به دنبال داغ شدن بحث حذف شعار “مرگ بر آمریکا” در صحنه سیاسی ایران پس از انتخابات و انتشار بخشی از خاطرات رفسنجانی از  خمینی مبنی بر اینکه خمینی در اواخر سال 67 موافقت کرده بود شعار مرگ بر آمریکا از شعارهای دولتی حذف شود، سردار سرتیپ پاسدار محمد جعفر اسدی معاون بازرسی قرارگاه خاتم الانبيا گفته است:” شعار مرگ بر آمریکا به منزله اعوذ بالله من الشیطان الرجیم است”.

سردار اسدی که روز چهارشنبه در آیین چهارمین سالگرد شهادت شهدای وحدت در حسینیه شهیدان میرحسینی تیپ 110 سلمان در زاهدان سخن می گفت اظهار داشت:” خمینی به حق فرمودند آمریکا شیطان بزرگ است و ملت ایران تا نفس دارد این شعار مرگ بر آمریکا را فریاد خواهد زد”.

به گزارش سپاه نیوز، وی افزود:” وقتی جنگ تحمیلی در کشور آغاز شد چه در سیستان و بلوچستان یا دیگر نقاط کشور تمام اقوام و مذاهب از شیعه و سنی گرفته تا بلوچ و ترک به عشق اسلام زیر پرچم ولایت فقیه برای دفاع از آب و خاک این سرزمین به میدان رفتند”.

رییس بازرسی ستاد کل نیروهای مسلح گفت: شهدا به عنوان شاگردان مکتب خمینی برای رسیدن به رضای خدواند و نشان دادن صراط مستقیم به بشریت جان خود را تقدیم این نظام و انقلاب کردند.

اسدی افزود: ملت ایران در صورت پیروی کامل از ولایت فقیه و حرکت در مسیر اهداف و ارزشهای انقلاب می تواند همه ابرقدرت ها را به خاک ذلت کشاند.

گفتنی است که علی شوشتری و رجبعلی محمد زاده از فرماندهان بلند پایه سپاه پاسداران ایران هستند که به همراه 40 نفر از وابستگان به جمهوری اسلامی و کارکنان سپاه در سال 2009 در حادثه انفجار که ” جند الله ” بلوچستان آن را تدارک دیده بود، کشته شدند.

برخی از گروههای بلوچ ایرانی مخالف جمهوری اسلامی می گویند این افراد در کشتار مردم بلوچ در استان بلوچستان دست داشتند به همین دلیل جندالله آنها را هدف حمله خود قرار داده است.

مقاله قبلیتشدید فشارهای غیر انسانی و طاقت فرسا علیه زندانیان سیاسی هموطن بلوچ
مقاله بعدیفضایی‌ها زمین را چگونه می‌بینند؟(به همراه تصاویر)
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.