روز جهانی زن بر همگان گرامی باد!

0
158

با تمام ستم هائی که برخی از مردمان گیتی نسبت به زنان دنیا روا داشته اند؛ با همه تنگ نظری هائی که بعضی از مردم در بیشتر نقاط این گیتی پهناور، به موجود بی نظیری مانند زن داشته اند؛ و نیز با بسیاری از کنش های نادرست خود زنان عالم، که بر خویشتن خویش و بر آنچه که وی را از دیگر موجودات هستی متمایز می کند انجام داده اند. اما خوشبختانه بخش گسترده تری از این خلقت با شکوه آفرینش، هم خودشان را به خوبی شناخته اند؛ و هم به نیکوئی دریافته اند، که چگونه باید از این جایگاه رفیعی که آفریدگار جهان به ایشان ارزانی داشته حفاظت کنند و آن را گرامی بدارند.

یک زن خوب و کامل، چه محسناتی دارد، که وی را شایسته برخورداری از چنین مقام شامخی در دنیا می کند؟ زن هم مانند بسیاری از مخلوقات گیتی، از پوست و گوشت و استخوان، و سایر ارگان های موجود در اندام یک آدم و یا دیگر پستانداران جهان و در سیستم حیاتی یک موجود زنده ساخته شده، و برای ادامه زندگی کل آفرینش، به ویژه نسل آدم در میان همه مخلوق جهان است. اما چنانچه شاهد هستیم و درک می کنیم؛ گوئی که آفریدگار این جهان و کل کائنات، زنان را با هدف خاصی ساخته و پرداخته است!

 این هدف ویژه، غیر از مورد ادامه یافتن و پا بر جائی روال جهان و کل دستگاه آفرینش، و تولید مثل جهت ادامه یافتن زندگی در دنیا، اهمیت های دیگری را نیز شامل می گردد. که همگی مردمان گیتی قادر به درک و فهم آن نیستند. آنانی هم که به این مهم دست یافته اند؛ از دو گروه با دو گونه دیدگاه نسبت به این موضوع تشکیل شده اند. افرادی که در گروه کوچک تر قرار دارند؛ یافته های خودشان در باره خصوصیات بارز و پر اهمیت زنان را، بدون تنگ نظری و ریاکاری که گروه دیگر دارد؛ درون جوامعی که زندگی می کنند مطرح می نمایند. ولی گروه بزرگ تر از کسانی که می دانند زنان دارای کدام ویژگی های برتر می باشند؛ چون ذات خودشان آمیخته به حسادت و خودبرتر بینی است؛ در نهایت بخل و حسد، نه آنکه به مطرح نمودن خصوصیات برتر زنان نسبت به دیگر موجودات هستی نمی پردازند؛ و با کوته نظری، اهمیت وجود زنان در دنیا را نادیده گرفته و کوچک ترین اشاره ای به آن نمی کنند!

در نهایت تأسف، در میان این گروه تنگ نظر، که به خوبی بر اهمیت وجود زن در دنیا آگاهی کامل دارند. برخی از زنانی هستند؛ که مانند دیگر هم نوعان خوب و مثبت خویش در جهان، از چنین محسناتی بی بهره اند؛ و به همین دلیل آشکار، همواره به دنبال نقاط ضعف زنان می گردند؛ تا زنان را، از اوج اهمیتی که طبیعت و آفرینش به ایشان ارمغان نموده اند؛ به پائین بکشند و برتری های آنان را کتمان کرده و نادیده بگیرند!

 در جهان و کشورهای موجود در آن، مناسبت های گوناگونی در میان ملت های آن ممالک وجود دارند؛ که نزد اهالی آن سرزمین ها، بسیار گرامی داشته می شوند؛ و مردم (زنان و مردان در هر کشوری) برای آنها ارج و منزلت ویژه ای را قائل می باشند. از جمله این مناسبتها، گرامیداشت ” روز جهانی زن ” در سراسر دنیا است..

متأسفانه همانطوری که در بالا اشاره شد؛ در این گیتی پهناور، زنهائی هم هستند، که مانند بقیه زنهای جهان، شایستگی تقدیر شدن در چنین روز مهمی را ندارند؛ و اگر اینها را نیز در کنار دیگر زنان برجسته و شایسته جهان بگذاریم و به همان چشم کرامت بخش به ایشان بنگریم؟ نسبت به آن دسته از زنانی که با تمام وجودشان ” زن ” هستند؛ و خصوصیات بارز چنین موجود بی همتائی را در خویشتن خودشان دارند ظلم می شود؛ و حق برتری شان از بین می رود!

