سخنی با سید علی خامنه ای پیرامون حج !

0
199

مراسم حج به پنداربعضی از مردم، از زمان برگزیده شدن محمد پسر عبدالله و نوه ی عبدالمطلب(عبدالله = بنده عبدالله بزرگ ترین بت کعبه، عبدالمطلب = بنده مطلب یکی دیگر از بت های مشهور کعبه و نه بندگان خدای یکتا) به پیامبری دین اسلام آغاز گشته است. حال آنکه این سخن هیچ ریشه ای در واقعیت این امر ندارد. چون از دیرباز، دست کم از زمان پیامبری موسی بر قوم یهود، این امر همه ساله به انجام می رسیده است. اما نه با شکل و روشی که از هزار و چهارصد و اندی سال پیش و به دستور پیامبر دین اسلام به انجام می رسد!

همانطوری که همه کتب به اصطلاح آسمانی! پیامبران(نه رسولان، زیرا رسولان پیامبر نیستند؛ اما پیامبران رسول هم می توانند باشند. پیامبر کسی است که از جانب خدا کتابی را به همراه می آورد؛ و پیامی را که در آن است به مردم ارائه می کند. ولی رسول فرستاده ای را گویند؛ که هیچ کتاب و پیامی را به همراه خویش ندارد. فقط تصدیق کننده پیامبر قبلی و کتاب او می باشد.) از اینرو، وی موظف است، که به عنوان فرستاده خدا، پیامی را که رسول پیشین با کتابی که از جانب خدا آورده، و بایستی که آن را به پیروان خودش برساند را تصدیق نماید؛ و بر واقعی بودن آن صحه بگذارد!

آنانی که نظری حتی اجمالی به کتب آسمانی موجود انداخته باشند؛ به وضوح در یافته اند که اینها همه شان از روی همدیگر کپی شده و مانند همدیگر می باشند. تنها اختلاف شان بر سر موضوع حرام یا حلال و یا مکروه بودن کارهائی که انجام می دهند؛ و یا خوراکی هائی است که می خورند. در یکی از آنها خوردن گوشت خوک حرام است، ولی استفاده کردن از چربی آن حرام نیست. درحالی که در کتاب آسمانی دیگری عکس اولی می باشد. و پیروان آن می توانند گوشت خوک بخورند و از این دست اختلافاتی، که پایه و اساس علمی، یا حتی شرعی و دینی هم ندارند!

حاجی هائی که پیش از ظهور دین اسلام به زیارت می رفتند؛ خانه خدای شان در جای دیگری بود نه در مکه در عربستان سعودی، ” بیت المقدس = قدس شریف ” قبل از اسلام خانه خدا بود و یهودیان به سوی آنجا که قبله خودشان می دانستند نماز می خواندند. حتی مسلمان های صدر اسلام نیز رو به بیت المقدس می ایستادند و نماز می خواندند. محمد که در زمان به خطر افتادن جان اش، از مکه به مدینه مهاجرت کرده بود؛ در سفری که به مکه نمود؛ بتکده کعبه را که پدر بزرگ اش عبدالمطلب هنگام زنده بودن اش کلیددار آنجا بود. را به عنوان ” قبله گاه مسلمانان ” نامید. و از آن پس مقرر نمود که همه مسلمانها در هر کجای جهان که هستند؛ به سوی کعبه بایستند و نمازهای پنج گانه شان را بخوانند!

او که به آسانی و با کمک ” سلمان پارسی ” مهمترین صحابه اش(هم نشین و هم صحبت محمد) نکات مهم  تکرار شده در بقیه کتاب های آسمانی را، کپی کرد و نام ” قرآن ”  را به آن داد. جهت آنکه شگرد نوئی به کار ببرد و بر اهمیت رسالت و دینی که آورده بود بیفزاید؛ قانون زیارت کردن کعبه به عنوان خانه خدا را، بر پیروان مستطیع(دارای امکانات مالی و کافی) خویش واجب نمود. هدف وی از اجتماع مسلمانان سراسر جهان در آن مکان، فقط جنبه زیارتی نداشت؛ بلکه یک امر کاملا سیاسی نیز بود. از آنجائی که در آن روزگار، امکان رسانده شدن خبرهای دنیا به سراسر گیتی میسر نبود؛ وی ترجیح داد که پیروان ثروتمند او، یک بار در سال در خانه کعبه گرد همدیگر بیاند؛ و چون این گردهمآئی از کل جهان بود؛ در شهر مکه که زادگاه دین اسلام به شمار می رود؛ خبرهای مهم مربوط به سایر ملل در دنیا، توسط خود زوار حج، میان شان انتشار می یافت. به همین دلیل می توان مراسم حج را، کنگره بزرگ سالیانه مسلمانان جهان هم نامید!

