سعید راد بازیگر قدیمی و پیشکسوت سینمای ایران از دنیا رفت. این هنرمند که از مدتی قبل به دلیل زمین خوردگی دچار مصدومیت شده بود به دنبال وخیم شدن وضعیت جسمانی اش در بیمارستان بستری شده بود که صبح امروز بر اثر عوارض این مصدومیت در سن ۷۹ سالگی درگذشت.

نگاه راد دختر سعید راد درگذشت پدرش را تائید و عنوان کرد که وی ساعت ۹:۳۰ صبح امروز اول مرداد در بیمارستان از دنیا رفته است.

احمد سعید حق‌پرست راد در ۴ آبان ۱۳۲۳ در محله سنگلج تهران به دنیا آمد. پدر سعید از افسران حزب توده بود که در زمان کودکی راد در جریان یک پرواز آزمایشی سقوط کرد و جان سپرد. او بعد از پنج سالگی به همراه خانواده به محله‌ای در شمیران، درکوچهٔ «فردوسی» که در حوالی خانهٔ جلال آل‌احمد، نیما یوشیج، علی آزاد و داریوش رفیعی بود، آمد.

این بازیگر اواخر دهه ۷۰ پس از سال‌ها دوری به ایران بازگشت و با بازی در فیلم «دوئل» احمدرضا درویش مجددا در سینمای ایران مشغول به فعالیت شد.

«صبح روز چهارم» به کارگردانی کامران شیردل، «خداحافظ رفیق» به کارگردانی امیر نادری، «صادق کرده» به کارگردانی ناصر تقوایی، «سفر سنگ» و «خط قرمز» به کارگردانی مسعود کیمیایی، «عقاب‌ها» به کارگردانی ساموئل خاچکیان، «چ» به کارگردانی ابراهیم حاتمی‌کیا و «پایان خدمت» به کارگردانی حمید زرگرنژاد از جمله آثار این بازیگر در سینما هستند.

«گیلدخت»، «سرزمین مادری»، «ترور خاموش» و «در چشم باد» نیز از جمله سریال‌های هستند که این بازیگر فقید در آن‌ها به ایفای نقش پرداخته است.

 وی دوران تحصیلات ابتدایی را در مدرسهٔ نیکی علاء و دوران دبیرستان را در مدرسهٔ شاپور تجریش (نام دیگر رشید یاسمی) که محل کنونی موزه سینما است، گذراند. جلال مقدم دبیر انشاء او در مقطع اول دبیرستان بوده است.

رشته تحصیل راد طبیعی (تجربی) بود. پس‌از پایان تحصیلات متوسطه، مقطع دانشگاهی را در دانشگاه کشاورزی کرج (پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران) ادامه داد. او در ادامهٔ جوانی از جذب خود به رشتهٔ بولینگ می‌گوید و در این رشته به قهرمانی نیز رسید. از اساتیدش در این رشته از کامبیز کیانی و محمد شهریاری یاد می‌کند. پاتوق او در مجموعه فرهنگی ورزشی شهید چمران (بولینگ پرسپولیس: علی عبدُه) بوده است. از خاطراتش در این مجموعه پیرامونِ دیدار علی زرین‌دست می‌گوید که از طرف او به سعید راد پیشنهاد بازیگری شده است که در جواب نه می‌گوید.

همچنین به حضور برادر علیرضا زرین‌دست، محمد زرین‌دست (تونی) در آنجا اشاره می‌کند که هاشم خان (محمد زرین‌دست) را در آنجا به نمایش گذاشته است.[۸] از سال ۱۳۴۷ به فعالیت در سینما پرداخت. در سال ۱۳۵۰، با بازی در فیلم فاتحین صحرا بازیگری را آغاز کرد.

راد در گفتگو با فریدون جیرانی در برنامه آپارات شماره ۱۱ به این نکته اشاره می‌کند که عباس شباویز به دلیل همزمانی ساخت فیلم همای سعادت (تاپی چاناکیا، ۱۳۵۰)، این پروژه باعث شد مدتی متوقف بشود که در نهایت سعید راد به دلیل هم‌ذات‌پنداری بسیار با کلیت و سوژهٔ فیلم سهم خود را در یک آژانس تبلیغاتی فروخت و در این کار تزریق کرد. اما باز در نهایت کار به اتمام نرسید و مجدداً فیلم دچار وقفه شد. این‌بار باربد طاهری (داماد عباس شباویز) به پروژه اضافه می‌شود و سهم راد را تسویه می‌کند و تهیه‌کنندگیِ دوم را برعهده می‌گیرد.

راد در فیلم هزار بار مردن در کنار علی آزاد و مهدی فخیم‌زاده نقش آفرینی کرد. او اواسط دههٔ ۱۳۶۰ بعد از ممنوع‌التصویر شدن، ایران را ترک کرد و مدتی در لاهور، پاکستان، هند، کانادا و ایالات متحدهٔ آمریکا زندگی کرد.

مقاله قبلیاستاد حقوق ژاپنی، مای ساتو گزارشگر ویژه حقوق بشر جمهوری اسلامی
مقاله بعدیتعطیلی مرکز اسلامی هامبورگ و استقبال سیاستمداران و رسانه‌های آلمان
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.