سودجویانی که هم از توبره می خورند و هم از آخور! بقلم بانو محترم مومنی روحی

0
160

مساله نفع پرستی و ساختن قصرهای بی همانند بر روی ویرانه های مردم فقیر و بی پناه و گرسنه، به زمان های دور و گذشته بر نمی گردد. بلکه در این دوره از تاریخ بشریت نیز، چنین سوء استفاده های ضد بشری در جهان روی می دهند؛ که ملموس ترین و آشکارترین شان، از سوی قدرت پرستان کنونی در دنیا شکل می گیرند. متاسفانه در شرایط فعلی، ملت شریف ایران بیش از سایر ساکنان جهان در معرض چنین آسیب های بین المللی می باشند!

از سال ۱۹۹۷ تا ۲۰۰۹ میلادی محمدمصطفی البرادعی ریاست وقت آژانس بین المللی انرژی اتمی را بر عهده داشت. در همان مقطع زمانی بود، که ماجرای فعالیت های هسته ای رژیم آخوندی در ایران، و چگونگی تولید نمودن اورانیوم غنی شده در سطح بالا توسط حکومت ملاهای حاکم بر کشورمان، آسایش دولتمردان این کره خاکی، به ویژه غربی ها را از آنان گرفته بود. بر همین اساس نیز اعضای آژانس بر آن شدند؛ که جهت بررسی های لازم در این رابطه، و تهیه نمودن گزارش مبسوطی در این باره، ریاست وقت آژانس بین المللی انرژی اتمی ( محمد مصطفی البرادعی ) سیاستمدار مصری را، برای انجام دادن بازدید از تاسیسات اتمی حکومت اسلامی در ایران، به کشور ما اعزام نمایند؛ و او پس از بازدید از تاسیسات هسته ای رژیم ملاها، گزارشی از آن تهیه و به اعضای آژانس ارائه نماید!

البرادعی هم با سلام و صلوات محترمانه ای به ایران سفر نمود؛ و به گونه ظاهری از تاسیسات اتمی آخوندها در بوشهر و نطنز و قم، بازدید نمود؛ و پس از آن گزارشی غیر واقعی در مورد بازدید خودش از تاسیسات اتمی ایران تهیه و به همکارانش ارائه کرد؛ که ضمن آن، فعالیت های آخوندهای قدرت پرست حاکم بر ایران را، صلح جویانه و بدون هر گونه خطری برای جهانیان، مخصوصا همسایگان کشورمان توصیف نمود!

بعد از منتشر شدن گزارش محمدمصطفی البرادعی از بازدیدش در ایران به بقیه اعضای آژانس، به همه دنیا بشارت داد؛ که سران حکومت ملاها قصدشان از راه اندازی تاسیسات مورد نظر، فعالیت های صلح آمیز جهت تولید برق برای پیشگیری از خاموشی های سراسری در ایران، به ویژه در بیمارستان ها و سایر مراکز بهداشتی و پزشکی بوده است. در همان موقع نیز شایع گشت، که وی با گرفتن رشوه های بسیار سنگین مادی از آخوندها، مساله فعالیت اتمی آنان را، بدون خطر و صلح آمیز اعلام کرده بود!

اکنون دوباره سناریوئی مانند آن به نگارش درآمده و به زودی( فردا یکشنبه ۲۱ شهریور ۱۴۰۰ خورشیدی، برابر با ۱۲ سپتامبر ۲۰۲۱ میلادی ) رافائل ماریانو گروسی آرژانتینی ریاست فعلی آژانس بین المللی اندژی اتمی راهی ایران می شود؛ تا او هم به بازدید نمودن از تاسیسان اتمی حکومت آخوندی بپردازد؛ و در باره برداشت خودش از بازدید در ایران، و مذاکره با سران حکومت اسلامی، در این ارتباط گزارش کاملی را برای آژانس تهیه نماید. تا پس از موافقت اعضای آن، نتیجه بازدیدهای او از مراکز هسته ای حاکمیت اسلامی را در خبرگزاری های معتبر دنیا منتشر نماید!

در این ارتباط، روزنامه آمریکائی « وال استریت ژورنال » سفر فردای رافائل گروسی به ایران را، به تفاهم رسیدن آژانس و سران رژیم در خصوص تظاهر طرفین به بی خطر و صلح آمیز بودن اینگونه از غنی سازی اورانیوم مطرح نموده و مدعی شده است؛ که در این باره( چگونگی تهیه گزارش گروسی از بازدیدی که از تاسیات هسته ای دولتمردان کنونی در ایران ) خواهد داشت. تفاهمی است که از پیش میان آژانس و سازمان انرژی اتمی حکومت آخوندی در ایران به وجود آمده است!

روزنامه تسنیم ارگان مطبوعاتی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز نوشته است؛ که با آژانس به این تفاهم رسیده اند، که به نماینده ایشان( رافائل ماریانو گروسی، ریاست کنونی آژانی بین المللی انرژی اتمی ) مجوز بازرسی از تمامی تجهیزات انرژی اتمی آخوندها در ایران را خواهند داد؛ و همکاری در مورد تحقیقات در باره مواد هسته ای پیدا شده در ایران دوباره از سر گرفته خواهد شد!

