بیانیه زندانیان سیاسی زندان مرکزی زاهدان در مورد وادار کردن زندانیان سیاسی و خانواده های افراد اپوزسیون ایران به اعترافات تلویزیونی تحت عنوان مستند که در تلویزیونهای دولتی با پول ملت ایران بر علیه آنها بکار گرفته می شود و باعث شکنجه های روحی مردم ایران می شود را محکوم می کند این برنامه های انزجار آور توسط وزارت اطلاعات تهیه و به نمایش گذاشته می شود .

این نمایشها باعث خشم مردم ایران نسبت به اعمال پلید بازجویان وزارت اطلاعات رژیم ولی فقیه شده است . زندانیان سیاسی به آخرین شوی تلویزیونی نمایشی نفرت آور اشاره می کنند و آن را رد و محکوم می کنند .

 به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان ازفعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران؛ این بیانیه جهت انتشار در رسانه ها در اختیار رسانه ها قرار داده شده است.

متن بیانیه به قرار زیر می باشد:

بسم الله الرحمن الرحیم ،

مدتی پیش از شبکه ۳ سیمای ایران مستندی با نام «رویای سیاه» پخش شد مبنی بر اینکه کسانیکه در پادگان اشرف و کمپ لیبرتی بسر می برند اسیر سازمان مجاهدین خلق هستند. در این مستند با تعدادی از خانواده های کسانیکه در پادگان اشرف بودند مصاحبه هایی انجام شده که آنها می گفتند ما برای ملاقات با فرزندان خود به عراق رفتیم و سازمان به ما ملاقات نداد .

اما صحبت های آنها کاملا اشتباه است زیرا مجاهدین کسانی هستند که برای حق و حقوق ملت ایران قیام کرده اند چنین نسبتهایی شایسته آنها نیست .آنها راحتی و آسایش خود را بخاطر ملت فدا کرده اند. حتی زیر توپ و خمپاره های مزدوران رژیم قرار گرفتند و جانهای خود را از دست داده اند و تعداد زیادی اعدام شده اند و تعدادی هنوز اسیر رژیم هستند .

اما آنها که در پادگان اشرف و لیبرتی حضور دارند اسیر نیستند بلکه عضو سازمان مجاهدین خلق هستند .

اسیر عبدالواهب ریگی و مهرالله ریگی هستند که در سن ۱۸ و ۱۷ سالگی به دست ماموران رژیم دستگیر و ماهها در وزارت اطلاعات بدون ملاقات بسر برده اند و ماهها در قرنطینه زندان زاهدان بدون ملاقات و تلفن بوده اند و ماهها مدت طویل بدون تلفن و ملاقات در تبعید بودند که خانواده هایشان از آنها هیج خبری نداشتند و اسیر مالک میر بلوچ زهی معروف به حمزه ریگی است که ۴ سال بدون ملاقات در سلولهای انفرادی وزارت اطلاعات قرار دارد .

ما زندانیان سیاسی زندان مرکزی زاهدان مرکز بلوچستان ایران این مستند و برنامه هایی از این قبیل را محکوم می کنیم.

زندانیان سیاسی زندان مرکزی زاهدان

شهریور ۱۳۹۲

مقاله قبلیفرش قرمز چینی‌ها زیر پای ستارگان سینما
مقاله بعدیتحصن ده ها نفر از خانوداه های اهل تسنن مقابل رئیس دفتر قوه قضاییه و محاصره آنها توسط گار ویژه
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.