اتفاقات و شعارها (توهین) به کریم باقریزاده تبریز، افشین پیروانی و سایر اسطورههای فوتبال ایران، شعارهایی علیه اقوام ایرانزمین، به اهتزاز درآوردن پرچم کشورهای ترکیه، آذربایجان و نشان دادن علامت گرگ با دست هواداران منتسب به تیم تراکتور بدون تردید یک طرح و برنامه حسابشده است که چند سالی است متداول شده است!؟
فوتبال امنیتی و خصولتی ایران که کوچکترین انتخابها از مدیرعامل تا تکتک اعضای هیئتمدیره بایست از کانال نهادهای امنیتی و اطلاعاتی عبور کرده و گزینش شوند (در لیگ برتر از مدیر تا مسئول کانون هواداران) این موضوع با دقت زیادی صورت میگیرد!؟
تراکتورسازی تبریز که سالها به پشتوانه کارخانجات ساخت ادوات کشاورزی پا به عرصه فوتبال ایران گذاشت، بعد فاجعه ۵۷ هم تا دهه ۸۰ تحت مدیریت این مجموعه بهعنوان مالک و اسپانسر به فعالیت خود ادامه داد!؟
بواسطه نابودی اقتصاد ایران و مافیای واردات ادوات کشاورزی از چین این مجموعه کارخانجات هم به کاهش تولید و تعدیل نیرو، کاهش هزینه از ادامه تیمداری امتناع کردند!؟
بعد از کشوقوسهای فراوان بعد از چند جابهجایی واگذاری به اداره کل تربیتبدنی ورزش جوانان استان آذربایجان شرقی سرانجام مالکیت این مجموعه به سپاه عاشورای تبریز واگذار شد!؟
چند سال هم این تیم بهواسطه مدیریت سپاه بازیکنان ملیپوش و استعدادهایی که دوران سربازی خود را میخواستند همچنان در سطح اول فوتبال ایران سپری کنند و از کانون توجه مربیان تیم ملی دور نمانند به این تیم نقلمکان کردند!؟
تیمداری سپاه هم مانند بسیاری از پروژههای این مجموعه با ناکامی، نارضایتی زیادی بین هواداران این تیم ایجاد کرد!؟
سیستم واگذاری تیمهای فوتبال در ایران بخصوص اگر تیمها پتانسیل هواداری زیاد داشته باشند به سادگی نیست و حاکمیت به آسانی این بمب ساعتی علیه خودشان را به هر فرد واگذار نمیکنند!؟
زیرا افراد حقیقی و حقوقی بایست از فیلترهای امنیتی ویژه بگذرند تا حاکمیت اطمینان پیدا نکند که هیچ خطری از ایشان آنها را تهدید نمیکند، حتی مالکیت یک خودکار را هم به آنها نمیدهد!؟
برای شفاف شدن این بحث مثال سادهاش واگذاری، خصوصیسازی، بورس یا هرچه دوست دارید اسماش را بگذارید!