امروز پانزدهم شهریور ماه سال جاری(۱۳۹۵ خورشیدی)، سید علی خامنه ای، که امسال امت کر و کور و لال رژیم منحظ شان، از طرف امیران سعودی اجازه رفتن به مراسم حج در عربستان را ندارند. در سخنان نسبتا تندی مطالبی را عنوان کرد. خامنه ای پیام های حمله آسای خودش به حکام سعودی را، به گونه غیر مستقیم به آنها رساند. رهبر حکومت ملاها در ایران، که به دلیل تصمیم سعودی ها برای راه ندادن حاجی های ایرانی به کشورشان، مجوز سفر ایشان به مکه و مدینه را صادر نکرده اند؛ ناچار است که تحقیر زیادی را تحمل کند؛ جهت کمرنگ تر نمودن چنین حقارتی، در بخشی از سخنان خویش گفت: ”  جهان اسلام به خاطر رفتار ظالمانه سعودی، فکری اساسی برای مسأله حج کند؛ گریبان حاکمان سعودی را رها نکند. ”  در بخشی دیگر از سخنان اش هم گفته است: ” جهان اسلام اعم از دولت ها و ملت های مسلمان، باید حاکمان سعودی را بشناسند؛ و واقعیت هتاک و بی ایمان و وابسته و مادی آنان را به خوبی درک کنند. باید به خاطر جنایاتی که در گستره ی جهان اسلام به بار آورده اند؛ گریبان آنها را رها نکنند.”!

خامنه ای پشت سرهم بایدهای مختلفی را ردیف کرد؛ اما به نتیجه ای که شنوندگان دانا، و همه عاقلانی که دستورات وی را، که خطاب به جهان اسلام صادر نموده را شنیده و خوانده اند. دست نیافته است. شاید هیچگاه نیز نتواند به آن دلیل های  آشکار دسترسی داشته باشد. اینها ” کور خودشان هستند و بینای دیگران” ! یکی به این آخوند پنجزاری قبلی بفهماند؛ ” خانه قاضی و ملق بازی” ؟ شما که خودتان در جنایتکاری سرآمد همه جانیان جهان هستید؛ شما که دنیا را از تداخلات وحشیانه و کشتارهای بی رحمانه خودتان به ستوه آورده اید؛ شما که در مادی بودن و پرستیدن پول و قدرت، نه فقط دست همه زورگویان و قدرت پرستان عربستان سعودی، بلکه همه بدنامان دیگر در گیتی را از پشت بسته اید. شرم تان نمی آید که با اینهمه خطا و فساد و کشتار بی گناهانی، که همه روزه به انجام می رسانید. آنچه را که دیگران باید به شما بگویند را، جنابعالی به دیگران می گوئید؟ آنهم به گونه ای، که درست مصداق این ضرب المثل زیبای اصفهانی می باشد است: ” سیخ به سیخچی می گوید رویت سیاه .” !!

محترم  مومنی

 

