«استیو منوشین» وزیر خزانه‌داری آمریکا، بدون ارائه سند و مدرک، از قطع کامل دسترسی ایران به شبکه تبادلات بین بانکی سوئیفت در آینده خبر داد.

به گزار خبرگزاری های درون مرزی، منوشین در توئیتر نوشته: «می‌فهمم که سوئیفت، سرویس بانک مرکزی و نهادهای مالی تحریم‌شده ایران را قطع می‌کند. سوئیفت تصمیم درست را می‌گیرد و این کار را برای حفاظت از یکپارچگی نظام مالی بین‌المللی انجام می‌دهد.» سه روز پیش بود که «جامعه جهانی ارتباطات بانکی» مشهور به سوئیفت اعلام کرد دسترسی برخی از بانک‌های ایرانی به این سامانه پیام‌رسان بانکی را تعلیق کرده است. سوئیفت البته اشاره‌ای به نام این بانک‌ها نکرده بود.

درحال حاضر بیش از ۹۷۰۰ بانک و مؤسسه مالی در ۲۰۹ کشور جهان عضو جامعه جهانی ارتباطات بانکی می‌باشند.

وزیر خزانه‌داری آمریکا در توئیت امروزش، ماجرا را به کلی تغییر داده و از قطع ارتباط سوئیفت با بانک مرکزی سخن گفته است.

سوئیفت در هر کشور یک نقطه دسترسی با عنوان SAP دارد که این نقطه دسترسی در ایران، در بانک مرکزی قرار گرفته؛ دیگر بانک‌های عامل ایرانی، از طریق این SAP به سوئیفت وصل می‌شوند.

اتصال ایران به سوئیفت پیش از این در ۲۷ اسفند ماه سال ۱۳۹۰ و در نتیجه اعمال تحریم‌های اروپایی قطع و در روز ۲۷ دی ماه سال ۱۳۹۴ در نتیجه انعقاد برجام، مجدداً وصل شده بود.

مقاله قبلیآمریکا: به عراق برای وارد کردن برق جمهوری اسلامی معافیت تحریم داده‌ایم
مقاله بعدیمریخ نورد “کنجکاوی” دوباره فعالیت خود را آغاز کرد
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.