در روزهایی که خبر کشتار مردم ایران از سراسر کشور میرسد، رویترز روز گذشته طی ۱۲ ساعت متوالی، هر ساعت یک پست علیه شاهزاده رضا پهلوی منتشر کرد. این پستها با نظمی کاملاً حسابشده، دقیقاً در دقیقهی ۱۵ هر ساعت، از ساعت ۱۱:۱۵ تا ۰۰:۱۵ به وقت گرینویچ، بدون وقفه انتشار یافتند و همگی یک هدف مشخص را نشانه گرفته بودند.
در حالی که خون مردم ایران بر زمین ریخته میشود، رویترز بهجای پرداختن به سرکوب و کشتار، انرژی و صفحات خود را صرف حملهی هماهنگ به بزرگترین رهبر اپوزیسیون ایرانی کرد. چنین نظم و تکرار مهندسیشدهای دیگر در چارچوب روزنامهنگاری حرفهای قابل توضیح نیست؛ این الگو، ویژگیهای یک عملیات هماهنگ رسانهای را دارد، نه گزارشگری مستقل.
همراهی این حملات با کشتار مردم و اعدامهای رو به افزایش معترضان قیام دیماه، نمایانگر یک چیز خواهد بود: وارونه جلوه دادن واقعیات و بازدارندگی از سقوط نظام خونریز و کشتارگر، درست همانند رویهی همیشگی بیبیسی فارسی.
واقعیتی که این رویداد بار دیگر بر آن مهر تأیید زد این است: شورشیان ۵۷ تنها دشمنان مردم ایران نبوده و نیستند. بخشی از رسانههای غربی و برخی بهاصطلاح «کارشناسان ایران» نیز آگاهانه مسیری را برگزیدهاند که در آن، همزمان با کشتار مردم، بزرگترین رهبر اپوزیسیون ایرانی بدنام میشود، او هدف حمله قرار میگیرد و واقعیت وارونه جلوه داده میشود؛ آن هم برای کسب اعتبار نزد رژیم در پیشگاه افکار عمومی آمریکا و اروپا.
ایرانیان بهروشنی میبینند هر رسانه و هر فرد در این برهه در کجا ایستاده است. تاریخ به یاد خواهد داشت که در لحظهی کشتار مردم ایران، چه کسانی سکوت را برگزیدند و چه کسانی آگاهانه در کنار جلادان قرار گرفتند.






