بنابه گزارش ارسالی حداقل ۶ زندانی در روز جهانی حقوق بشر از بندهای مختلف زندان گوهردشت کرج جهت اجرای حکم ضد بشری اعدام به سلولهای انفرادی منتقل شدند.

روز سه شنبه ۱۹ آذر ماه حداقل ۶ زندانی از بندهای ۶ و۷ زندان گوهردشت کرج به سلولهای انفرادی منتقل شدند. سنین آنها بین ۲۵ و۴۰ سال می باشد. آنها به اتهام سرقت محکوم به اعدام شده اند.

اسامی ۶ زندانی که به سلولهای انفرادی منتقل شده اند به قرار زیر می باشد ۳ تن از آنها برادر می باشند:

یونس کنانی ، سامان کنانی وفرزاد کنانی برادر می باشند و رضا کنانی پسر عموی آنها است .زندانی دیگری به نام سیاوش شفیع پور می باشد همگی آنها از بند ۷ به سلولهای انفرادی منتقل شدند.

زندانی رضا از بند ۶ زندان گوهردشت کرج به سلولها انفرادی منتقل شد.

این ۶ زندانی در حالی روانه سلولهای انفرادی جهت اجرای حکم ضدبشری اعدام می شوند که جهانیان، روز جهانی حقوق بشر را گرامی میدارند. رژیم ولی فقیه آخوند علی خامنه ای بار دیگر ضدیت خود را با مناسبتهای جهانی نشان داد.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، اعدام های جمعی و ضد بشری که رژیم ولی فقیه بصورت لاینقطع برای ایجاد فضای رعب و وحشت در جامعه بکار می برد را به عنوان جنایت علیه بشریت محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی خواستار پایان دادن به سکوت و بی عملی خود در مقابل جنایتهای رژیم ولی فقیه که حتی در روز جهانی حقوق بشر مرتکب آن می شود،است و همچنین خواهان ارجاع پرونده جنایتکاران علیه بشریت به دادگاه جنایی بین المللی است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

۲۰ آذرماه ۹۲ برابر با ۱۰ دسامبر ۲۰۱۳

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید

کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد

گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد

گزارشگر ویژه اعدام سازمان ملل متحد

سازمان عفو بین الملل

مقاله قبلیانتشار آگهی فروش دختران سوری!
مقاله بعدییک کارت پستال سیاه و سفید برای وداع با نلسون ماندلا
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.