برای دور زدن تحریم‌ها و ممکن ساختن روابط بازرگانی بین اتحادیه اروپا و ایران به گشایش دو دفتر نیاز است: یکی در تهران و دیگری در یکی از کشورهای عضو اتحادیه اروپا. موضوعی به‌ظاهر ساده که تبدیل به چالشی بزرگ شده است.

اتحادیه اروپا برای متقاعد ساختن جمهوری اسلامی به پایبندی به توافق هسته‌ای به‌رغم خروج آمریکا، مکانیسمی را پیش‌بینی کرده است که می‌باید امکان تجارت و داد و ستد بازرگانی بین جمهوری اسلامی و کشورهای عضو اتحادیه اروپا را فراهم کند. جمهوری اسلامی بتواند نفت صادر کند و اتحادیه  اروپا نیز پول نفت خریداری شده را با دادن کالا و خدمات بپردازد.

خبرگزاری رویترز روز چهارشنبه ۲ آبان (۲۴ اکتبر) به نقل از سه دیپلمات اتحادیه اروپا اعلام کرده بود که زمینه‌های حقوقی انجام این برنامه فراهم شده و امکان اینکه کشورهای عضو اتحادیه اروپا بتوانند از منظر حقوقی بر سر چنین مکانسیمی به توافق برسند حتی پیش از روز ۴ نوامبر (۱۳ آبان)، یعنی زمان اجرای فاز بعدی تحریم‌های جمهوری اسلامی از سوی آمریکا وجود دارد.

اما تصویب چنین مکانیسمی از منظر حقوقی با اجرایی شدن آن یکی نیست. دیپلمات‌های اتحادیه اروپا در عین حال به خبرنگار رویترز گفته‌اند که اجرا کردن این راهکار زمان‌بر است و می‌تواند چندین ماه طول بکشد.

یکی از مشکلات اجرا کردن چنین مکانیسمی گشایش یک دفتر در یکی از کشورهای عضو اتحادیه اروپا است. همین خبرگزاری در ادامه گزارش خود می‌نویسد که هیچ یک از کشورهای عضو اتحادیه اروپا حاضر نیستند چنین دفتری در خاک آن‌ها ایجاد شود. آن‌ها از آن واهمه دارند که گشایش چنین دفتری در یک کشور خاص مجازات‌های آمریکا را در پی داشته باشد.

دشواری‌های گشایش دفتر در تهران

ظاهرا بر سر راه تاسیس چنین دفتری در ایران نمی‌باید مشکلی وجود داشته باشد. اما، گزارش‌های منتشر شده از سوی رسانه‌های جمهوری اسلامی نیز از آن حکایت دارند که موضوع پیچیده‌تر از اختصاص مکانی برای گشایش این دفتر است.

در حالیکه اردشیر نوریان، یکی از اعضای کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی اخیرا در گفت‌وگوی خود با خبرنگار “خانه ملت” از تاسیس چنین دفتری در تهران استقبال کرده بود و گفته بود که چنین دفتری می‌تواند باعث بهبود مناسبات بازرگانی و حتی سیاسی بین کشورهای عضو اتحادیه اروپا و ایران گردد، برخی از نمایندگان اصول‌گرا نسبت به عملکرد و نقش چنین دفتری در ایران ابراز شک و تردید کرده‌اند.

به عنوان نمونه، حسین نقوی‌حسینی، یکی دیگر از اعضای کمیسیون امنیت ملی روز پنجشنبه ۳ آبان (۲۵ اکتبر) در گفت‌وگو با خبرنگار “باشگاه خبرنگاران جوان” از احتمال تبدیل شدن این دفتر به “لانه جاسوسی جدید” سخن گفته است.

نقوی‌حسینی ضمن اشاره به این موضوع که جمهوری اسلامی مشکلی با گشایش دفتر یک کشور خارجی در خاک خود ندارد، هشدار داده است: «متاسفانه تاسیس چنین دفاتری در کشورمان سابقه خوبی ندارد و دولت جمهوری اسلامی از این موضوع نگران هستند که به بهانه تاسیس دفتر اروپا، مداخلات سیاسی در امور داخلی صورت گرفته و گزارش‌هایی علیه کشورمان تهیه شود.»

به گزارش دویچه وله؛این عضو کمیسیون امنیت ملی نسبت به اینکه گشایش چنین دفتری بتواند امکان دور زدن تحریم‌ها را فراهم کند، غیر ممکن دانسته و مدعی شده که اتحادیه اروپا با تاسیس چنین دفتری بر آن است «به اطلاعات مالی و اقتصادی ما اشراف پیدا کند نه اینکه به ما کمک کند تا بتوانیم تحریمی را دور بزنیم.»

مقاله قبلیایران با سه پله صعود در جایگاه سی‌ام جهان
مقاله بعدیاسامی ۲۵ انیمیشن ارایه ‌شده برای رقابت در اسکار اعلام شد
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.