گردو گرد است، و کره زمین نیز از دیدگاه کسانی که به علوم ریاضی و فیزیک آشنائی ندارند گرد و دایره ای شکل می باشد؛ که البته به گفته برخی از دانشمندان دو رشته بالا، کره زمین کاملا گرد نیست. بلکه به شکل بیضی و تخم مرغی است. آیا ارزش یک گردو با بها و منزلت این کره خاکی عظیم و آکنده از همه خوب و بدهای موجود در دنیا یکی است؟ کوچکترین تردیدی وجود ندارد، که به هیچوجه چنین نیست و نباید هم باشد. می دانم که قیاس میان یک گردوی کوچک، با پدیده بسیار بزرگ و مهمی مانند کره زمین، مقایسه نسبتا صحیحی نیست؛ ولی از دید من منطقی به نظر می رسد، که با دیدن هر چیز گردی، هر قدر هم که بزرگ باشد؛ به اندازه کره زمین به آن بها ندهیم. و جایگاه هر کدام از این دو را، به نسبت فواید و اهمیتی که دارند بسنجیم و مشخص بنمائیم. چون به سبب مشابهت شکل ظاهری دو چیز، نمی توان هر دوی آنها را، در یک رده از امتیاز قرار داد.

 تفاوت میان زنان شایسته، با زن هائی که جلوه های کمتری از شایستگی و برتری را در خود دارند؛ کاری غیر منطقی و ناصحیح است. چون ” روز جهانی زن ” متعلق به آن زنی است، که از تمام وجودش برای هر چه بهتر و اصولی تر تربیت نمودن فرزندانش مایه بگذارد؛ و از تمام سرمایه اندیشه های صحیح و وقت و تندرستی خودش، برای به ثمر رساندن فرزندانی که به دنیا آورده هزینه بکند. ” روز جهانی زن ” متعلق به آن بانوی ارزشمندی است؛ که با کار سرایداری کردن یک مدرسه، یا یک دانشکده،  که از سحرگاه هر روز، پا به پای همسر زحمتکش خویش، با نظافت نمودن دهها اتاق و سالن کوچک و بزرگ در آن مدرسه یا دانشکده، در اداره نمودن امور زندگی مشترک همسر و کودکان شان، با وی همکاری می کند؛ و شانه به شانه مرد خانواده که با یکدیگر همکاری مفیدی هم دارند؛ چرخ عظیم زندگی شان را بچرخانند. اشتباه نشود، آنانی که در صدها سال پیش، به زنان ایرانی با چنین دیدگاهی می نگرستند: ” زن خوب و فرمانبر و پارسا**** کند مرد درویش را پادشا(پادشاه) کاملا با آنچه که نگارنده این مطلب، مایل است که به آن اشاره داشته باشد. کیلومترها با مفهومی که در بیت بالا وجود دارد؛ با آن فاصله داشته و متفاوت است!

به پندار من، فرمانبرداری کردن زنان از همسران خودشان که در بیت بالا آمده است؛ کاملا مطرود به نظر می رسد. زیرا زنان و شوهران آنها، براساس حکومت یک دموکراسی کامل میان اعضای یک خانواده، با خودشان و فرزندان خویش مماشات می کنند. در چنین خانواده ای ، هیچکدام از آنها نباید از آن دیگری فرمانرداری نماید. چون آنان موظف اند، اشتباهات همدیگر را با مسالمت کامل به یکدیگر گوشزد کنند. در چنین خانواه ای، آنقدر محبت بی دریغ در میان ایشان جاری و ساری است؛ که هیچکدام از ایشان، کوچک ترین احساس برتری نسبت به دیگران درون پایگاه کوچک شان را ندارند ” روز جهانی زن ” متعلق به آن زنی نیست؛ که از مادر بودن، فقط زائیدن اش را انجام می دهد؛ و با چند بهانه ناچیز و پیش پا افتاده، فرزندش را به امید خدا و بدون مادر رها کرده و رفته است! این روز مهم، متعلق به آن زنی نیست، که مدام در انتظار گرفتن همه گونه سرویس های عاطفی و مادی و معنوی از شوهرش باشد؛ اما خودش هیچگاه در این زمینه ها، سر کیسه مهر و محبت اش نسبت به مرد همراه زندگی اش را شل ننموده، که ذره ای به همسرش سرویس مهر و عاطفه بدهد!

با جلوه های ظاهری می توان زیباتر شد؛ اما جهت داشتن جلوه های بارز درونی و اخلاقی، نیازمندیم که انسانی کامل باشیم. تا در این رهگذر، چه مرد و چه زن، فقط به شایستگی های یک انسان کامل دست بیابیم. و با چنین روشی فرزندان خویش را، برای حضور در جوامع انسانی بسازیم و آماده کنیم!

