صادق زیباکلام با اشاره به مشکلات اقتصادی کشور گفت:این‌که درجا می‌زنیم یعنی خود ما بی‌عرضه هستیم و ازنظر آی‌کیو دارای مشکلاتی هستیم،

به گزارش تسنیم زیباکلام عصر امروز در جمع دانشجویان دانشگاه لرستان با بیان اینکه چه کسی مسئول اقتصاد ایران است و یا واقعاً مسئولیت اقتصاد ایران با کیست اظهار داشت: وضع اقتصاد را باید به چه کسی بگوییم؟ رئیس‌جمهور، مجلس شورای اسلامی، مجلس خبرگان، مجمع تشخیص مصلحت نظام، دانشگاه تهران، ائمه جمعه؟ کدام‌یک؟ مسئولیت وضعیت اقتصاد ایران متوجه چه کسی است؟

وی بابیان اینکه اگر امروز وضع اقتصاد ایران خوب است باید از آن‌کسی که وضعیت اقتصادی متوجه اوست تشکر کنیم و اگر وضع اقتصاد ناحق و ناجور است باید گلایه‌مند باشیم افزود: بازهم سؤال این است مسئولیت اقتصادی ایران متوجه چه کسی یا چه نهادی است؟ اقتصاد از آن مقولاتی است که به‌صورت نسبی و مقایسه‌ای تصور می‌شود ولی همیشه اقتصاد به‌صورت نسبی، معنا و مفهوم پیدا می‌کند.

او در بخش دیگری از صحبت هایش خاطرنشان کرد: آیا این مشکلات به‌واسطه فقیر بودن کشور است؟ همه شواهد نشان می‌دهد که ایران را نمی‌توان کشور فقیری تقسیم‌بندی کنیم، ایران یک درصد جمعیت جهان را تشکیل می‌دهد، این کشور ۱۳ درصد ذخایر کل شناخته‌شده گاز در جهان را دارد و به تعبیری ۱۷ برابر جمعیت خود دارای گاز است.

زیباکلام بابیان اینکه کشور ایران ازنظر بالقوه بودن ثروتمند است گفت: این‌که درجا می‌زنیم یعنی خود ما بی‌عرضه هستیم و ازنظر آی‌کیو دارای مشکلاتی هستیم، هفت میلیون نفر از ایرانیان به خارج از کشور مهاجرت کرده‌اند؛ مجموعه تصویری که از ایرانی‌های مهاجرت کرده به خارج از کشور می‌بینیم تصویر خوبی است و تقریباً همه آن‌ها شغل‌های خوبی دارند.

وی بابیان اینکه نگاه خارجی‌ها به‌گونه‌ای نیست که دوست نداشته باشند با ایرانی‌ها کار کنند اظهار داشت: کسانی که به خارج از کشور مهاجرت کرده‌اند افراد موفقی بوده‌اند.

مقاله قبلیبیانیه عبدالفتاح سلطانی، محمود بهشتی لنگرودی و اسماعیل عبدی درمورد وقایع اخیر و نامه احمدی نژاد
مقاله بعدیافشاگری وزیر سابق اطلاعات درباره مرگ زهرا کاظمی در زندان؛ او جاسوس نبود
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.