زیباکلام پیش بینی کرد محسن هاشمی با رای ناپلئونی شهردار تهران شود.

صادق زیباکلام تحلیلگر مسایل سیاسی در گفتگو با ایسنا، پیرامون انتخاب شهردار تهران بر ضرورت «سلامت و پاک‌دستی افراد» تاکید کرد. وی در ادامه با اشاره به محسن هاشمی و با بیان این‌که «وی در مدیریت مترو نشان داد که خطی و جناحی کار نمی‌کند» برخی گمانه‌زنی‌ها در مورد انتخاب وی به عنوان شهردار تهران را یادآور شد.

وی در ادامه افزود: آن بخش از اصولگرایان که به دنبال پیشرفت، کارآمدی، پاسخگویی و مدیری غیرخطی هستند از شهردار شدن محسن هاشمی دفاع می‌کنند، ولی برخی از اصولگرایان که نگاه‌شان خطی و جناحی است به جای این‌که به دنبال مدیری کارآمد باشند به دنبال مدیری هستند که به مواضع سیاسی شان نزدیکتر است.

وی پیش‌بینی کرد که «محسن هاشمی به صورت ناپلئونی در شورای شهر رای بیاورد و شهردار تهران شود.»

خاطرنشان می شود قالیباف نیز برای شهردار شدن شانس دارد.

محسن هاشمی رفسنجانی بزرگ‌ترین پسر اکبر هاشمی رفسنجانی (بهرمانی)، رئیس جمهور اسبق و نمایندهٔ سابق مجلس خبرگان رهبری و رئیس کنونی مجمع تشخیص مصلحت نظام است. نامبرده دارای مدرک کارشناسی ارشد مهندسی مکانیک از دانشگاه پلی تکنیک مونترال کانادا می‌باشد. محسن هاشمی ۱۳ سال رئیس هیئت مدیره و مدیر عامل شرکت متروی تهران را بر عهده داشته‌است و نایب رئیس اتحادیه بین‌المللی حمل و نقل عمومی در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا است در گذشته در مشاغل گوناگون مانند رئیس دفتر مجمع تشخیص مصلحت نظام، رئیس بازرسی ویژه ریاست جمهوری و عضو هیئت مدیره سازمان صنایع دفاع اشتغال داشته‌است.

مقاله قبلیجو باستانی مریخ غنی از اکسیژن بوده است..!
مقاله بعدیبادهای ابرتوفانی ونوس قوی‌تر شدند.
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.