پلنگ زخمی تنکابن که به علت تیراندازی دچار ضایعه نخاعی شده بود روز  دوشنبه  به روش مرگ آسان و با تزریق داروی بیهوشی در دوز بالا مرد.

 این پلنگ 13 دی ماه امسال در منطقه شکار ممنوع دوهزار در تنکابن مورد اصابت گلوله قرار گرفت و از ناحیه دو پا فلج شد.

منطقه دو هزار یکی از مناطق شکار ممنوع است که گونه های ارزشمند کل، بز، شوکا و پلنگ در آن زیست می کنند و دارای جمعیت خوب گراز است که طعمه پلنگ محسوب می شود.

علی عمارلویی مسوول کلینیک حیات وحش سازمان حفاظت محیط زیست روز دوشنبه در زمان تزریق داروی بیهوشی به پلنگ زخمی گفت: این پلنگ نر و 8 ساله بود و قرار است از مغز استخوان، اسپرم و سلول های آن نمونه برداری و در بانک ژن دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران نگه داری شود.

وی توضیح داد: امکان ادامه حیات این پلنگ وجود نداشت و مقرر شده است که بدن حیوان با شرایط کنونی که دوپای فلج و قطع بودن 3 انگشت یک دست توسط سازمان حفاظت محیط زیست تاکسیدرمی شود و این تاکسیدرمی با ثبت تاریخچه و چگونگی کشته شدن در موزه حیات وحش این سازمان نگه داری شود.

عمارلویی افزود: این پلنگ 14 دی ماه برای مداوا به تهران منتقل شد و در دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران مورد مداوا قرار گرفت اما به دلیل اینکه قطع نخاع شده بود هیچ حسی نداشت از این رو خودش را محکم به دیواره قفس می کوبید که این کار موجب بیشتر زخمی شدن حیوان می شد.

وی اظهار داشت: البته معاینه اولیه نشان داده بود که این حیوان قبلا هم مورد اصابت گلوله قرار گرفته بود همچنین سه انگشتش هم به علت گرفتار شدن در تله قطع شده بود.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از دیده بان محیط زیست و ایرنا؛ عمارلویی تاکید کرد: به علت قطع نخاع بودن ، پلنگ کنترل ادرار و مدفوع نداشت و از آنجا که امکان نزدیک شدن به حیوان هم وجود نداشت از این رو به مرور شرایط نامطلوبی ایجاد می شد، با تمام این مشکلات تیم معالج حیوان اعم از دامپزشکان دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران و سازمان حفاظت محیط زیست تمام راه های معالجه احتمالی و یا بهترین روش نگه داری این حیوان را مورد بررسی قرار دادند اما به نتیجه ای نرسید و در نهایت تصمیم بر مرگ آسان پلنگ گرفته شد.

در 6 سال گذشته 56 قلاده پلنگ در کشور براثر حوادث مختلف ازجمله تصادفات جاده ای ، تیراندازی و مارگزیدگی تلف شدند که 10 قلاده آن در سال جاری کشته شدند.

مقاله قبلیاحضار و بازجویی چندین ساعته از یک زوج جوان نوکیش مسیحی در کرج
مقاله بعدیادامه یافتن پخش شدید پارازیت منجر به خونریزی بینی، دهان و گوش یک زندانی سیاسی گردید
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.