زوال دموکراسی در جهان! نوشتاری از بانو محترم مومنی روحی

0
114

پیرو سیاست های نوظهور در دنیای کنونی، سیاست هائی که اهم اهداف آنها، برخاسته از زیاده طلبی قدرت های کوچک و بزرگ در این برهه زمانی می باشند. نه جلوه پیشین خود را حفظ کرده اند؛ و نه بر محور استدلالی علمی و عملی استوار هستند. اما در عوض، آکنده از فرم های بی پایه و اساسی می باشند؛ که سیاستمداران کنونی به آنان پر و بال داده، و به وجود آورنده آنها هستند؛ که نه جامعه جهانی را به هدف معینی در قاموس سیاست رهنمون می گردند؛ و نه افراد خاصی در جوامع مختلف و اهل فن در این رابطه را، به جایگاهی که برای ایشان دارای اهمیت ویژه ای باشد می رسانند!

بلکه با سوء استفاده از عدم دانش و آگاهی مردم ساده انگار در دیار خودشان، بیش از زمانی که مردم چیزی از این مقوله نمی دانستند. موجبات گمراهی زیادتر آنها را نیز فراهم می آورند!

واژه « سیاست » و متعلقات به این مفهوم، به دلیل دارا بودن چند معنای مستقل در این زمینه، قبل از آن که کارگشای مسائل مختلف در زندگانی مردمان جهان باشند؛ به دلیل مختصاتی که در درون محتوای خویش دارند؛ چنانچه توسط کسانی به کار گرفته بشوند؛ که اطلاعات چندانی از آن ندارند. هم به کار گیرندگان چنین موضوعاتی را به دردسر می اندازند؛ و هم باعث سردرگمی آنانی می شوند؛ که به این اختصاصات باور نداشته و پذیرای آنها نبوده و نیستند!

کسانی که بدون دارا بودن علم « سیاست » و داشتن آگاهی نسبی از آن، می خواهند از قالب و محتوای اصولی که ایشان قصد پرداختن به آن را دارند استفاده کنند. نه آنکه به مقصود خویش نمی رسند؛ بلکه این خطای نادانسته، آنان را از مسیری که در نظر دارند خارج می گرداند؛ و در نهایت، ایشان را، مانند یک فرد بری از آگاهی های ابتدائی در امور سیاستمدارانه، دچار کژ اندیشی و ناتوانی هائی، در مورد آنچه که می خواهند مطرح کند نیز می نمایند!

نشر دادن یک مفهوم سیاسی توسط مدعیان ناشی این امور، اگر بر مبنای صحیح و منطقی صورت نگیرد؟ مقدمه و متن و نتیجه آنچه را که مطرح می سازند. را چنان نا مفهوم و بی معنا جلوه می دهد؛ که اگر خود نگارنده آن مطلب نیز به آن بپردازد؟ باز هم نمی تواند مقصود اصلی خویش در باره آن گزینه را، برای کاربران آثار خودش بارز و آشکار سازد!

بر این اساس، سیاستمداران کارکشته در بیشتر مواقع، از همفکری های مشاوران کاردان، و افراد متخصص در این باره برخوردار می شوند. تا که بتوانند اصل مطلب در این رابطه را، برای خوانندگان یا شنوندگان مطالب خویش بیان نمایند؛ و با بهره مندی از فحوای صحیح کلامی این عبارات، منظور واقعی خود را به کاربران مطالب شان القاء نمایند!

اصطلاحاتی که در امور سیاسی کاربرد خاص خودشان را دارند. مربوط به این زمانه و این برهه تاریخی در جهان فعلی نیستند؛ بلکه صدها سال از اعتبار و مطرح گشتن شان می گذرد. اما از باب آن که کاربردشان، فقط متعلق به صاحبنظران و کارشناسان چنین مقوله هائی بوده، و هیچ رسانه و پایگاه اجتماعی هم، جهت انتشار آنها وجود نداشته است. سایرین و دیگر اقشار اجتماع در آن برهه های زمانی، نه به آن موارد دسترسی داشته اند؛ و نه عوامل تهییج کننده ای در پیرامون شان بوده اند؛ که ایشان با شوق و علاقه به چنین اموری بپردازند؛ و نه حتی توانسته اند، که اشاره محدودی هم، به آنچه که فرا گرفته بودند داشته باشند!

اما در شرایط کنونی، و با پیشرفت های علوم گوناگون به ویژه تکنیک های چاپخانه و انتشارات، و نیز روی کار آمدن رسانه های دیداری و شنیداری در همه جا، اکنون به فاصله اندک زمانی، همگان در حال نشر افکار و عقاید خودشان به سراسر جهان می باشند؛ و به راحتی می توانند، دیدگاه های چه خوب و چه بد خویش را، به بیشتر ساکنان این کره خاکی منتقل نمایند!

