بنابه به گزارشات رسیده یکی از زندانیان بی دفاع نزدیگ به ۱ سال است که گلوی وی دچار غده ای گردیده است که قادر به خوردن ، نوشیدن نیست و به سختی قادر به تنفس می باشد اما از انجام عمل جراحی و درمان وی خوداری می کنند.

زندانی غلام مرادپور ۴۲ ساله که ۵ سال است در سلول۱۱ بند ۲ زندان بندرعباس زندانی می باشد. او متاهل و دارای ۲ فرزند می باشد و به ۱۲ سال زندان به اتهام سرقت مسلحانه محکوم شده است.

این زندانی حدودا یک سال پیش غده ای در سمت راست گلویش از درون شروع به رشد کردن نمود و به مرور این غده به حدی بزرگ گردید که او به سختی قادر به خوردن غذا و نوشیدن آب بود و همزمان وزن وی رو به کاهش گذاشت.

او بارها به بهداری زندان مراجعه نمود اما از درمان جدی وی خوداری کردند.پس از گذشت ۸ ماه و حاد شدن وضعیت جسمی اش و علاوه بر عدم خوردن غذا و آب مجاری تنفسی وی در حال انسداد است نهایتا ناچارشدندکه اقدام به انجام یک سری آزمایشات علیه وی نمایند .

پزشکان خارج از زندان پس از دیدن نتایج آزمایشات اعلام کردند که باید او را مورد عمل جراحی قرار دهند و غده را از بدنش خارج کنند.

زندانبانان اقدام به انتقال این زندانی به بیمارستان شهید محمدی بندر عباس نمودند. در آنجا به این زندانی گفته شد که ابتدا می بایست ۲.۵ میلیون تومان به حساب بیمارستان واریز نماید تا آنها عمل جراحی را انجام دهند. اما این زندانی قادر به پرداخت این مبلغ نبود و به آنها هم اعلام کرد که من قادر به پرداخت این مبلغ نیستم. او پس از ۱۱ روز بستری بودن در بیمارستان بدون انجام عمل جراحی و درمان او را به زندان بازگرداند.

زندانی غلام مرادپور حدود ۱ ماه است که از بیمارستان به زندان بازگردانده شد .مجاری تنفسی وی در حال انسداد کامل است و قادر به خوردن غذا و نوشیدن آب نیست. او قبل از این بیماری ۸۵ کیلوگرم وزن داشت ولی در حال حاضربه زیر ۵۰ کیلوگرم کاهش یافته است و با دردهای جانکاه و فشارهای طاقت فرسا مواجه است و در حال زجرکش شدن و مرگ تدریجی است.

بنابه گفته بستگانش در صورت عدم رسیدگی پزشکی او در طی کمتر از ۱۰ روز فوت خواهد کرد.این چندمین زندانی است که به این شکل فجیع در حال جان باختن است.

مرسلپور رئیس زندان بندر عباس مانع پرداخت هزینه درمان این زندانی است و این زندان را به کشتارگاه تبدیل نموده است.

از طرفی دیگر زندانیان که به اتهام سرقت دستگیر می شوند تمامی داراییهای آنها مصادره می شود که از جمله آن حسابهای شخصی وسایل شخصی همسر و فرزندان مانند طلا و جواهرات و غیره آنها تحت عنوان مال نامشروع به غارت برده می شود.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، عدم درمان زندانیان بی دفاع و زجرکش کردن آنها را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی خواستار ارجاع پرونده جنایت علیه بشریت آخوند علی خامنه ای و سایر آخوندهای همدست وی به دادگاه جنایی بین المللی است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

۱۳آبان۱۳۹۲ برابر با ۴ نوامبر۲۰۱۳

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید

دبیر کل سازمان ملل متحد آقای بان کی مون

کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد

گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد

سازمان عفو بین الملل

مقاله قبلییک نماینده اصولگرا از حضور صدها گردان ایرانی در سوریه میگوید
مقاله بعدیبازداشت 4 ایرانی و یک افغان در فرودگاه ونزوئلا به دنبال تلاش برای سفر غیر قانونی به کانادا
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.