محترم  مومنی

 

مطلب قبلیچینی‌ها در قشم بانک تاسیس می‌کنند
مطلب بعدیاجرای کنسرت «مستقل» در دانشگاه‌ها ممنوع شد
محترم مومنی روحی
شرح مختصری از بیوگرافی بانو محترم مومنی روحی او متولد سال 1324 خورشیدی در شهر تهران است. تا مقطع دبیرستان، در مجتمع آموزشی " فروزش " در جنوب غربی تهران، که به همت یکی از بانوان پر تلاش و مدافع حقوق زنان ( بانو مساعد ) در سال 1304 خورشیدی در تهران تأسیس شده بود؛ در رشته ادبیات پارسی تحصیل نموده و دیپلم متوسطه خود را از آن مجتمع گرفته است. در سال 1343 خورشیدی، با همسرش آقای هوشنگ شریعت زاده ازدواج نموده؛ و حاصل آن دو فرزند دختر و پسر 47 و 43 ساله، به نامهای شیرازه و شباهنگ است؛ که به او سه نوه پسر( سروش و شایان از دخترش شیرازه، و آریا از پسرش شباهنگ) را به وی هدیه نموده اند. وی نه سال پس از ازدواج، در سن بیست و نه سالگی، رشته روانشناسی عمومی را تا اواسط دوره کارشناسی ارشد آموخته، و در همین رشته نیز مدت هفده سال ضمن انجام دادن امر مشاورت با خانواده های دانشجویان، روانشناسی را هم تدریس نموده است. همزمان با کار در دانشگاه، به عنوان کارشناس مسائل خانواده، در انجمن مرکزی اولیاء و مربیان، که از مؤسسات وابسته به وزارت آموزش و پرورش می باشد؛ به اولیای دانش آموزان مدارس کشور، و نیز به کاکنان مدرسه هائی که دانش آموزان آن مدارس مشکلات رفتاری و تربیتی داشته اند؛ مشاورت روانشناسی و امور مربوط به تعلیم و تربیت را داده است. از سال هزار و سیصد و پنجاه و دو، عضو انجمن دانشوران ایران بوده، و برای برنامه " در انتهای شب " رادیو ، با برنامه " راه شب " اشتباه نشود؛ مقالات ادبی – اجتماعی می نوشته است. برخی از اشعار و مقالاتش، در برخی از نشریات کشور، از جمله روزنامه " ایرانیان " ، که ارگان رسمی حزب ایرانیان، که وی در آن عضویت داشته منتشر می شده اند. پایان نامه تحصیلی اش در دانشگاه، کتابی است به نام " چگونه شخصیت فرزندانتان را پرورش دهید " که توسط بنگاه تحقیقاتی و مطبوعاتی در سال 1371 خورشیدی در تهران منتشر شده است. از سال 1364 پس از تحمل سی سال سردردهای مزمن، از یک چشم نابینا شده و از چشم دیگرش هم فقط بیست و پنج درصد بینائی دارد. با این حال از بیست و چهار ساعت شبانه روز، نزدیک به بیست ساعت کار می کند. بعد از انقلاب شوم اسلامی، به مدت چهار سال با اصرار مدیر صفحه خانواده یکی از روزنامه های پر تیراژ پایتخت، به عنوان " کارشناس تعلیم و تربیت " پاسخگوی پرسشهای خوانندگان آن روزنامه بوده است. به لحاظ فعالیت های سیاسی در دانشگاه محل تدریسش، مورد پیگرد قانونی قرار می گیرد؛ و به ناچار از سال 1994 میلادی،به اتفاق خانواده اش، به کشور هلند گریخته و در آنجا زندگی می کند. مدت شش سال در کمپهای مختلف در کشور هلند زندگی نموده؛ تا سرانجام اجازه اقامت دائمی را دریافته نموده است. در شهر محل اقامتش در هلند نیز، سه روز در هفته برای سه مؤسسه عام المنفعه به کار داوطلبانه بدون دستمزد اشتغال دارد. در سال 2006 میلادی، چهار کتاب کم حجم به زبان هلندی نوشته است؛ ولی چون در کشور هلند به عنوان نویسنده صاحب نام شهرتی نداشته، هیچ ناشری برای انتشار کتابهای او سرمایه گذاری نمی کند. سرانجام در سال 2012 میلادی، توسط کانال دو تلویزیون هلند، یک برنامه ده قسمتی از زندگی او تهیه و به مدت ده شب پیاپی از همان کانال پخش می شود. نتیجه مفید این کار، دریافت پیشنهاد رایگان منتشر شدن کتابهای او توسط یک ناشر اینترنتی هلندی بوده است. تا کنون دو عنوان از کتابهای وی منتشر شده و مورد استقبال نیز قرار گرفته اند. در حال حاضر مشغول ویراستاری دو کتاب دیگرش می باشد؛ که به همت همان ناشر منتشر بشوند. شعار همیشگی او در زندگی اش، و تصیه آن به فرزندانش : خوردن به اندازه خواب و استراحت به اندازه اما کار بی اندازه است. چون فقط کار و کار و کار رمز پیروزی یک انسان است.