هم در حالی که او قبل از زندان چنین مشکلاتی نداشته و همه اینها از عوارض جسمی دوران حبس است.

مهسا امرآبادی همسر مسعود می‌گوید: من روز اول به دادستانی مراجعه کردم و از دادستانی خواستم که به همسرم مرخصی بدهد و یا حداقل اجازه بدهد که او را به بیمارستان دیگری منتقل کنیم اما دادستانی تا کنون جوابی نداده است. مسعود احتیاج دارد که در محیطی دور از استرس درمان شود و دکترها هم بتوانند با فراغ بال او را معاینه کنند تا متوجه مشکل شوند.

او می‌افزاید: ما از پرسنل خوب بیمارستان امام خمینی بسیار سپاسگزاریم و بسیار به ما لطف کرده‌اند و حسابی زحمت کشیده‌اند. از دادستانی می‌خواهیم که مرخصی درمانی بدهند تا مسعود در محیطی آرام درمان شود.

امرآبادی ادامه می‌دهد: اکنون بسیار نگران هستیم چرا که هنوز مشخص نیست این دو پلاک که در مغز او مشاهده شده چیست و اساسا چه تاثیری دارد؟ الان مسعود در روز چند بار سمت چپ بدنش لمس می‌شود تا جایی که حتی قدرت روی پا ایستادن و راه رفتن را ندارد و این جای نگرانی بسیاری دارد.

مسعود باستانی تیرماه سال ۱۳۸۸ بازداشت و به ۶ سال زندان محکوم شد. او از بهمن همان سال به زندان رجایی‌شهر تبعید شد و از آن زمان تا کنون در این زندان محبوس است.

مقاله قبلیآیا تصویر گزارش «افشاگرانه» سازمان مجاهدین درباره «سایت مخفی غنی‌سازی ایران» دانلود شده از اینترنت و ساختگی است؟
مقاله بعدیترور یک روحانی اهل سنت در ثلاث باباجانی کرمانشاه
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.