متاسفانه در این رابطه، اندیشه های بد و گمراه کننده نیز، با همان شیوه هائی که افکار درست و هدایت کننده به دیگران منتقل می گردند. به بیشتر نقاط دنیا روانه می شوند؛ و موجبات انحراف مردم از موضوعات مفید، به سوی مسائلی را فراهم می آورند؛ که نتیجه اش پیمودن مسیر نادرست توسط دیگران خواهد بود!

اصطلاحاتی که در علم سیاست موجود هستند متعدد می باشند. اما کاربرد دو نمونه از آنها، مانند دو واژه « دیکتاتوری » و « دموکراسی » ، بیش از بقیه آنها در دنیا مورد استفاده قرار می گیرند. چرا که حکومت های فعلی در جهان کنونی، به دو شیوه دیکتاتوری یا دموکراسی مدیریت می شوند؛ و مردم می توانند با پیگیری خبرهائی که در همه جا انتشار می یابند درک کنند؛ که کدام مملکت با کدام فرمی از این دو نمونه مدیریت شده و اداره می گردند؟!

با حضور دیکتاتورهای حاکم در بعضی از ممالک گیتی، و آشکار شدن اشکالات مهیب چنین فرمی از کشورداری، بسیاری از ساکنان جهان، به مفاهیم اصلی این دو مقوله از دنیای سیاست پی برده اند؛ و به گونه محدود یا کامل، به چگونگی انسانی یا ضدبشری بودن آنها واقف گشته اند. اما آنچه که همگان بر آن اشراف کامل را ندارند؛ عدم تساوی تعداد، در میان سرزمین هائی است؛ که با یکی از این دو شیوه اداره می شوند!

متاسفانه با اینکه بسیاری از مندرجات نشریات، یا بخشی از محتویات رسانه های دیداری و شنیداری در جهان، به موضوعات سیاسی اختصاص دارند. اما همچنان هستند کسانی، که با سیاست و مشترکات آن آشنائی چندانی ندارند. این دسته از مردم دنیا، بیش از بقیه ساکنان آن، از شکست دموکراسی در برابر دیکتاتوری موجود در دنیا دچار آسیب های اجتماعی می شوند؛ و به هیچ طریقی نمی توانند؛ از پلیدی حضور چنین امری در امان باشند!

تصور مردم عادی از نوع حکمرانی سران ممالک متعدد در دنیا، در آن حدی نیست که بتوانند؛ کنش های حکمرانان فاسد و تبهکار یک سرزمین را تشخیص بدهند؛ و یا از نحوه مدیریت دولتمردان دموکرات کشوری دیگر آگاه گردند. با چنین مفهومی، و با آنچه که از ذات سیاست، به ویژه در این روزگار می دانیم. بسیار اندک اند سیاستمدارانی، که خامی و ناآگاهی و ساده انگاری ملت جائی که بر آن مدیریت دارند را ببینند؛ و از این نکته منفی، به نفع خود و حکومت شان استفاده نکنند!

و آنچه که از این طریق به ساکنان این گیتی پهناور آسیب بیشتری می رساند. بالا رفتن آمار تعداد ممالکی است؛ که حاکمان دیکتاتور و مستبد دارند. و افت سرزمین هائی است، که با روش های دموکراسی اداره می شوند! در ظاهر امر، بالا رفتن تعداد دیکتاتوری ها در جهان، و پائین آمدن آمار ممالک با مدیریت دموکراسی در دنیا، تفاوت چندانی را به وجود نمی آورد. اما لطماتی که در باطن این امر خطیر نهفته است. و دیر یا زود، آثار استمرار بدی ها، و زوال نیکی ها در کل جهان را، به درون زندگی و نوع زندگانی مردم رخنه خواهد داد؛ و درد بی درمانی را برای جوامع بشری در این مقطع زمانی پدید خواهد آورد؛ که اگر تمامی مردم گیتی هم سیاستمدار حرفه ای بشوند؟ هرگز نخواهند توانست، ماهیت بحرانی پنهانی که در بطن سرزمین شان نهادینه می گردد را منتفی نمایند.