قرار است رافائل گروسی در این سفر با رئیس جدید سازمان انرژی اتمی حکومت اسلامی دیدار و گفتگو نماید. همچنین دو طرف در این باره بیانیه مشترکی را منتشر کنند. قبل از انتشار بیانیه مشترک آژانس و آخوندها در این ارتباط، با توجه به دلنگرانی های غربی ها نسبت به این موضوع، و نیز مصلحت اندیشی حیله گرانه ملاهای حاکم بر ایران، بعید به نظر نمی رسد؛ که دو طرف به روش پیشین حکومت اسلامی در مورد رشوه دادن به محمدمصطفی البرادعی تکرار خواهد شد؛ و باری دیگر کلاه گشاد دیگری بر سر مدعیان فعالیت های غیر صلح آمیز هسته ای رژیم آخوندهای حاکم در ایران، بر سر غربی ها گذاشته بشود؛ و رژیم باز هم بتواند، با پرداخت نمودن رشوه ای کلان به طعمه جدید خودش، به طور جدی به سراغ غنی سازی اورانیوم با غلظتی بالاتر برود. و برگ برنده ای را که سالهاست در پی آن می باشد را رو کند!

در این ارتباط جیسون برادسکی کارشناس و تحلیلگر مسائل سیاسی خاورمیانه ، پیش تر در توئیتی نوشته بود؛ غرب پس از گزارش اخیر آژانس انرژی اتمی، با تصمیم محکومیت و توبیخ رژیم ایران رو به رو است. خطر بی عملی نیز وجود دارد، رژیم ایران با یک فیلم تکراری سیگنالی ارسال می کند، وعده های همکاری می دهد، یا جهت خریدن وقت برای به تعویق انداختن اقدام، دعوتنامه ای صادر می کند. غرب هم که ناامید به نظر می رسد آنرا می قاپد؛ و دوباره پس از ماه ها هیچ پیشرفتی صورت نمی گیرد!

در مورد همین مساله و بازدید رئیس آژانس بین المللی انرژی اتمی، کیهان خامنه ای هم غربی ها را تهدید کرده است. معاون وزیر خارجه روسیه هم، با ابراز نگرانی از ادامه کاهش تعهدات برجامی حکومت اسلامی، نسبت به پیجیده تر شدن مذاکرات هسته ای هشدار داده است. او در این مورد گفته است: روسیه از این نگران است، که با پیشرفت سریع توانائی های هسته ای رژیم ایران، و فاصله گرفتن بیشتر آنها از تعهدات برجامی شان، رسیدن به توافق برجامی با تهران پیچیده تر بشود. رابرت مالی نماینده ویژه آمریکا در امور ایران هم، با انتشار پیامی در صفحه توئیتر خودش، دیدارهایش با مقامات اتحادیه اروپا، و « ترونیکای » اروپائی ( انگلیس، فرانسه و آلمان ) در پاریس را رضایتمند اعلام کرد. وی گفتگو با مقامات اروپائی در باره آینده مذاکرات برجام، و اهمیت بازگشت فوری به پایبندی متقابل عنوان کرده و گفته که این گفتگوها ثمربخش خواهد بود!

ظاهرا در میان همه این سیاستمدارن، نخست وزیر اسرائیل، خواهان « عکس العمل فوری بین المللی » علیه گسترش فزاینده برنامه های اتمی رژیم ایران شده و گفته است: اگر جهان جلوی دستیابی تهران به بمب اتم را نگیرد؟ اسرائی خود وارد عمل می شود!

در جهانی که کارگزاران سرشناس مراکز بین المللی، خودشان پایه گذار دروغپردازی و رشوه خواری و قانون شکنی می شوند؛ و ضمن دریافت نمودن حقوق های کلان از محل کارشان، از خطاکاران در عرصه دنیا و به خطر اندازان صلح جهانی باج و رشوه های بی حساب می گیرند؛ و به زبانی دیگر « هم از توبره می خورند و هم از آخور » ، چگونه می توان به پایبندی حکومت های جاهلانه ای همچون رژیم خونخوار و قدرت پرست آخوندها در ایران اعتماد نمود؟ و از آنها انتظار داشت، که به موازین بین المللی و قوانین بشردوستانه احترام بگذارند؛ و برای سایر ممالک دنیا، به دلائل بی پایه و اساس، ابراز تنفر و دشمنی نکنند؟ تا زمانی که دست اندرکاران سازمان های بین المللی، خودشان از باجگیرهای عرصه خدمات دروغین خویش به جامعه بشری می باشند. چگونه می توان از دست اندرکاران یک حکومت اشغالگر و فاسد و جنایتکاری همچون رژیم خودکامه آخوندی در ایران انتظار داشت؛ که به تمامی قوانین و موازین انسانی مقید باشند؛ و غیر از دستیابی شان به ثروت بیشتر و قدرت فزون بر لیاقت خویش نپردازند؟!