مطلب قبلیآزمایش موفقیت آمیز جدیدترین سامانه موشکی ضد تانک در روسیه
مطلب بعدیمدیرعامل سابق بانک دی در بازداشت است
محترم مومنی روحی
شرح مختصری از بیوگرافی بانو محترم مومنی روحی او متولد سال 1324 خورشیدی در شهر تهران است. تا مقطع دبیرستان، در مجتمع آموزشی " فروزش " در جنوب غربی تهران، که به همت یکی از بانوان پر تلاش و مدافع حقوق زنان ( بانو مساعد ) در سال 1304 خورشیدی در تهران تأسیس شده بود؛ در رشته ادبیات پارسی تحصیل نموده و دیپلم متوسطه خود را از آن مجتمع گرفته است. در سال 1343 خورشیدی، با همسرش آقای هوشنگ شریعت زاده ازدواج نموده؛ و حاصل آن دو فرزند دختر و پسر 47 و 43 ساله، به نامهای شیرازه و شباهنگ است؛ که به او سه نوه پسر( سروش و شایان از دخترش شیرازه، و آریا از پسرش شباهنگ) را به وی هدیه نموده اند. وی نه سال پس از ازدواج، در سن بیست و نه سالگی، رشته روانشناسی عمومی را تا اواسط دوره کارشناسی ارشد آموخته، و در همین رشته نیز مدت هفده سال ضمن انجام دادن امر مشاورت با خانواده های دانشجویان، روانشناسی را هم تدریس نموده است. همزمان با کار در دانشگاه، به عنوان کارشناس مسائل خانواده، در انجمن مرکزی اولیاء و مربیان، که از مؤسسات وابسته به وزارت آموزش و پرورش می باشد؛ به اولیای دانش آموزان مدارس کشور، و نیز به کاکنان مدرسه هائی که دانش آموزان آن مدارس مشکلات رفتاری و تربیتی داشته اند؛ مشاورت روانشناسی و امور مربوط به تعلیم و تربیت را داده است. از سال هزار و سیصد و پنجاه و دو، عضو انجمن دانشوران ایران بوده، و برای برنامه " در انتهای شب " رادیو ، با برنامه " راه شب " اشتباه نشود؛ مقالات ادبی – اجتماعی می نوشته است. برخی از اشعار و مقالاتش، در برخی از نشریات کشور، از جمله روزنامه " ایرانیان " ، که ارگان رسمی حزب ایرانیان، که وی در آن عضویت داشته منتشر می شده اند. پایان نامه تحصیلی اش در دانشگاه، کتابی است به نام " چگونه شخصیت فرزندانتان را پرورش دهید " که توسط بنگاه تحقیقاتی و مطبوعاتی در سال 1371 خورشیدی در تهران منتشر شده است. از سال 1364 پس از تحمل سی سال سردردهای مزمن، از یک چشم نابینا شده و از چشم دیگرش هم فقط بیست و پنج درصد بینائی دارد. با این حال از بیست و چهار ساعت شبانه روز، نزدیک به بیست ساعت کار می کند. بعد از انقلاب شوم اسلامی، به مدت چهار سال با اصرار مدیر صفحه خانواده یکی از روزنامه های پر تیراژ پایتخت، به عنوان " کارشناس تعلیم و تربیت " پاسخگوی پرسشهای خوانندگان آن روزنامه بوده است. به لحاظ فعالیت های سیاسی در دانشگاه محل تدریسش، مورد پیگرد قانونی قرار می گیرد؛ و به ناچار از سال 1994 میلادی،به اتفاق خانواده اش، به کشور هلند گریخته و در آنجا زندگی می کند. مدت شش سال در کمپهای مختلف در کشور هلند زندگی نموده؛ تا سرانجام اجازه اقامت دائمی را دریافته نموده است. در شهر محل اقامتش در هلند نیز، سه روز در هفته برای سه مؤسسه عام المنفعه به کار داوطلبانه بدون دستمزد اشتغال دارد. در سال 2006 میلادی، چهار کتاب کم حجم به زبان هلندی نوشته است؛ ولی چون در کشور هلند به عنوان نویسنده صاحب نام شهرتی نداشته، هیچ ناشری برای انتشار کتابهای او سرمایه گذاری نمی کند. سرانجام در سال 2012 میلادی، توسط کانال دو تلویزیون هلند، یک برنامه ده قسمتی از زندگی او تهیه و به مدت ده شب پیاپی از همان کانال پخش می شود. نتیجه مفید این کار، دریافت پیشنهاد رایگان منتشر شدن کتابهای او توسط یک ناشر اینترنتی هلندی بوده است. تا کنون دو عنوان از کتابهای وی منتشر شده و مورد استقبال نیز قرار گرفته اند. در حال حاضر مشغول ویراستاری دو کتاب دیگرش می باشد؛ که به همت همان ناشر منتشر بشوند. شعار همیشگی او در زندگی اش، و تصیه آن به فرزندانش : خوردن به اندازه خواب و استراحت به اندازه اما کار بی اندازه است. چون فقط کار و کار و کار رمز پیروزی یک انسان است.