مطلب قبلیگزارش گاردین از افزار جاسوسی اسرائیل؛ «پگاسوس» چیست و چگونه کار می‌کند؟
مطلب بعدیکشتار مردم مظلوم خوزستان را متوقف کنید
محترم مومنی روحی
شرح مختصری از بیوگرافی بانو محترم مومنی روحی او متولد سال 1324 خورشیدی در شهر تهران است. تا مقطع دبیرستان، در مجتمع آموزشی " فروزش " در جنوب غربی تهران، که به همت یکی از بانوان پر تلاش و مدافع حقوق زنان ( بانو مساعد ) در سال 1304 خورشیدی در تهران تأسیس شده بود؛ در رشته ادبیات پارسی تحصیل نموده و دیپلم متوسطه خود را از آن مجتمع گرفته است. در سال 1343 خورشیدی، با همسرش آقای هوشنگ شریعت زاده ازدواج نموده؛ و حاصل آن دو فرزند دختر و پسر 47 و 43 ساله، به نامهای شیرازه و شباهنگ است؛ که به او سه نوه پسر( سروش و شایان از دخترش شیرازه، و آریا از پسرش شباهنگ) را به وی هدیه نموده اند. وی نه سال پس از ازدواج، در سن بیست و نه سالگی، رشته روانشناسی عمومی را تا اواسط دوره کارشناسی ارشد آموخته، و در همین رشته نیز مدت هفده سال ضمن انجام دادن امر مشاورت با خانواده های دانشجویان، روانشناسی را هم تدریس نموده است. همزمان با کار در دانشگاه، به عنوان کارشناس مسائل خانواده، در انجمن مرکزی اولیاء و مربیان، که از مؤسسات وابسته به وزارت آموزش و پرورش می باشد؛ به اولیای دانش آموزان مدارس کشور، و نیز به کاکنان مدرسه هائی که دانش آموزان آن مدارس مشکلات رفتاری و تربیتی داشته اند؛ مشاورت روانشناسی و امور مربوط به تعلیم و تربیت را داده است. از سال هزار و سیصد و پنجاه و دو، عضو انجمن دانشوران ایران بوده، و برای برنامه " در انتهای شب " رادیو ، با برنامه " راه شب " اشتباه نشود؛ مقالات ادبی – اجتماعی می نوشته است. برخی از اشعار و مقالاتش، در برخی از نشریات کشور، از جمله روزنامه " ایرانیان " ، که ارگان رسمی حزب ایرانیان، که وی در آن عضویت داشته منتشر می شده اند. پایان نامه تحصیلی اش در دانشگاه، کتابی است به نام " چگونه شخصیت فرزندانتان را پرورش دهید " که توسط بنگاه تحقیقاتی و مطبوعاتی در سال 1371 خورشیدی در تهران منتشر شده است. از سال 1364 پس از تحمل سی سال سردردهای مزمن، از یک چشم نابینا شده و از چشم دیگرش هم فقط بیست و پنج درصد بینائی دارد. با این حال از بیست و چهار ساعت شبانه روز، نزدیک به بیست ساعت کار می کند. بعد از انقلاب شوم اسلامی، به مدت چهار سال با اصرار مدیر صفحه خانواده یکی از روزنامه های پر تیراژ پایتخت، به عنوان " کارشناس تعلیم و تربیت " پاسخگوی پرسشهای خوانندگان آن روزنامه بوده است. به لحاظ فعالیت های سیاسی در دانشگاه محل تدریسش، مورد پیگرد قانونی قرار می گیرد؛ و به ناچار از سال 1994 میلادی،به اتفاق خانواده اش، به کشور هلند گریخته و در آنجا زندگی می کند. مدت شش سال در کمپهای مختلف در کشور هلند زندگی نموده؛ تا سرانجام اجازه اقامت دائمی را دریافته نموده است. در شهر محل اقامتش در هلند نیز، سه روز در هفته برای سه مؤسسه عام المنفعه به کار داوطلبانه بدون دستمزد اشتغال دارد. در سال 2006 میلادی، چهار کتاب کم حجم به زبان هلندی نوشته است؛ ولی چون در کشور هلند به عنوان نویسنده صاحب نام شهرتی نداشته، هیچ ناشری برای انتشار کتابهای او سرمایه گذاری نمی کند. سرانجام در سال 2012 میلادی، توسط کانال دو تلویزیون هلند، یک برنامه ده قسمتی از زندگی او تهیه و به مدت ده شب پیاپی از همان کانال پخش می شود. نتیجه مفید این کار، دریافت پیشنهاد رایگان منتشر شدن کتابهای او توسط یک ناشر اینترنتی هلندی بوده است. تا کنون دو عنوان از کتابهای وی منتشر شده و مورد استقبال نیز قرار گرفته اند. در حال حاضر مشغول ویراستاری دو کتاب دیگرش می باشد؛ که به همت همان ناشر منتشر بشوند. شعار همیشگی او در زندگی اش، و تصیه آن به فرزندانش : خوردن به اندازه خواب و استراحت به اندازه اما کار بی اندازه است. چون فقط کار و کار و کار رمز پیروزی یک انسان است.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید