پنج زن درویش محبوس در زندان قرچک در نامه‌ای خطاب به محمدی رئیس زندان قرچک از او خواسته‌اند تا با عمل به آیین‌نامه اجرایی زندان‌ها زنان درویش را در بندی عاری از مواد مخدر و دخانیات و در کنار یکدیگر تجمیع کند.

شکوفه یداللهی، الهام احمدی، سپیده مرادی، سیما انتصاری و شیما انتصاری پنج زن درویش محبوس در زندان قرچک که پس از بازداشت خشونت‌آمیز در یکم اسفند سال گذشته در خیابان گلستان هفتم تا امروز بی‌وقفه در بازداشت بوده‌اند بارها از سوی مسئولان زندان قرچک مورد تهدید و توهین قرار گرفته‌اند.

این زنان که پس از درگیری خردادماه گارد زندان قرچک از یکدیگر جدا و به بندهای مختلف منتقل شده‌اند بارها به مسئولان زندان هشدار داده‌اند تا به مواد و مندرجات آیین‌نامه اجرایی زندان‌ها عمل کنند. طبق این آیین‌نامه، سازمان زندان‌ها موظف است زندانیان را بر اساس نوع جرم در زندان‌های متناسب نگهداری کند اما زنان درویش به‌رغم اتهام امنیتی، در میان زندانیان مواد مخدر، سرقت، قتل و بزه‌های اجتماعی نگهداری می‌شوند.

پیش‌تر این زنان با انتشار فایل‌های صوتی از وضعیت فاجعه‌آمیز زندان قرچک که پیش‌تر مرغداری بوده است اطلاع‌رسانی کرده بودند اما به‌جای رسیدگی به خواسته‌ی قانونی‌شان با شکایت رئیس زندان قرچک به «نشر اکاذیب، اخلال در نظم زندان و تمرد از دستور مأموران» متهم شدند.

الهام احمدی یکی از این زنان که دو بار پیاپی با شکایت رئیس زندان قرچک دادگاهی شده، برای یکی از پرونده‌ها به تحمل ۱۴۸ ضربه شلاق محکوم شده است.

سه نفر از این زنان اینک در بندی نگهداری می‌شوند که پیش از این زندانیان مالی در آن مستقر بودند اما مسئولان زندان قرچک با انتقال زندانیان مالی، شماری از زندانیان مواد مخدر و قتل و سرقت را وارد بند کرده و این زنان را با تهدید جسمی و جانی مواجه کرده‌اند.

در بین این زنان، شکوفه یداللهی که هنگام بازداشت به شکستگی جمجمه دچار شده است درنتیجه‌ی بی‌توجهی مسئولان زندان و عدم اعزام به بیمارستان دچار سردردهای مزمن شده و با توصیه‌ی پزشک باید در بندی پاکیزه نگهداری شود.

همچنین سیما انتصاری دیگر درویش زن محبوس در زندان قرچک در زمان بازداشت مورد اصابت گلوله ساچمه‌ای مأموران انتظامی قرار گرفته و با وجود گذشت نزدیک به یک سال از حادثه‌ی گلستان هفتم هنوز این ساچمه‌ها از پای او خارج نشده‌اند.

این زنان بارها به دلیل شکایت از وضعیت زندان قرچک و برخورد مسئولان زندان مورد اهانت و ضرب و جرح قرار گرفته و در نوبت‌های طولانی از حق مکالمه و ملاقات محروم شده‌اند.

به گزارش مجذوبان نور؛ مردان درویش محبوس در زندان فشافویه نیز که به وضعی مشابه زنان زندانی مبتلا هستند پیش‌تر با تحصن مقابل افسرنگهبانی تیپ ۳ آن زندان خواستار آزادی زنان درویش شده بودند اما تجمع مسالمت‌آمیز آنان که از ۲۲ خرداد آغاز شده بود روز هفتم شهریور با حمله‌ی گارد زندان به درویشان زندانی به پایان رسید و در نتیجه‌ی این حادثه قریب به ۱۰۰ درویش در بندهای جرائم اجتماعی نظیر قتل و سرقت و مواد مخدر پراکنده شدند.

مقاله قبلیبانکدار باسابقه آلمانی سرپرستی کانال مالی اروپا با جمهوری اسلامی را بر عهده می‌گیرد
مقاله بعدیفدراسیون صنایع آلمان: ساز و کار تجارت با جمهوری اسلامی در درازمدت جواب نمی‌دهد
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.