رمضان شریف٬ سخنگو و مدیرکل روابط عمومی سپاه می‌گوید سپاه در حوادث پس از انتخابات ۸۸ «اشتباهی» نکرد که نیاز به «عذرخواهی» باشد و کار سپاه با دولت‌های احمدی‌نژاد «آسان» نبود.

به گزارش خبرنامه ملّی ایرانیان از دیگربان، شریف این اظهارات را در گفتگو با روزنامه «شرق»  بیان کرده است.

مهم‌ترین گزاره‌های این گفتگو

● برخلاف تصور و تبلیغات رسانه‌ای که تبدیل به یک دروغ رایج هم شده، سپاه قانونمند‌ترین نهاد انقلاب اسلامی است.

● در سال‌های آخر جنگ تحمیلی نسبت به رویکرد و رفتار نخست‌وزیر (میرحسین موسوی) و دولت وقت انتقاداتی مطرح است.

● یکی از چالش‌های سپاه با بنی‌صدر هم در همین زمینه بود که اجازه کار به سپاه نمی‌دادند.

● در دولت سازندگی که آغاز ورود سپاه به سازندگی است، بار‌ها و بار‌ها رییس‌جمهور و وزرای دولت در مقاطع مختلف، این نقش برجسته سپاه را مورد تقدیر قرار دادند.

● تمام مصاحبه‌ها، گفت‌وگو و اظهارات وزرای اصلاحات در مراسم افتتاحیه و اختتامیه پروژه‌های واگذار شده به سپاه موجود و مستند است و یک مورد هم گله و شکایت از نحوه اقدامات سپاه نه در دولت اصلاحات و نه در دولت سازندگی نبوده است.

● برخلاف آنچه در برخی رسانه‌ها گفته شده که کار سپاه با آمدن احمدی‌نژاد تسهیل شد و سپاه در همه پروژه‌ها هست، این‌طور نبود، این موضوع دقیق نیست و مستنداتش هم وجود دارد.

● پذیرش کار از طرف کسانی که در دولت‌های نهم و دهم حضور داشتند بنا بر دلایلی مثل دولت اصلاحات و سازندگی سهولت لازم را نداشت، البته نه اینکه ممانعت ایجاد کنند چون توان و تخصصی که سپاه دارد توانی نیست که دولت‌ها به سادگی از خیر آن بگذرند.

● برخلاف برخی تبلیغات جهت‌دار، این سپاه نیست که تلاش دارد پروژه‌های مختلفی را بگیرد و کار کند بلکه این دولت‌ها بوده‌اند که تلاش می‌کردند از ظرفیت و فرصت سپاه استفاده بیشتری کنند.

● با همه هیاهویی که وجود دارد هنوز میزان پیمانکاران در کشور که وابستگی به جریان‌های موسوم به ملی و مذهبی دارند حتی در دولت‌های نهم و دهم از قرارگاه‌ سازندگی سپاه بیشتر است و با عدد و رقم می‌توان آن را نشان داد.

● در حوزه فرهنگی در دولت اصلاحات رضایت چندانی از عملکرد آنان نداشتیم و تعامل سپاه با آن‌ها کمتر بود، نوع تفکری که مسئولان این بخش به کار می‌گرفتند چه در حوزه فرهنگی یا در حوزه سیاست خارجی، باعث می‌شد تعامل کمتر باشد.

● در حوزه سازندگی سپاه، در دوره آقای هاشمی و به‌ویژه در دوره آقای خاتمی از منظر کاری موانعش کمتر بود، گرفتن کار در دولت‌های نهم و دهم سخت‌تر بود، این نظر من هم نیست بلکه بیان صریح فرمانده سابق قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیا (آقای رستم قاسمی وزیر فعلی نفت) است، نمی‌خواهم بگویم عنادی داشتند ولی سختگیری‌های کار بیشتر بود.

● اینکه گفته می‌شود سپاه در سال ۸۴ پشتیبان آقای احمدی‌نژاد بوده است حرف درستی نیست و با قاطعیت می‌گوییم سپاه به هیچ‌وجه به دنبال ایشان نبود.

