سراج الدین میردامادی، روزنامه نگار اصلاح طلب در پی مراجعه به دادسرا برای ارائه پاره‌ای از توضیحات بازداشت شد.

 وی که مرداد ماه سال گذشته از پاریس به تهران بازگشته بود، قرار بود برای روز گذشته براي اداي پاره اي توضيحات به دادسرا برود.

وی پس از مراجعه به دادسرا بازداشت شد و بنا به اخبار منتشر شده هم اکنون در زندان اوین است.

میردامادی پیش از این نیز چندین بار رای ارائه توضیحات به دادسرا خواسته شده بود.

سراج الدين ميردامادی در پستی که پیشتر در فيس بوک خود منتشر کرده بود، گفته بود که در جريان حضور در دادسرای اوين از سوی ماموران سپاه مورد بازجويی قرار گرفته است.

به گزارش جرس،طبق اين گزارش سپاه در گردش کار بر ايراد اتهام «اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور اصرار » دارد.

به گفته سراج الدین میردامادی ،‌موارد اتهامی وی «شرکت در نشست ستارگان خرداد (به عنوان مستمع)، کار در راديو زمانه ، امضای نامه های دسته جمعی به مجامع بين المللی در خصوص وضعيت ناگوار زندانيان سياسی و روزنامه نگاران و اعتراض به حصر خانگی رهبران جنبش سبز و همکاری با تلويزيون رسا» عنوان شده بود.

سراج‌الدین میردامادی پیشتر در روزنامه‌های جهان اسلام، توس و حیات نو فعالیت می‌کرد و عضو اسبق شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت است. وی از سال ۱۳۸۶ برای رادیو زمانه فعالیت می‌کرد.

وی در سال‌های ۷۸ تا ۸۱ معاون مدیرکل انتخابات وزارت کشور دولت محمد خاتمی بود.

مقاله قبلیترایدنت Iceni سریع‌ترین خودروی اسپرت دیزلی جهان
مقاله بعدیاردشیر امیرارجمند: رهبر جمهوری اسلامی مسئول جان میرحسین موسوی
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.