روز یکشنبه ۲۰ مهرماه زندانبانان ندامتگاه مرکزی کرج زندانی سیاسی علی معزی را از بند خارج و به نقطه نامعلومی منتقل کردند. از آن زمان تا کنون خانواده وی بطور مستمر به زندان اوین و دادستانی تهران مراجعه کرده اند که در آخرین مراجعه به آنها گفته شد که وی در سلولهای انفرادی بند ۲۰۹ زندان اوین تحت بازجویی قرار دارد و حق هیچ گونه ملاقات و تماس با خانواده  را ندارد.

از آنجاییکه به طورمعمول زندانیان در بند ۲۰۹ شکنجه گاه وزارت اطلاعات تحت بازجویی توأم با شکنجه های جسمی و روحی توسط بازجویان وزارت اطلاعات قرار می گیرند، بازجویان وزارت اطلاعات در حالی این زندانی سیاسی را به بند ۲۰۹ شکنجه گاه وزارت اطلاعات  منتقل کرده اند که او روز سه شنبه ۸ مهرماه در اثر حاد شدن وضعیت و شرایط جسمی اش به بیمارستان مدنی رجایی شهر با دست بند و پابند  منتقل شده بود.

او در طی مدتی که در بیمارستان بود با پابند و دست بند به تخت بیمارستان بسته شده بود. زندانی سیاسی علی معزی  علاوه بر بیماری کلیوی ، سرطان پروستات از  انسداد روده نیز رنج می برد و بنابه گفته پزشکان بیمارستان نیاز مبرم به عمل جراحی دارد اما با سرم و مسکن بطور موقت وی را درمان نمودند و قرار بود که وی روز سه شنبه ۲۲ مهرماه تحت عمل جراحی قرار گیرد. وضعیت و شرایط جسمی این زندانی سیاسی دهه ۶۰ به غایت حاد می باشد و جان وی در معرض خطر جدی قرار دارد.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران، انتقال  زندانی سیاسی علی معزی به بند ۲۰۹ زندان اوین شکنجه گاه وزارت اطلاعات و تحت بازجویی و فشارهای جسمی و روحی قرار دادن وی در حالی که  وضعیت  جسمی او حاد می باشد  وپزشکان  با توافق زندان  زمان انجام عمل جراحی وی  را  برنامه ریزی کرده بودند را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی  برای پایان دادن به نقض حقوق بشر در ایران خواستار ارجاع پرونده جنایت علیه بشریت آخوند علی خامنه ای و سایر آخوندهای همدست وی به شورای امنیت سازمان ملل متحد است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی درایران

۵ آبان ۱۳۹۳ برابر با۲۷ اکتبر ۲۰۱۴

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید

کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد

گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد

سازمان عفو بین الملل

مقاله قبلیزندگی مخفی مریلین مونرو سریال می‌شود
مقاله بعدیاعتراض کانون شهروندی زنان به بازداشت مهدیه گلرو
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.