● اما بسیجی‌ها گفتمان احمدی‌نژاد را به لحاظ نوع شعار‌ها و عملکردی که در زمان مدیریت شهرداری از ایشان دیدند، پسندیدند… اما این به آن معنا نیست که بسیج به‌طور سازمان یافته پشت آقای‌احمدی‌نژاد باشد.

● درست است که بسیج سازمان وابسته به سپاه است اما اینطور نیست که سپاه به آن امر و نهی کند و در انتخابات به آن‌ها دستور دهد که به چه کسی رای دهند.

● مقطع ورود سپاه به فتنه ۸۸ مقطعی بود که به‌شدت افکار عمومی از مسئولان نظام و سپاه مطالبه داشت که موضوع را فیصله دهند.

● برآیندی که بعد از آن داشتیم رضایت عموم را به همراه داشته است و از عملکرد سپاه راضی بودند، البته اینکه از رفتار نیروهای انتظامی یا بسیج که کمک می‌کردند نارضایتی‌هایی بوده باشد، منکر نیستم و ممکن است اشتباهات فردی رخ داده باشد.

● نه اینکه با تعصب بگویم بلکه بررسی دقیق انجام دادیم که سپاه در حوادث پس از انتخابات ۸۸ اشتباهی نکرده است. سپاه اصلا نقشی نداشته است.

● یکی از ضعف‌های ما در ماجراهای بعد از انتخابات سال ۸۸ این بود که از گفتمان معنوی و حضور آگاهی‌بخش فرماندهان سپاه که از محبوبیت خوبی در افکار عمومی برخوردار بودند، در رسانه ملی کمتر استفاده کردیم و دلیلش هم این بود که آنقدر دشمن تبلیغ کرده بود سپاه در انتخابات دخالت می‌کند که این نگرانی وجود داشت که خود همین حضور به دخالت سپاه در انتخابات ترجمه شود.

● به محض اینکه احساس شود دولت‌ها دچار حاشیه‌هایی شده‌اند که با متن فاصله دارد قطعا این می‌تواند نسبت به رفتار سپاه تجدیدنظر ایجاد کند و این چیزی بود که مـتاسفانه در مورد دولت دهم اتفاق افتاد.

● مکاتبات زیادی با دولت دهم تحت نام سازمان سپاه و هم تحت عنوان جمعی از فرماندهان سپاه صورت گرفت و بیشتر ناظر بر این مطلب بود که از حاشیه‌سازی پرهیز و تلاش کند خدمت صادقانه و گفتمان منطبق با انقلاب که منادی‌اش بود را پیگیری کند.

● در دوره بعد از جنگ، سپاه از نقش فرهنگی که باید ایفا می‌کرد، غفلت کرد و درونگرا شد. پرداختن به خود سپاه، ما را از مشکلات جامعه غافل کرد، مثل اتفاقی که در شلنگ‌آباد اهواز یا کوی طلاب مشهد افتاد، اگر سپاه مثل الان هوشیار بود به دولت‌ها فشار می‌آورد که اجازه ندهد چنین اتفاقاتی بیفتد ولی سپاه درونگرا شد و از این ناحیه کشور آسیب دید.

● نمی‌گویم اشتباه نبوده است اما مورد خاصی که نیازمند عذرخواهی بوده باشد واقعا سراغ نداریم. اساسا کسی که عذرخواهی کند منزلتش افزایش پیدا می‌کند٬ ولی اینکه مجموعه سپاه چنین اشتباهی کرده باشد سراغ ندارم.

● منبع رسمی ما برای اعلام مواضع و دیدگاه‌های سپاه سایت سپاه‌نیوز (سایت رسمی خبری سپاه) است.

● در دوره اصلاحات که دوره ورود بسیج به عرصه جنگ نرم بود، در آن زمان به خبرگزاری‌ فارس و روزنامه جوان به‌عنوان یکی از ابزارهای جنگ‌ نرم مجموعه سازمان بسیج کمک‌هایی کرد.

مقاله قبلینامه‌ی رئیس فدراسیون پاکستان در خصوص توقف جستجو در «برودپیک»
مقاله بعدیبیانیه فدراسیون کوه‌نوردی و صعودهای ورزشی در خصوص حادثه «برودپیک»(کوه نوردان مفقود شده)
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.