سقوط و شکست مذاکرات، و احتمال سناریوهای اجرائی!

0
132

چنانچه مذاکرات هسته ای سقوط کرده و به نتیجه مورد نظر گفتگوکنندگان در این نشست ها نرسد؛ امکان به نمایش گذاشته شدن چند سناریوی مرتبط با موضوع دستیابی به توافق جامع در مذاکرات هسته ای، غیرقابل تصور که نیست بماند؛ بلکه بسیار زیاد هم خواهد بود. از آنجائی که تهیه کننده و کارگردان و ایفا کنندگان نقش های مختلف در این نمایشات، عاملان و مجریانی هستند، که در هر کار برآمده از بستر رودخانه همیشه جاری سیاست می باشند؛ و از همین چشمه سار آب حیات می نوشند و جان می گیرند و سیراب می شوند؛ و نیز بدان جهت که ماهیت سیاست در هر زمینه ای که باشد؛ همواره دو چهره ظاهری و پنهانی دارد. تردیدی نخواهد بود، که سناریوهای مورد نظر نیز، با همین کیفیت به اجرا در بیایند؛ و چهره های دوگانه خودشان را داشته باشند!

در ارتباط با ادامه یافتن مذاکرات هسته ای، و به نتیجه رسیدن یا شکست خوردن آن، در میان صاحبنظران و سیاستمداران جهان، احتمال سقوط کردن و به نتیجه نرسیدن آن، به همان اندازه قوی است که عکس آن می باشد. بر این اساس، آنانی که احتمال بیشتر را به شق نخست این موضوع(سقوط کردن مذاکرات) می دهند؛ پیش بینی به صحنه آمدن چند سناریوی ناخوشآیند، که بدون شک، هر دو چهره پنهان و آشکار را نیز در بر داشته باشند؛ دور از ذهن و ناشدنی نمی دانند!

آنها ظاهر سقوط کردن مذاکرات را بدون خطر تلقی می کنند؛ اما چهره ی ناپیدای آن را، محتوی درونی خطرآفرین بر شمرده اند. و معتقدند که در صورت سقوط کردن مذاکرات، رویدادهای گوناگونی به وقوع خواهند پیوست؛ که احتمال به نمایش در آمدن برخی از سناریوهای سیاسی، و یا جریاناتی که نتایج بدی را به بار بیاورند را عملی می دانند!

به زعم ایشان موضوعات زیر سناریوهائی می باشند؛ که پس از سقوط نمودن مذاکرات هسته ای میان ۱+۵ و آخوندها، امکان به صحنه آورده شدن را خواهند یافت. این گزینه ها ممکن است که کاملا منطبق با دیدگاه های این کارشناسان نباشند؛ ولی چنانچه از میان آنها فقط چند گزینه پیش بینی شده امکان روی دادن را بیابند؛ خطرات بسیار بزرگی ایران و ملت آن را تهدید می کنند. خوشبختانه گزینه نظامی که همیشه آمریکا بر روی میز آماده گذاشته است؛ در میان مردم این کشور، و نیز برخی از سیاستمداران آمریکائی طرفداران چندانی ندارد. گزینه تشدید شدن تحریمهای فلج کننده نیز، از دیدگاه جامعه جهانی شدنی نیست و و واقعیت نخواهند یافت. اما شاید، یکی یا چند و یا همه سناریوهای زیر، امکان به نمایش در آمدن را بیابند:

آیا حقیقتا گزینه نظامی وجود دارد؟ هدف دولت اوباما از گزینه نظامی، برای بمباران کردن تأسیسات هسته ای زیر زمینی جمهوری اسلامی است. اما با تحویل داده شدن سیستم دفاعی هوائی اس ۳۰۰ از سوی روسیه به آخوندها، با آنکه اوباما معتقد است؛ هواپیماهای جنگی کشورشان توان نفوذ به مرزهای هوائی ایران را دارند. اما با این حال، رهبران ارشد پنتاگون به طور علنی، بر محدودیت های ناشی از بمباران مراکز زیر زمینی ایران تأکید دارند!