مطلب قبلیسفر گروهی ربات‌های معدنچی خودران برای استخراج از ماه
مطلب بعدیامارات ۳۸ نفر از جمله ۵ ایرانی را تحریم کرد
محترم مومنی روحی
شرح مختصری از بیوگرافی بانو محترم مومنی روحی او متولد سال 1324 خورشیدی در شهر تهران است. تا مقطع دبیرستان، در مجتمع آموزشی " فروزش " در جنوب غربی تهران، که به همت یکی از بانوان پر تلاش و مدافع حقوق زنان ( بانو مساعد ) در سال 1304 خورشیدی در تهران تأسیس شده بود؛ در رشته ادبیات پارسی تحصیل نموده و دیپلم متوسطه خود را از آن مجتمع گرفته است. در سال 1343 خورشیدی، با همسرش آقای هوشنگ شریعت زاده ازدواج نموده؛ و حاصل آن دو فرزند دختر و پسر 47 و 43 ساله، به نامهای شیرازه و شباهنگ است؛ که به او سه نوه پسر( سروش و شایان از دخترش شیرازه، و آریا از پسرش شباهنگ) را به وی هدیه نموده اند. وی نه سال پس از ازدواج، در سن بیست و نه سالگی، رشته روانشناسی عمومی را تا اواسط دوره کارشناسی ارشد آموخته، و در همین رشته نیز مدت هفده سال ضمن انجام دادن امر مشاورت با خانواده های دانشجویان، روانشناسی را هم تدریس نموده است. همزمان با کار در دانشگاه، به عنوان کارشناس مسائل خانواده، در انجمن مرکزی اولیاء و مربیان، که از مؤسسات وابسته به وزارت آموزش و پرورش می باشد؛ به اولیای دانش آموزان مدارس کشور، و نیز به کاکنان مدرسه هائی که دانش آموزان آن مدارس مشکلات رفتاری و تربیتی داشته اند؛ مشاورت روانشناسی و امور مربوط به تعلیم و تربیت را داده است. از سال هزار و سیصد و پنجاه و دو، عضو انجمن دانشوران ایران بوده، و برای برنامه " در انتهای شب " رادیو ، با برنامه " راه شب " اشتباه نشود؛ مقالات ادبی – اجتماعی می نوشته است. برخی از اشعار و مقالاتش، در برخی از نشریات کشور، از جمله روزنامه " ایرانیان " ، که ارگان رسمی حزب ایرانیان، که وی در آن عضویت داشته منتشر می شده اند. پایان نامه تحصیلی اش در دانشگاه، کتابی است به نام " چگونه شخصیت فرزندانتان را پرورش دهید " که توسط بنگاه تحقیقاتی و مطبوعاتی در سال 1371 خورشیدی در تهران منتشر شده است. از سال 1364 پس از تحمل سی سال سردردهای مزمن، از یک چشم نابینا شده و از چشم دیگرش هم فقط بیست و پنج درصد بینائی دارد. با این حال از بیست و چهار ساعت شبانه روز، نزدیک به بیست ساعت کار می کند. بعد از انقلاب شوم اسلامی، به مدت چهار سال با اصرار مدیر صفحه خانواده یکی از روزنامه های پر تیراژ پایتخت، به عنوان " کارشناس تعلیم و تربیت " پاسخگوی پرسشهای خوانندگان آن روزنامه بوده است. به لحاظ فعالیت های سیاسی در دانشگاه محل تدریسش، مورد پیگرد قانونی قرار می گیرد؛ و به ناچار از سال 1994 میلادی،به اتفاق خانواده اش، به کشور هلند گریخته و در آنجا زندگی می کند. مدت شش سال در کمپهای مختلف در کشور هلند زندگی نموده؛ تا سرانجام اجازه اقامت دائمی را دریافته نموده است. در شهر محل اقامتش در هلند نیز، سه روز در هفته برای سه مؤسسه عام المنفعه به کار داوطلبانه بدون دستمزد اشتغال دارد. در سال 2006 میلادی، چهار کتاب کم حجم به زبان هلندی نوشته است؛ ولی چون در کشور هلند به عنوان نویسنده صاحب نام شهرتی نداشته، هیچ ناشری برای انتشار کتابهای او سرمایه گذاری نمی کند. سرانجام در سال 2012 میلادی، توسط کانال دو تلویزیون هلند، یک برنامه ده قسمتی از زندگی او تهیه و به مدت ده شب پیاپی از همان کانال پخش می شود. نتیجه مفید این کار، دریافت پیشنهاد رایگان منتشر شدن کتابهای او توسط یک ناشر اینترنتی هلندی بوده است. تا کنون دو عنوان از کتابهای وی منتشر شده و مورد استقبال نیز قرار گرفته اند. در حال حاضر مشغول ویراستاری دو کتاب دیگرش می باشد؛ که به همت همان ناشر منتشر بشوند. شعار همیشگی او در زندگی اش، و تصیه آن به فرزندانش : خوردن به اندازه خواب و استراحت به اندازه اما کار بی اندازه است. چون فقط کار و کار و کار رمز پیروزی یک انسان است.