فيلم «گرگ وال استريت» در مورد افراط ها است و همه چيز آن بيش از حد است . اين فيلم مارتين اسكورسيزي كه نامزد جايزه گلدن گلوب شده به ركورد جديدي دست يافته كه آن چيزي نيست جز تكرار مكرر يك كلمه «ركيك» .

در واقع اين ركورد جديدي در فيلمهاي بلند آمريكايي نيز است با توجه به گزارش ورايتي ، يك كلمه ركيك كه اغلب در فيلمهاي آمريكايي با آن مواجه هستيم در فيلم «گرگ وال استريت» فيلم 180 دقيقه اي 506 مرتبه مورد استفاده قرار گرفته است و ركورد جديدي در استفاده از اين كلمه ركيك در ميان فيلمهاي آمريكايي را از آن خود كرده است .

البته آقاي اسكورسيزي چندان هم با كاربرد اين كلمه در فيلمهايش مشكلي ندارد و با آن غريبه نيست به طوري كه در فيلم هاي كازينو (22 مرتبه) و رفقاي خوب (300 مرتبه) اين كلمه مورد استفاده قرار گرفته است.

ركورد استفاده از كلمه ركيك پيش از اين براي فيلم غير مستند «تابستان سم» ساخته «اسپايك لي» در سال 1999 است . در اين فيلم كلمه ركيك 435 بار به زبان آمده است.

به گزارش سینما خبر؛ با اين وجود ، ركورد كلي و جهاني كاربرد اين كلمه به سال 2005 و به يك مستند كمدي باز مي گردد.

مقاله قبلیتشدید فشارها و اذیت و آزارها علیه زندانیان سیاسی هموطن بلوچ در زندان مرکزی زاهدان
مقاله بعدیهمسر عماد بهاور: با ایجاد تنش قصد آزار روحی و روانی مضاعف زندانیان را دارند
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.