صادق زیباکلام با اعلام خبر اخراجش از دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه آزاد، تاکید کرد که از این دانشگاه به علت اعلام نکردن این موضوع به وی و مطرح نکردن دلیلی برای آن به وزارت کار شکایت خواهد کرد.

صادق زیباکلام در گفت‌وگو با ایسنا با اعلام خبر اخراجش از دانشگاه آزاد اسلامی، اظهار کرد: من عضو پاره وقت واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد در دانشکده حقوق و علوم سیاسی به مدت 10 سال بودم که اخیرا اخراج شدم و چیزی که جالب است این است که به من این موضوع را اعلام هم نکردند که اخراج شدم.

وی توضیح داد: من وقتی حقوق بهمن ماه را دریافت کردم متوجه شدم که حقوق مربوط به عضویت در هیات علمی پاره وقت دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه آزاد واریز نشده است و آنجا بود که متوجه این موضوع شدم. البته چون این تصمیم در اواسط ترم گرفته شده بود من درسم را در این دانشکده تا پایان ترم ادامه می‌دهم اما به صورت حق‌التدریس کارم را ادامه خواهم داد و تبعا دیگر از سال آینده آن حقوق حق‌التدریس را ندارم.

این استاد دانشگاه تهران در پاسخ به سوالی در زمینه علت اخراج وی از دانشگاه آزاد، اظهار کرد: می‌دانم که دانشگاه آزاد با کسری بودجه مواجه شده چرا که متقاضیان حضور در این دانشگاه کمتر شده است و تبعا ممکن است در این زمینه دست به تعدیل اساتید دانشگاه هم بزنند اما سوالی که برای من به جد مطرح است این است که آیا اخراج من از این دانشگاه بخشی از جریان اخراج اساتید دگراندیش از این دانشگاه است یا خیر؟

وی در پایان با تاکید بر اینکه علت اخراج من از دانشگاه آزاد اعلام نشده است، تاکید کرد: به دلیل اینکه این موضوع را به من اعلام نکرده‌اند می‌خواهم علیه دانشگاه آزاد به وزارت کار شکایت کنم البته دانشگاه آزاد وقتی صحبت از رعایت قوانین دولتی می‌شود، می‌گوید یک دانشگاه خصوصی است حال باید مشخص شود که بالاخره دانشگاه آزاد یک دانشگاه حکومتی است یا نه.

مقاله قبلیناگفته‌های محمدحسین خوشوقت از قتل زهرا کاظمی
مقاله بعدیدولت جمهوری اسلامی مجوز برای برگزاری گردهمایی به جبهه ملی ایران نداد
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.