طرحهایی که هیچکدام نه واقعی بود و نه با توجه فوتبال زیانده ایران اجرایی بود!؟ بارها آگهی واگذاری منتشر کردند برای استقلال که با خریدار چندانی نبود، پرسپولیس هم که حتی به پاسدار بسیجی حسین هدایتی دولابی که از جنس خودشان بود ندادند!؟
تجار ایرانی بسیاری هم تمایل به خرید پرسپولیس داشته و دارند که نخستین بحث حکومت احراز هویت خط فکری ایشان و اختیار در داشتن حق تصمیمات کلان حتی اعضای هیئتمدیره که مورد تأیید سیستم باشد!؟ (که این نامش واگذاری نیست)
بحث بورس را هم همگان با آن حجم تبلیغات و شلوغکاری همه دیدند که سرمایههای خانگی یک عده هوادار ساده را تحت عنوان سهامدار تیمهای محبوبشان جمع کردند و در بانک شهر نگه داشتند و دست آخر هم پروژه واگذاری ۲ تیم با انبوهی بدهیهای انباشته بدون ساختار که حتی ۱ ورزشگاه اختصاصی برای مسابقات رسمی ندارند شکست خورد!؟
لازم به ذکر است تمام اموال و مستغلات که بهنام دارایی در روزنامه برای هردو تیم درج شده بود سندسازی و تنها روی کاغذ بوده و تمام استادیومها در مالکیت شهرداری، وزارت ورزش و سازمان توسعه اماکن ورزشی بوده و هست!؟
اما حکایت محمدرضا زنوزی مطلق (ابربدهکار بانکی) متفاوت است!؟
این شخص که بهواسطه پیوند خواهرش با بیت علی خامنهای و مافیای قدرت رشد کرد و با نزدیک شدن به حلقه نزدیکان مجتبی خامنهای به رانتهای بسیاری دست پیدا کرد!؟
زنوزی که تا پیش از دوران محمود احمدینژاد یک کارگاه تولیدی داشت که چندین تجربه ناموفق را از تولید ماکارونی و غیره داشت و با توجه اتصال به سیستم رشد قارچگونهاش کلید خورد!؟
با توصیهنامهها وامهای کلان در اختیارش گذاشتند و در همان قانونهای مضحک فروش اموال دولتی بسیاری از کارخانجات و بنگاههای بزرگ استان آذربایجان شرقی و غربی را با یکدهم قیمت واقعی در اقساط بلندمدت با سود ۴درصد در اختیار گرفت!؟
کارخانجات ماشینسازی تبریز و بنیاد دیزل، فولاد تبریز و غیره کمی نگذشت که با دریافت ارز دولتی و مجوز واردات کمتر از یکسال ایرلاین آتا را تأسیس کرد!؟
بعد از مدتی مانند بسیاری افراد صاحب قدرت برای پولشویی و اینکه برخی مالیاتها معاف شود. تمایل خود را به تیمداری در ورزش (فوتبال) نشان داد و با رایزنی مالکیت ۲ تیم تراکتورسازی و ماشینسازی تبریز را در اختیار گرفت!؟
همانطور که در ابتدای یادداشت هم گفتیم در اختیار گرفتن تیمهای پرهوادار در ایران مستلزم عبور از فیلترهای امنیتی و خاص است!؟
او به خواستهاش رسید و با پولهای بادآورده از هزاران رانت و چپاول اموال مردم ایران سرمایهگذاریهای گسترده را در ترکیه (ساختوساز و حملونقل جادهای) در کازان روسیه (نفت و گاز، انرژی) مبادرت کرد!؟ در فوتبال ایران هم آنقدر در این سالها ریختوپاش کرد که رقم دقیقی برای استخدام بازیکن و مربیان (داخلی و خارجی) خسارتهای قراردادهای فسخشده وجود ندارد!؟
این موضوعات را هم نادیده بگیریم از زمانیکه او مالک تراکتور شده است بخش از هواداران تیمش که قطعاً با هماهنگی کانون هواداران این تیم هدایت میشود (شعارهای نژادپرستانه، توهین به شخصیتهای اساطیری ایرانزمین، توهین به اقوام و پرچمها ترکیه و آذربایجان حتی ژاپن) را هدایت میکنند!؟
اگر سادهلوح بخواهیم بپذیریم که مسئول کانون هواداران و لیدرهایی که روی سکوهای ورزشگاه تبریز بهراحتی اجازه توهینها و شعارها بگیرند اما ارباب زنوزی گماشته است که با ایجاد شکاف و اختلاف بین اقوام ایرانزمین مانع اتحاد و سرنگونی حاکمیت شود!؟
یک مشت جماعت مردم ناآگاه هم بهراحتی وارد بازی این حاکمیت و سیرک خیمهشببازی شدند!؟


