آقایان و خانم‌های جمهوری‌خواه در داخل و خارج از کشور! اگر به راستی خواستار نجات ایران هستید بگذارید تا مردم ایران راهی را که یافته‌اند کم‌دردسرتر بپیمایند و شما هم کمک کنید تا از کج‌روی‌ها و مخاطراتی که پیش می‌آیند جلوگیری شود!

اما چنانچه خدای ناخواسته از آنهایی هستید که قصدشان جاه‌طلبی است و مثل بسیارانی که از سال‌ها پیش برای ریاست جمهوری موهوم و تصور شده خود فراک و کلاه سیلندر مهیا کرده‌اند و شب و روز در آتش جاه‌طلبی خود می‌سوزند و خودشیفته‌وار در برابر آینه صبحگاهی به قد و بالای خود می‌نگرند و به منافع فردی یا فرقه‌ای خود می‌اندیشند و نجات وطن برای آنان در درجه دوم اهمیت قرار دارد، شما را به خیر و ملت ایران را به سلامت!

زیرا چنانکه شواهد و جنبش آزادی‌بخش ملی سراسری در اکثر شهرهای ایران نشان می‌دهد ایرانیان به ندای تاریخ گوش سپرده و دریافته‌اند که دو پادشاه پیشین پهلوی نزد وجدان جمعی و در دادگاه تاریخی تبرئه شده‌اند و آنچه باقی مانده عذابی است که مردم ایران به دلیل بازیچه قرار گرفتن خود در دست اسلامیست‌های جنایتکار و هم‌پیمانان چپ روسوفیل‌شان طی ۴۷ سال در وجدان و ضمایر خودآگاه و ناخودآگاه خود انباشته‌اند!

مردم ایران از این‌که آخرین پادشاه پهلوی را قربانی فریب و جاه‌طلبی و زیاده‌خواهی ملاهای جاهل و خرافی کردند و بدین‌گونه هم باورهای دینی خود و هم دار و ندار کشورشان را به پای مشتی شیاد زشت‌سیرت زیاده‌خواه قساوتگر بی‌وطن ریختند، خود را عمیقاً آزرده تأسف و تحسر و تأثر ملی و تاریخی می‌دانند و در پی ابتلا به عذاب وجدانی از این‌گونه است که جبران ظلمی که به خاندان پهلوی تحمیل شده است را وظیفه تاریخی خود می‌شمارند!

برای مردم ایران در پرتو آگاهی‌هایی که به دست آورده‌اند دیگر قابل قبول نیست که پاداش خدمات پنجاه ساله سلسله پهلوی به‌واسطه تلقین و تبلیغات دروغین ملاها و اسلام‌گرایان امت‌گرا و جهان‌وطنان روسوفیل بیرون راندن از ایران و آوارگی و جوان‌مرگی فرزندان خاندان پهلوی بوده باشد!

از این رو مردم ایران مصممند که هدایت و راهبری گذارشان از این کابوس نیم‌قرنی حکومت ملاها و از این بن‌بست دردناک میهن‌شان به‌وسیله ولیعهد قانونی محمدرضا شاه که از نوجوانی تا امروز دست از مبارزه برای آزادی ایران برنداشته بوده است انجام گیرد! و برای این هدف همچنانکه فریادهای مردم ایران در خیابان‌ها نشان می‌دهد با صدای بلند اعلام آمادگی برای همراهی و برای جانفشانی در مسیر آزادی ایران را کرده‌اند!

بنابراین چنانچه شما هم با این احساس عمومی ایرانیان همدلید و چنانچه این عذاب وجدان به سراغ شما هم آمده است در این لحظه از زمان یک وظیفه تاریخی بیشتر ندارید و آن هم نیست جز همصدا شدن با صدها هزار تن از مردم ایران که چندی است روز و شب در خیابان‌ها و کوچه‌های شهرهای کوچک و بزرگ جانفشانی می‌کنند و ندای آزادی سر می‌دهند!

از این‌رو چنانچه به سوابق پیشین پابرجا بمانید و تنها ایدئولوژی‌ها و نظرپردازی‌های شکست‌خورده چندین دهه‌ای خود را معیاری برای کنش‌های سیاسی خود در زمینه‌های قلم و قدم یا گفتار و کردار خود قرار دهید، و این شیوه منسوخ را تداوم بخشید، شک نکنید که ملت ایران بدون شما به راه خود خواهد رفت و باز هم از جدا افتادگان و بازماندگان از مسیر تاریخ خواهید بود و جز سرخوردگی و به احتمال قوی نفرین نسل‌های آتی بدرقه راه بی‌سرانجام شما نخواهد بود!
پس تا دیر نشده دوئیت در کار نیاورید و بگذارید تا صفوف ملت ایران منسجم بماند، سنگ‌ها از سر راه مردم برداشته شوند و دریچه‌های آزادی به روی نسل‌های جوان که تشنه آزادی و آموزش و فرهنگند و این‌گونه سلحشورانه و با تهور برای رهایی خود و ملت خود چنگ در چنگ اهریمن افکنده‌اند گشوده گردد!

یادتان باشد که دوبار نمی‌توان یک پادشاه را سرنگون کرد به ویژه پادشاهی که به قانون اساسی مشروطیت مستظهر است و تاریخ او را تبرئه کرده و از دیدگاه مردم کشور روسپید از آزمون تاریخی خود بیرون آمده است! پس راهی را جستجو کنید که به نجات کشور ختم شود و شما نیز از سرفرازی تاریخی برخوردار باشید و آفرین و قدرشناسی نسل‌های آتی را پیش‌خرید کرده باشید!
همچنان باد / همچنان‌تر باد!

محمد جلالی چیمه (م. سحر)
پاریس
۴/۱/۲۰۲۶