آیا جامعه جهانی می تواند تحریمها را شدت ببخشد؟ خیر، زیرا آنها نمی خواهند با مسدود نمودن مرزهای دریائی و زمینی د ایران، از حرکت معمولی سرمایه و کالا در منطقه جلوگیری کنند. این کار به زیان جامعه جهانی است و خودشان را نیز به زانو در خواهد آورد!

آیا روند جایگزینی برای مذاکرات وجود دارد؟ در صورت سقوط مذاکرات، و عدم دسترسی گفتگوکنندگان به یک نتیجه جامع نهائی، پیش از آنکه طرفین مورد نظر برای انداختن تقصیرات بر گردن همدیگر به نزاع برخیزند؛ آخوندها همچنان در موضوع فعالیت اتمی صلح آمیزشان پای فشاری خواهند کرد. و چون در مورد عملکردهای خطرآفرین آنها در آینده دور یا نزدیک، موجب پا برجا ماندن سوء ظن های کنونی خواهد بود. اسرائیل و دیگران، خودشان دست به کار رفع خطر یا تضعیف کردن آن می گردند. در این جنگ پنهانی، احتمال انفجارهای مشکوک، قتل و حملات سایبری مخرب قابل پیش بینی هستند. چه بسا کشورهای امیر نشین در منطقه نیز، به خاطر دفاع از سرزمین های کوچک خودشان، در برابر حملات احتمالی حکومت اسلامی، در این رابطه با اسرائیل به همکاری مشغول بشوند!

آیا ممکن است که آخوندها به سرعت بمب اتمی تولید کنند؟ کارشناسان مربوطه، در نهایت خوش باوری معتقدند که این کار صورت نخواهد پذیرفت؛ ایشان با توجه به سخنان(فتوای) چند ماه پیش خامنه ای، که از دیدگاه اصول حوزوی هنوز آیت الله محسوب نمی شود؛ و به همین لحاظ نیز اجازه صادر نمودن فتوا را ندارد. او چندی پیش دست زدن به تولید بمب اتمی را حرام دانسته بود. خیال کارشناسان از این بابت راحت است. زهی خیال باطل و زهی کارشناسی غیرکارشناسانه!

این کارشناسان و سیاستمداران، هنوز با چهره های مخفی و شخصیت های چندگانه آخوندها آشنائی ندارند. به تصور ایشان چنانچه مذاکرات سقوط کند؛ سران حکومت اسلامی، غنی سازی را که از سال پیش متوقف کرده اند را از سر خواهند گرفت. و اگر هدف شان صلح آمیز نباشد و بخواهند بمب اتمی تولید کنند؛ برای این کار بین یک تا سه سال وقت لازم دارند؛ و احتمال این کار را زیاد نمی دانند. ولی اگر با چهره های مخفی و شخصیت های چنگانه و منفی آخوندها آشنائی می داشتند؟ می بایست همین اکنون نیز نسبت به این مورد که جمهوری اسلامی بمب اتمی دارد یا نه مشکوک باشند. زیرا کارهای اهریمن و شاگردان وی هیچگاه قابل پیش بینی و پیشگیری نیستند!

