روهینگیا رهایمان نمی کند؛ هر شکلی از ظلم، نسبت به هر موجودی زشت و محکوم است

0
99

دکتر کاوه احمدی علی آبادی

عضو هئیت علمی دانشگاه آبردین با رتبه پروفسوری

عضو جامعه شناسان بدون مرز(ssf)

هر کس به طریقی اعتراضات اش را می تواند اعلان کند؛ گاه با کلمات، گاه با تظاهرات و اعتراضات، گاه با گفتگو و مذاکره، گاه با دید و بازدید و البته گاه با سکوت. به خصوص وقتی در جایگاهی باشید که همگان توقع واکنشی از طرف شما داشته باشند، هر لحظه که می گذرد سکوت تان برای کسانی که انتظار واکنشی از طرف تان را داشته باشند، سنگین و سنگین تر می شود و آنان را وادار به واکنش می کند، تا آن به سفنونی اعتراضی همگانی و جهانی بدل شود که برای توقف عملی –و نه لفظی و برای رفع مسئولیت یا نه حتی برای رفع عذاب وجدان- تضییع حقوق انسان ها لازم است که می بینیم دارد چنین نیز می شود.

در اوج فرار پناهندگان از نبردهای اخیر خاورمیانه بود که بانو آنگلا مرکل خطاب به معترضانی که جوامع اروپایی را فاقد ظرفیت مکفی برای پذیرش آوارگان و پناهندگان می دانستند، جمله ای گفت که هر وقت از ذهنم می گذرد، بی اختیار مو بر تنم راست می شود (و “تو گویی همواره برایم تازگی دارد”): «به فرزندان خود خواهیم گفت که آوارگان عراق و سوریه به ما پناه آوردند، در حالی که مکه و مدینه (شهرهای مقدس شان) به آنان نزدیک تر بود».

واقعیت این است که ابعاد تبعیض و ستم به مردم روهینگیا در هر پاسخی که از طرف مقامات، نظامیان و حتی اهالی میانمار داده می شود، “نه تنها توجیه نمی شد که مدام بیشتر عمق فاجعه را نشان می دهد”. گاه می گفتند، اهل میانمار نیستند. تو گویی انسان نیستند! گاه می گویند به کار بردن لفظ روهینگیا خود در نزد مردم میانمار مناسب نیست!! که خود اوج تبعیض را نشان می دهد که هویت گروهی کتمان می گردد و دیگران اصرار داشته باشند تا هویت شان همان باشد که بقیه می پسندند و تعیین می کنند. ارتش مدعی است خانه هایشان را خودشان آتش می زنند!؟ حتی اگر چنین باشد، نشان از اوج استیصال دارد که کسی زندگی و هست و نیست اش را آتش زند. اصلاً اگر غیرمیانماری، غیرقانونی، خاطی، مجرم هم که باشند، دارای حقوقی انسانی اند، که هیچ کسی حق ندارد، بدان سبب به زور وادار به مهاجرت شان کند، خانه های شان را آتش زند، چه رسد که بدان ها تجاوز کند یا بکشدشان…

حرکت پاپ در سفر بدانجا و گفتگو و دعوت برای توقف این ظلم ها و تبعیض ها، حکایت از درک درست “رسالت یک مسیحی حقیقی” داشت. او بدون این که کسی را تحریک کند، توانست پیام خود را منتقل کند و نه فقط به کاتولیک های میانماری نشان دهد که وظیفه یک مسیحی حقیقی چیست (و نه فقط شرکت در مراسم دینی و مذهبی) که به جهانیان نشان دهد، “تعهدات اخلاقی یک رهبر معنوی به ورای پیروان رسمی دین خود برمی گردد”. واقعیت این است که مسأله “مسلمانی” روهینگیایی ها تنها دلیل اعمال تبعیض اهالی میانمار نیست و جدای از بوداییان تندرو، به خصوص مقامات و نظامیان ارتش میانمار به سبب انواعی از عوامل متأسفانه چنین رفتارهای غیرانسانی را روا می دارند. همین دیروز بود که تعدادی از جنایتکاران جنگی در نبردهای یوگسلاوی، محاکمه و محکوم شدند، در حالی که از نظر برخی از ملی گرایان تندروی شان، هنوز یک قهرمان ملی بوده هستند.

