رضا انتصاری فعال حقوق دراویش و از زندانیان سیاسی عقیدتی که در موج جدید خروج زندانیان سیاسی از بند ۳۵۰ زندان اوین، هم اکنون در بند زندانیان جرایم عمومی محبوس است، برای چندمین بار به دلیل اجبار مسئولین زندان مبنی بر استفاده از لباس فرم زندان، از حضور در سالن ملاقات خودداری کرد.

رضا انتصاری فعال حقوق دراویش و خبرنگار اخراجی صدا و سیما که بیش از دو ماه است که از بند سیاسی به بند عمومی زندان اوین منتقل شده، صبح دیروز برای چندمین بار طی دوماه اخیر از حق ملاقات با خانواده‌اش انصراف داد.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از مجذوبان نور، وی با اعتراض به اینکه هفتگی تصمیمات مسئولین عوض می‌شود گفت: این چندمین باری است که خانواده من که از شهرستان به ملاقات می‌آیند، پس از ساعت‌ها معطلی تازه متوجه می‌شوند که آن روز ملاقات کابینی باید با لباس زندان انجام شود و ناچار برمی گردند، وی همچنین افزود «برای حفظ شخصیت زندانی سیاسی، هرگز لباس زندان نخواهم پوشید»

بر طبق آیین نامه‌های زندان استفاده از لباس زندان برای زندانیان سیاسی در هنگام ملاقات و اعزام به مراکز درمانی و قضایی ممنوع است.

یادآور می‌شود، یک ماه پیش در پی محرومیت‌های مکرر دو درویش محبوس در بندهای عمومی از ملاقات، دراویش زندانی در بند ۳۵۰ نیز در حرکتی هماهنگ و اعتراضی از حضور در سالن ملاقات بند۳۵۰ خودداری کردند.

رضا انتصاری خبرنگار اخراجی صدا سیما است که در سال ۸۸ اخراج و هم اکنون به علت تهیه مستند و فعالیت در سایت مجذوبان نور، به هشت سال و نیم زندان محکوم شده است.

مقاله قبلیريدلي اسكات زندگي داوود پيامبر را مي‌سازد
مقاله بعدیسید حسین کاظمینی بروجردی: ایستاده ام تا پژواک ناله های هموطنانم باشم
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.