محترم مومنی

مطلب قبلیهمکاری مارک والبرگ و پیتر برگ در «مایل ۲۲»
مطلب بعدیانتقاد ساندرا بولاک از رفتار رسانه‌ها و سینما با زنان
محترم مومنی روحی
شرح مختصری از بیوگرافی بانو محترم مومنی روحی او متولد سال 1324 خورشیدی در شهر تهران است. تا مقطع دبیرستان، در مجتمع آموزشی " فروزش " در جنوب غربی تهران، که به همت یکی از بانوان پر تلاش و مدافع حقوق زنان ( بانو مساعد ) در سال 1304 خورشیدی در تهران تأسیس شده بود؛ در رشته ادبیات پارسی تحصیل نموده و دیپلم متوسطه خود را از آن مجتمع گرفته است. در سال 1343 خورشیدی، با همسرش آقای هوشنگ شریعت زاده ازدواج نموده؛ و حاصل آن دو فرزند دختر و پسر 47 و 43 ساله، به نامهای شیرازه و شباهنگ است؛ که به او سه نوه پسر( سروش و شایان از دخترش شیرازه، و آریا از پسرش شباهنگ) را به وی هدیه نموده اند. وی نه سال پس از ازدواج، در سن بیست و نه سالگی، رشته روانشناسی عمومی را تا اواسط دوره کارشناسی ارشد آموخته، و در همین رشته نیز مدت هفده سال ضمن انجام دادن امر مشاورت با خانواده های دانشجویان، روانشناسی را هم تدریس نموده است. همزمان با کار در دانشگاه، به عنوان کارشناس مسائل خانواده، در انجمن مرکزی اولیاء و مربیان، که از مؤسسات وابسته به وزارت آموزش و پرورش می باشد؛ به اولیای دانش آموزان مدارس کشور، و نیز به کاکنان مدرسه هائی که دانش آموزان آن مدارس مشکلات رفتاری و تربیتی داشته اند؛ مشاورت روانشناسی و امور مربوط به تعلیم و تربیت را داده است. از سال هزار و سیصد و پنجاه و دو، عضو انجمن دانشوران ایران بوده، و برای برنامه " در انتهای شب " رادیو ، با برنامه " راه شب " اشتباه نشود؛ مقالات ادبی – اجتماعی می نوشته است. برخی از اشعار و مقالاتش، در برخی از نشریات کشور، از جمله روزنامه " ایرانیان " ، که ارگان رسمی حزب ایرانیان، که وی در آن عضویت داشته منتشر می شده اند. پایان نامه تحصیلی اش در دانشگاه، کتابی است به نام " چگونه شخصیت فرزندانتان را پرورش دهید " که توسط بنگاه تحقیقاتی و مطبوعاتی در سال 1371 خورشیدی در تهران منتشر شده است. از سال 1364 پس از تحمل سی سال سردردهای مزمن، از یک چشم نابینا شده و از چشم دیگرش هم فقط بیست و پنج درصد بینائی دارد. با این حال از بیست و چهار ساعت شبانه روز، نزدیک به بیست ساعت کار می کند. بعد از انقلاب شوم اسلامی، به مدت چهار سال با اصرار مدیر صفحه خانواده یکی از روزنامه های پر تیراژ پایتخت، به عنوان " کارشناس تعلیم و تربیت " پاسخگوی پرسشهای خوانندگان آن روزنامه بوده است. به لحاظ فعالیت های سیاسی در دانشگاه محل تدریسش، مورد پیگرد قانونی قرار می گیرد؛ و به ناچار از سال 1994 میلادی،به اتفاق خانواده اش، به کشور هلند گریخته و در آنجا زندگی می کند. مدت شش سال در کمپهای مختلف در کشور هلند زندگی نموده؛ تا سرانجام اجازه اقامت دائمی را دریافته نموده است. در شهر محل اقامتش در هلند نیز، سه روز در هفته برای سه مؤسسه عام المنفعه به کار داوطلبانه بدون دستمزد اشتغال دارد. در سال 2006 میلادی، چهار کتاب کم حجم به زبان هلندی نوشته است؛ ولی چون در کشور هلند به عنوان نویسنده صاحب نام شهرتی نداشته، هیچ ناشری برای انتشار کتابهای او سرمایه گذاری نمی کند. سرانجام در سال 2012 میلادی، توسط کانال دو تلویزیون هلند، یک برنامه ده قسمتی از زندگی او تهیه و به مدت ده شب پیاپی از همان کانال پخش می شود. نتیجه مفید این کار، دریافت پیشنهاد رایگان منتشر شدن کتابهای او توسط یک ناشر اینترنتی هلندی بوده است. تا کنون دو عنوان از کتابهای وی منتشر شده و مورد استقبال نیز قرار گرفته اند. در حال حاضر مشغول ویراستاری دو کتاب دیگرش می باشد؛ که به همت همان ناشر منتشر بشوند. شعار همیشگی او در زندگی اش، و تصیه آن به فرزندانش : خوردن به اندازه خواب و استراحت به اندازه اما کار بی اندازه است. چون فقط کار و کار و کار رمز پیروزی یک انسان است.