بانو آنگ سان سوچی نیز مورد انتقادات قرار گرفته چون سکوت او نه به نشانه اعتراض که به سبب ترس از واکنش افکار عمومی مردم میانمار تعبیر شده است. واقعیت این است که جدای از آن که چه میزان سخنان وی می توانسته روی فرماندهان ارتشی موثر بوده است، “رسالت یک رهبر مردمی بزرگ، سوار شدن بر امواج موافق نیست”، که “گاه ایستادن در مقابل شان است، حتی اگر ریسک از کف رفتن اقبال عمومی وجود داشته باشد”، (حداقل از آنان انتظار می رود) باید بدانند که چه وقت، در چه موقعیتی و چگونه مقابل امواج مخالف بایستند، ولو که بعضاً حتی تاریخ نیز آنان را درک نکند، اما “چه بسا مسیر تاریخ را بدرستی تغییر دهند”. گاندی از جمله این رهبران بود که با یک اشاره میلیون ها هندی را به خیابان ها و صحنه می کشاند، اما وقتی طی یکی از همین فراخوان ها، معترضان، تعدادی از پلیس های هندی را کشتند، دستور توقف اعتراضات را داد. نهرو و برخی دیگر از رهبران هند با تعجب به وی گفتند که شما رهبر بزرگ مردم هند هستید که حالا تمام شبه قاره به خاطر فراخوان شما به پا خواسته و اینک فرصتی مناسب برای تداوم اعتراضات برای تأثیرگذاری بیشتر و رسیدن به هدف نهایی است و نه توقف شان. گاندی پاسخ داد، پس از اتفاقاتی که اخیراً افتاده آن عنوان (رهبر بزرگ هند) چیزی به جز شرمندگی نیست! زمانی که با وجود تلاش های گاندی برای اتحاد هندوستان، رهبران و مردم پاکستان را مصمم به جدایی از هندوستان یافت، “بدان رضایت داد” که باز مورد اعتراض بسیاری واقع شد و زمانی که فهمید برخی از مسلمانان پاکستانی توسط هندوهای متعصب اذیت و آزار می شوند، گفت: من یک مسلمان، یک بودایی، یک مسیحی، یک هندو … هستم. و به نشانه اعتراض بدان آزار و اذیت مسلمانان تجزیه طلب پاکستان، اعتصاب غذا کرد و به حدی رسید که چشم هایش نمی دید و گوش هایش به سختی می شنید تا نهرو و سایر رهبران به نزدش رفتند و به او اطمینان دادند که جلوی واکنش های متعصبانه نسبت به اقلیت ها گرفته شده است. اما هندوهای متعصبی بودند که می آمدند و به در خانه اش سنگ پرت می کردند و گاندی اطرافیان را حتی از برخورد با آنان منع می کرد. هنوز گاندی در هند آن میزان محبوب نیست که در تمام جهان محبوب و به کرات الهام بخش است، و هستند ملی گرایان یا هندوهای متعصبی که اعتقاد دارند، او باید به هر طریقی مانع از تجزیه هندوستان می شد؛ اما بی شک دیگر گاندی نبود و می شد مثل بسیاری از سیاستمداران عادی دیگر جهان.

در میان واکنش ها به آنچه بر سر مردم روهینگیا گذشت، تعدادی از اسلام گرایان زشت ترین رفتارها را داشتند و آن راه انداختن دکانی برای محکومیت غرب و غیرمسلمانان و کاسبی با خون دیگران جهت سوءاستفاده و بهره برداری سیاسی از آن به نفع خود و از آن بهانه ای ساختن برای توجیه جنایاتی که در خاورمیانه توسط مزدوران خودشان مرتکب شده و می شوند (بدون این که نیاز باشد نامی از آنان ببریم، رفتارشان تاکنون گویای شخصیت شان بوده که همگان آنان را می شناسند). البته وقایع رخ داده حسابی آنان را رسوا ساخت و واکنش جهانی آنقدر وسیع بود که نشان داد، بخش بزرگی از جامعه جهانی مسئولانه و انسانی هر گونه تبعیض و جنایت نسبت به هر انسانی –جدای از دین و قوم و نژاد و ملیت و غیره- را محکوم کرده و نسب بدان واکنش نشان می دهد.

باری، مقامات چینی با طرح سه مرحله ای که برای توقف درگیری های بین ارتش و روهینگیایی ها دادند -که گویا مورد توجه مقامات میانمار و بنگلادش نیز واقع شده، امیدهایی را برای توقف این وقایع دهشتناک، زنده ساخته است و “امیدوارم مقامات چین با پیگیری جدی آن”، هر چه زودتر وجدان زخم خورده جهانیان را کمی التیام بخشند و با توجه به نفوذی که چین روی ارتش میانمار دارد، ایکاش زودتر با وساطت شان، جلوی این وقایع غیرقابل قبول را می گرفت.

 

 

مطلب قبلیدهقان فداکار درگذشت
مطلب بعدینیچروان بارزانی: همه‌پرسی تمام شد
دکتر کاوه احمدی علی آبادی
دکتر کاوه‌ احمدی‌ علی‌آبادی‌ تاکنون تحصیلات دانشگاهی را در مقطع دکترای جامعه شناسی (Ph.D) با عنوان دانشجوی ممتاز از تگزاس و مقطع فوق‌ دکترای‌ (Post Doctoral of Philosophy) فلسفه‌ علم‌ به همراه گواهی "ارزیابی کمال" از دانشگاه‌ آبردین‌ (Aberdeen) در داکوتای‌ جنوبی‌ آمریکا به پایان رسانده و و اینک عضو هیئت علمی (ACADEMIC BOARD) دانشگاه آبردین (ABERDEEN) با رتبه پروفسوری (PROFESSORSHIP) است. ایشان موفق به دریافت درجه دانشمندی (scientist) در رشته فلسفه علم با رساله "روش شناسی علم و فلسفه" و انتخاب به عنوان دانشمند برجسته (Distinguished scientist) سال 2008 از طرف دانشگاه آبردین شدند. دارای 14 عنوان کتاب چاپ شده، 6 عنوان در نوبت چاپ، بیش از 45 پژوهش و مقاله علمی از کنفرانس ها و همایش های ملی و بین المللی و فراتر از 120 عنوان مقاله در نشریات کثیرالانتشار بوده و دارای 11 جایزه و لوح تقدیر و سپاس از جشنواره ها و مراکز علمی و آکادمی مختلف است. در حال حاضر ایشان عضو جامعه شناسان بدون مرز (Sociologists without borders (ss هستند.