سایت محلی «انار پرس» از موج جدید برخورد پلیس با افغان‌های ساکن این شهر در استان کرمان خبر داد.

این سایت روز شنبه (۲۶ امرداد) نوشته است: «چند روزی است که در آستانه برداشت محصول پسته‌، ماموران نیروی انتظامی انار، برخورد و جمع‌آوری افغان‌ها در انار را آغاز کرده‌اند.»

به موشتۀ استانبان؛ «انار پرس» افزوده «با توجه به اینکه انار در آستانه پسته‌چینی قرار دارد، معلوم نیست چرا افغان‌ها در این شهر که با کمبود کارگر روبرو است، جمع‌آوری می‌شوند.»

سال گذشته نیز به دلیل اجرای چنین طرحی، چندین بار کشاورزان دست به تجمع اعتراضی مقابل فرمانداری انار زده و اعلام کرده بودند: «راه‌حل موضوع افغان‌ها، اخراج نیست، بلکه ساماندهی است.»

این سایت محلی در عین حال هشدار داده که «با اخراج افغان‌ها از شهر انار، پای کارگران فصلی به این منطقه باز خواهد شد که تجربه نشان داده این کارگران برای انار تبعات ناخوشایندی دارند.»

هفته گذشته نیز ابراهیم غنچه‌پور٬ فرماندار شهر «جیرفت» در استان کرمان از صدور حکم اخراج ۲۰ هزار تبعه خارجی (افغان) از این شهر خبر داده بود.

براساس تصمیم مقام‌های جمهوری اسلامی حضور افغان‌ها در بسیاری از شهر‌های ایران ممنوع است. این تصمیم با اعتراض‌ فعالان مدنی و مدافعان حقوق بشر همراه شده است.

مقاله قبلیروحانی دو روز پس از اردو‌کشی خواندن وقایع سال ۸۸: اصول سیاست خارجی تغییر نمی‌کند٬ مردم خواستار تغییر روش‌ها هستند نه اصول
مقاله بعدیتدارک دموکراسی پایدار (۱)
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.